تبلیغات
آنچه باقیست فقط خوبی هاست .

آنچه باقیست فقط خوبی هاست .
در کله پزی ها هم 'زبان' از 'مغز' گرانتر است،درست مثل جامعه ای که چرب زبان ها از عاقلان ارزشمندترند...
نویسندگان

"به یاد آتشنشان های شهید "

شعله های آتش که زبانه کشید و دود و خاکستر که به هوا خاست تو بودی و یک دنیا امید حضورت . در این روزگاری
 که آتش افروزان جولان می دهند و شعله های سرکش آتش را پی در پی می دمند تو هستی و یک دنیا آرزو ، آرزوهای قشنگی که دستان آتش نشان تو به ارمغان می آورند . تو سخاوتمندترین انسان این روزگاری ، تو که زبانه های آتش را به کام خویش می بلعی تا روزنه ای برای رهایی دیگران بیابی.
گر چه امروز آوار پلاسکو تو را به کام خویش کشید امااین آوار بهت و حیرت روزگار بود که فرو ریخت تا میان تو و آدم های موبایل بدست و همان هایی که هیچگاه نیستند اما بعد ِحادثه همه جا هستند فاصله ای به اندازه ی انسانیت باشد . زبانه های آتش در حضور تو سر تعظیم فرو آوردند اما افسوس که آوار روزگار بر سینه ی مهربان تو سنگینی نمود . تو ترنم زیبای غزل انسانیت هستی و ترجمان شعر پر احساس مردانگی ، تو دیباچه ای بر کتاب قطور شجاعت و صفحه ای زرنگار از تاریخ این روزگار می مانی ، آرام و آسوده بخواب که شهره ی مردانگی ات در اعماق زمان پیچیده است .
(محمد نعمتی )



[ شنبه 2 بهمن 1395 ] [ 05:51 ب.ظ ] [ محمد نعمتی ]

"رد پای یک مرد "
 پس از رحلت حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام واکنش های متفاوتی در سطح مردم و نخبگان جامعه ایجاد شد برخی با قضاوتهایی احساسی در سوگ او مدیحه سرایی کردند و عده ای مغرضانه و ناجوانمردانه به شخصیت و جایگاه او حمله کردند برخی او را سفید و عده ای سیاه دیدند . البته این راز شخصیت آیت الله است که هم دوستان و هم دشمنان برای او احترام و جایگاه خاصی قائل هستند اکنون و پس از فروکش کردن برخی احساسات زودگذر در این یاداشت نگاهی اجمالی به شخصیت و جایگاه آیت الله هاشمی رفسنجانی خواهیم داشت نگاهی که نه سفید و سیاه بلکه خاکستری است شخصیت و عملکرد آیت الله هاشمی رفسنجانی را باید از صفر تا صد با هم دید و قضاوت کرد در این نوشته به جهت رعایت اختصار در نوشتن از عبارت " آقای هاشمی رفسنجانی " بیشتر استفاده شده است .آیت الله هاشمی بهرمانی رفسنجانی را باید برگ قطوری از تاریخ معاصر ایران دانست . مردی که در طول زندگی هشتاد و دوساله خویش از کودکی بهرمانی به نوجوانی ایرانی و از طلبه ای مبارز به ریاست جمهوری یک کشور بزرگ و متمدن رسید . او هم زندگی در روستای محروم بهرمان را تجربه کرد و هم در کمیته مشترک ضد خرابکاری حکومت پهلوی بازداشت و روزگار سختی را گذراند . رد پای او را می توان از کف زندان اوین تا صندلی ریاست جمهوری در کاخ سعد آباد جستجو کرد . اکبر هاشمی بهرمانی رفسنجانی نامی طولانی با سایه ای دراز بر کشور پهناور ایران ، خاور میانه و دنیای معاصر است . او با زیرکی ، فراست و تیزهوشی تاثیرات مهمی در روند معادلات منطقه ای و جهانی ایجاد کرد چه به عنوان مبارزی انقلابی در سرنگونی حکومت پهلوی و چه به عنوان عنصری موثر در استقرار و تثبیت جمهوری اسلامی و چه به عنوان رئیس جمهوری قدرتمند در برقراری روابط دیپلماتیک با دنیای معاصر . هاشمی رفسنجانی مردی برای تمام فصول بود او ظرفیتی تمام ناشدنی داشت و شاید تا سالهای زیادی پس از وفاتش سایه ی او بر معادلات سیاسی این کشور پهناور سنگینی نماید . روزگاری در نقش یک مبارز جوان و پر احساس به مقابله با حکومت پهلوی پرداخت و مجاهدتهای فراوانی در این راه مقدس متحمل شد . نام هاشمی رفسنجانی در همان روزهای آغازین انقلاب به سرعت به نامی آشنا تبدیل شد . او در تمام معادلات و فعل و انفعالات جمهوری اسلامی از آغاز تا کنون نقشی موثر و بی بدیل داشته است . او در حزب جمهوری اسلامی برای تثبیت جمهوری اسلامی نقش پر رنگی ایفا نمود . در مجلس خبرگان قانون اساسی حضور پر رنگی داشت . در مجلس قانونگذاری شورای اسلامی مدت طولانی در نقش رئیس قوه ی مقننه در تصویب یا حذف بسیاری قوانین خوب یا بد کشورنقش موثری داشت . در دوران دفاع مقدس جانشین فرماندهی کل قوا شد و در اداره جنگ تحمیلی و پایان دادن به آن نقشی بی بدیل داشت . پس از ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره) وظیفه ی انقلابی و تاریخی خود را به عنوان عضوی موثر در مجلس خبرگان با انتخاب مقام معظم رهبری به خوبی ایفا کرد . پس از جنگ تحمیلی با جلوس بر کرسی ریاست جمهوری به عنوان سردار سازندگی در بازسازی خرابی های ۸ سال دفاع مقدس و رفع محرومیت ها تلاش بسیاری نمود .پس از آن با حضور در جایگاه رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنان به عنوان مردی قدرتمند در عرصه سیاست ورزی جمهوری اسلامی حضوری پر رنگ داشت . هاشمی رفسنجانی به مانند همه ی مبارزان انقلابی و سیاست مداران گذشته ، حال و حتی آینده ، معصوم و بری از اشتباه نبوده است .توجه عمیق او به بازسازی ویرانی های جنگ و عدم توجه به توسعه سیاسی در طول دوران ریاست جمهوری باعث شد تا برخی انتقادهای تند و تیزی را متوجه او نمایند و به او لقب عالیجناب سرخ پوش  بدهند . با باز شدن فضای سیاسی کشور  منتقدان هاشمی رفسنجانی بی محابا او را نقد کردند برخی او را مروج فرهنگ اشرافیت نامیدند و او ، فرزندان و اطرافیانش را متهم به فعالیتهای گسترده اقتصادی نمودند . هاشمی رفسنجانی برای اولین بار در دهه ی هفتاد مورد نقد و هجمه منتقدان قرار گرفت منتقدانی که هم در اردوگاه چپ بودند و هم درطیف راست قرار داشتند. منتقدانی که در میان آنها از اصلاح طلب تا اصولگرا و از لیبرال تا اپوزیسیون وجود داشتند . با روی کار آمدن دولت اصلاح طلبان در دوم خرداد ۱۳۷۶ هجمه و انتقاد به عملکرد هاشمی رفسنجانی آغاز شد  و تقریبا با باز شدن فضای سیاسی کشور و رشد مطبوعات نوشته های زیادی در نقد عملکرد دولت سازندگی منتشر گردید . ۸ سال دولت اصلاح طلبان رویارویی نرم و آرامی با دولت هاشمی رفسنجانی بود . در این دوره اصولگرایان همچنان هاشمی رفسنجانی را عضوی از بدنه ی خویش می پنداشتند و او را به عنوان عضو اصلی جامعه روحانیت مبارز کنش گری اصولگرا به شمار می آوردند . با روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد تحولات زیادی در سپهر سیاسی ایران روی داد که عمده ترین آن چرخش اصلاح طلبان به سمتهاشمی رفسنجانی و رویگردانی بخشی از اصولگرایان از ایشان بود . هاشمی رفسنجانی در دوره ی ریاست جمهوری خود مقام مهم نخست وزیری را حذف و به سطح معاون اولی کاهش داد انتخاب او در این دوره  میر حسین موسوی ،  نخست وزیر چپ گرای دوره های گذشته نبود بلکه چهره ای راست گرا  به نام حسن حبیبی شد. در دهه ی هشتاد جای بسیاری موافقان و مخالفان هاشمی رفسنجانی جابجا شد بخش زیادی از راست سنتی و اصولگرایان منتقد او شدند و متفکران و مروجان عالیجناب سرخ پوش به صف حامیان او پیوستند در واقع در یک محاسبه نادرست در دوره های مختلف هم اصولگرایان و هم اصلاح طلبان فکر مصادره کردن آیت الله هاشمی رفسنجانی را به عنوان یک راهبرد و تاکتیک سیاسی مد نظر داشتند و هر کدام در مقطع زمانی خاص معتقدند که او را مصادره به مطلوب نموده اند اما غافل از اینکه شخصیت ، جایگاه و پایگاه خاص اجتماعی آقای هاشمی قابل مصادره نیست بلکه این احزاب و مردان سیاست بودند که در میدان بازی آیت الله هاشمی به عنوان کنش گرانی گاه پیروز و گاه شکست خورده ، بازی خوردند . چون زیرکی و فراست خاص ایشان در طول دهه های مختلف با رویدادهای اجتماعی متفاوت نشان داده که او نه بازیگر ، که کارگردانی فعال و چیره دست است . بسیاری  دیروز ، امروز و حتی آینده سعی کرده و خواهند نمود تا شخصیت ایشان را به نفع خود مصادره نمایند اما او در تراز هیچ حزب سیاسی قرار نخواهد گرفت .تاکتیکهای سیاسی خاص و واکنش های متفاوت و غیر قابل پیش بینی " آشیخ اکبر " برگ برنده او در میدان سیاست بود . در واقع هم اصولگرایان و هم اصلاح طلبان در برش های متفاوت زمانی ناگزیر به نزدیکی یا دوری از مواضع ایشان شدند اما این همان ظاهر قضیه است چرا که روش و  منش آیت الله برای ارتقاء نظام جمهوری اسلامی و میزان پایبندی ایشان از آغاز تا پایان از دوران سخت مبارزه قبل از انقلاب  تا دوران سازندگی و از آنجا تا به امروز در یک امتداد تعریف می شود هر چند ممکن است تراز این حرکت در برخی زمان ها به هم خورده و حباب تراز حرکت ایشان گاهی وزنه را به نفع اصولگرایان و گاهی به نفع اصلاح طلبان سنگین نموده باشد.  اصولگرایان  و اصلاح طلبان در تمام دوران حیات ایشان با نزدیکی یا دوری از  مواضع ایشان خود را برنده انتخابات و فضای سیاسی کشور می کردند. گاهی با دفاع از او و  گاهی با حمله به شخصیت و عملکرد او برنده یا بازنده انتخابات می شدند و هاشمی رفسنجانی به سان همان حباب تراز سیاست ورزی ایران نقش پاندول و وزنه سیاسی برای ایحاد تعادل در جامعه را بدرستی انجام می داد در اوج همراهی و حمایت اصلاح طلبان از مواضع ایشان که به زعم برخی بداندیشان  او را از یار و رفیق دیرین خویش جدا کرده اند در مقابل دوربین های تلویزیونی با صداقتی مثال زدنی می گوید : " عشق من آقای خامنه ای است " و باز ادامه می دهد که "  او در مقام رهبری و من در مقام رهروی هستم "و با این جمله در عین ابراز صمیمیت و دلدادگی به رهبر معظم انقلاب فاصله جایگاه خود با ولی فقیه و رهبری نظام جمهوری اسلامی را بدرستی حفظ می کند تا خناسان امکان سوء استفاده از رفتار سیاسی ایشان را نداشته باشند . نگارنده در طول حیات سیاسی آقای هاشمی سه بار فرصت نوشتن نام ایشان در برگه اخد رای را داشته است اما نگاه من به شخصیت سیاسی آقای هاشمی نگاهی سیاه یا سفید نیست چرا که هم رفتار کسانی که در طول حیات ایشان به شخصیت او حمله کرده و ایشان را تخریب نموده اند قابل دفاع نمی دانم و هم کسانی که از او یک قدیسه می سازند و او را بری از هر اشتباه می دانند برخی که امروز برای او رخت سیاه بر تن کرده و در شهرستانها در صف اول مراسم ترحیم او حاضر می شوند شاید هیچ گاه حاضر نشده اند نام او را بر برگه ی اخذ رای بنویسند اما امروز به جهت نزدیکی منافع آنها به مواضع سیاسی آقای هاشمی برای او دایه ی مهربان تر از مادر شده اند . آنچه مسلم است مقام معظم رهبری در پیام پر محتوای خویش به درستی به همرزم و همراه ۵۹ ساله ی خویش اشاره فرموده اند در مراسم تشییع پیکر او گروههای مختلفی حضور داشتند هم دوستان بودند و هم دشمنان هم موافقان بودند و هم منتقدان و مخالفان ، اما رفتار و واکنش آنها در قبال رحلت آیت الله هاشمی رفسنجانی و بدرقه ی ایشان قابل تامل است برخی منتقدان با الهام از آموزه های دینی و باورهای مذهبی برای او نماز میت خواندند و همصدا و همنوا با رهبری معظم انقلاب او را تا جایگاه ابدی خویش در جوار بنیانگذار انقلاب اسلامی بدرقه و تشییع کردند و برخی مدعیان دوستی با ایشان به جای تکبیر و سایر اذکار مراسم تشییع ،  شعارهای سیاسی و... سر دادند تاریخ گواهی خواهد داد که دوستان راستین و حقیقی آیت الله هاشمی رفسنجانی چه کسانی خواهند بود ؟ برخی او را عالیجناب سرخ پوش و برخی مرد شماره دو نظام می نامیدند . عده ای او را عامل اشرافیت و عده ای سردار سازندگی خواندند. زمانی به علت برخی رویدادهای خارجی به برخی کشورها ممنوع الورود شد و گاهی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ممنوع التصویر شد . اما شاید صمیمی ترین و بی تکلف ترین تعبیر را خانم مرعشی همسر مکرم ایشان داشتند که او را " آشیخ اکبر "صدا می زد .  به هر حال شاید در تاریخ معاصر ایران افرادی به اندازه ی انگشتان دست وجود داشته باشند که تاثیرات مهم و ماندگاری در عرصه سیاسی این کشور داشته باشند و بی تردید  آقای هاشمی رفسنجانی با مجموع عملکردهای مثبت و منفی یکی از برجسته ترین آنها خواهد بود . آیا در سال های آینده باز شاهد چرخش ناگهانی  اصولگرایان یا اصلاح طلبان نسبت به مواضع هاشمی رفسنجانی خواهیم بود ؟ آیا چنانچه در آینده فیلم هایی از سخنان و مواضع سیاسی ایشان منتشر شود جای موافقان و مخالفان "  آشیخ اکبر " باز هم جابجا خواهد شد ؟ باید منتظر ماند تا حوادث و رویدادهای آینده پرده از بسیاری واقعیت ها بردارد .  (محمد نعمتی - آبدانان)
 



[ یکشنبه 26 دی 1395 ] [ 09:29 ب.ظ ] [ محمد نعمتی ]

آتش در نَیِستان 

متاسفانه دیرهنگامی است که اعتقادات دینی مردم هدف شبیخون فرهنگی دشمن قرار گرفته است  و به هزار دلیل غیر موجه مسئولان فرهنگی و عالمان دینی از تاثیرات مخرب آنها غافل مانده اند یکی از این نقاط هدف که شوربختانه خیلی آرام و بی سر و صدا در میان لایه های مختلفی از جامعه ی انسانی ما شیوع پیدا کرده و مثل خوره به جان عده ای از هموطنان ما افتاده است بحث نزول و ربا خواری است . سالهاست که توجیهات غلط و نادرستی در باور مردم شکل گرفته است که چون بانک ها به سپرده های مردم سود می دهند یا با پرداخت تسهیلات بانکی از مردم سود می گیرند بنابراین ما هم می توانیم بدون انجام تشریفات بانکی پول های خودمان را به عنوان وام به مردم پرداخت کرده و از آنان بهره و سود بگیریم . بدعتی که خیلی سریع برای آن کلاه شرعی هم درست شد و با فریب افکار عمومی نزول و ربا خواری که در قرآن کریم گناهی بزرگ و جنگ با خدا و رسولش معرفی شده به کار روز مره ی عده ی سود جو و منفعت طلب از خدا بی خبر تبدیل گردید تا آنجا که حتی عده ای در پوشش مغازه دار و کاسب عملاً به مردم پول می دهند و نزول آنرا با بهره های فراوان از آنان می گیرند. خداوند  ربا خواری را حرام دانسته و در آیات متعددی از قرآن کریم مردم را از ربا خواری نهی فرموده و آنان را بر حذر داشته است . از جمله در سوره بقره آیه 279 (( فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ فَأْذَنُواْ بِحَرْبٍ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَإِن تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُؤُوسُ أَمْوَالِكُمْ لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ )) " پس اگر نمی کنید این کار را و دست از ربا نمی کشید اعلام کنید به جنگ با خدا و رسول خدا و اگر توبه کنید از ربا پس از برای شماست مایه و اصل اموال شما نه سود آن که ربا است ، ظلم نکنید و مظلوم هم نشوید. "

قرآن کریم در این آیه ی شریفه ، ربا خواری را اعلام جنگ با خدا و رسول خدا دانسته است . اگر همین یک آیه هم در باب ربا خواری نازل شده باشد کافی است تا آدمی به این کار متوسل نشود چرا که اعلام جنگ با خدا و رسول خدا یعنی  کفر ، طغیان و سرکشی در برابر خداوند متعال و کسی که در برابر  فرمان الهی طغیان کند کافر و محکوم به عذاب و آتش دوزخ است  . یا در سوره روم آیه 39 (( وَ ما آتَیْتُمْ مِنْ رِباً لِیَرْبُوَا فی‏ أَمْوالِ النَّاسِ فَلا یَرْبُوا عِنْدَ اللَّهِ وَ ما آتَیْتُمْ مِنْ زَكاةٍ تُریدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُون‏ ))  "و آنچه می دهید از ربا تا اینکه بیفزاید در مالهای مردم ، بدانید که زیاد نمیشود آن مال نزد خدا و برکت در آن مال نیابد و آنچه میدهید از زکات که میخواهید ثواب خدا و رضای او را آن گروه زیاد کننده اند مال خود را. "

رسول اكرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله می فرمایند
اِنَّ اللّه عَزَّوَجَلَّ لَعَنَ آكِلَ الرِّبا وَمُؤكِلَهُ وَكاتِبَهُ وَشاهِدَیْهِ؛
خداى عزوجل رباخوار و ربا دهنده و نویسنده و شاهد بر آن را لعنت كرده است.

یا در حدیثی دیگر رسول اكرم صلى الله علیه و آله می فرمایند :  
أتَیْتُ لَیْلَةً اُسْرِىَ بى عَلى قَوْمٍ بُطونُهُم كَالْبُیوتِ فیهَا الْحَیّاتُ تُرى مِنْ خارِجِ بُطونِهِمْ فَقُلْتُ: مَنْ هؤُلاءِ یا جَبْرَئیلُ؟ قالَ: هؤُلاءِ أَكَلَةُ الرِّبا؛
شبى كه به معراج رفتم برمردمى گذشتم كه شكم هایشان چون خانه اى بود و در آنها مارهایى وجود داشت كه از بیرون شكمهایشان دیده مى شد. پرسیدم: اى جبرئیل اینها كیستند؟ گفت: اینان رباخوارانند.

باز حدیث دیگری از رسول اكرم صلى الله علیه و آله نقل است که می فرمایند : 

مَن باعَ وَ اشتَرَی فَلیَحفَظ خَمسَ خِصال وَ إلّا فَلا یَشتَرینَّ وَ لَا یَبیعَنَّ: ألرِّبا وَ الحَلفَ وَ کِتمانَ العَیبِ وَ الحَمدَ إذا باع وَ الذَّمَّ إذا اشتَرَی.
هر که تجارت می کند باید از پنج چیز دوری گزیند و گرنه اصلا خرید و فروش نکند: ربا، قسم خوردن، کتمان عیب، تعریف از کالایی که می فروشد و بدگویی از کالایی که می خرد

با این اوصاف و حکم صریح قرآن کریم ،  متاسفانه برخی مثل آب خوردن ربا می خورند وجامعه ی انسانی و اسلامی ما را به ننگ ربا خواری آغشته می کنند .  در کمال تاسف ربا خوار و ربا دهنده و بنویس و شاهد بر آن فراوانند در گوشه و کنار ما کسانی هستند که حتی دم از دیانت می زنند اما به ربا خواری مشغولند شاید شما نیز در اطراف و اکناف خود کسانی را سراغ داشته باشید که پول ربا می خورند آنچه که مایه ی تاسف شدید است اینکه هیچ کار فرهنگی در این رابطه و برای جلوگیری از این کار صورت نمی گیرد شاید تنها کاری که سالی یک بار انجام می پذیرد در فصل برداشت محصول گندم است که عده ای با نصب بنر به سنت نیکوی جمع آوری زکات آگاهی می دهند  شورای فرهنگ عمومی این شهرستان باید در این زمینه کاری انجام دهد  متاسفانه چالش های ضد فرهنگی فراوانی همچون ربا خواری ، دروغ گوئی ، ریا ، طلاق، زیر آب زنی ، تهمت و اتهام ، ظاهر سازی ، غیبت و... به کار روزمره ی عده ای تبدیل شده و حسناتی مانند احسان ، نیکی کردن ، صله رحم ، قرض الحسنه ، خمس و زکات و.... آنچنان که شایسته است انجام نمی گیرد .  زندگی انسان همچون نیستانی است که هر لحظه با شعله ای می تواند آتش گرفته و از بین رود . ربا خواری همچون آتشی در نیستان زندگی است که نه تنها ربا خوار و ربا دهنده که سایر هموطنان ما را نیز طعمه ی شعله های خود خواهد نمود  ما امیدواریم که سنت نیکوی قرض الحسنه جای خود را به جنگ و دشمنی با خدا و رسولش یعنی ربا خواری بدهد در نوشته های بعدی بیشتر در این خصوص خواهم نوشت .(محمد نعمتی - وبلاگ نقاطع)





[ شنبه 25 دی 1395 ] [ 04:11 ب.ظ ] [ محمد نعمتی ]


نامه 31 نهج البلاغه 

فرازی از وصایای حضرت  امام علی(ع)  به امام حسن مجتبی (ع)

 این نامه را امام ازسرزمین حاضرین هنگام بازگشت از صفین به او نوشته است .

این نامه ای است  از پدری فانی که آفتاب عمرش رو به غروب است و خواه ناخواه تسلیم گذشت دنیاست هم او که در منزلگاه پیشینیان سکنی گرفته و فردا از آن کوچ خواهد کرد . به فرزندی آرزومند ،آرزومند چیزی که هرگز به دست نمی آید  و در راهی گام می نهد که دیگران در آن گام نهادند و هلاک شدند به کسی که هدف بیماری ها است  گروگان روزگار، در تیررس مصائب ، بنده دنیا  ، بازرگان غرور بدهکار و اسیر مرگ ، هم پیمان اندوهها، قرین غمها،  آماج آفات و بلاها ، مغلوب شهوات و جانشین مردگان . اما بعد آگاهی من از پشت کردن دنیا و چیرگی روزگار  و روی آوردن آخرت به سویم مرا از یاد غیر خودم بازداشته و تمام اهتمامم را به سوی آخرت جلب کرده است و از آنجا که به خویشتن مشغولم  از غیر خودم روی برتافته ام .این وضع هوا و هوسم را کنار زده و نظر خالص و نهائی را برای من آشکار ساخته لذا مرا به مرحله ای رسانده که سراسر جدی است و شوخی در آن راه ندارد و به راستی و صداقتی کشانده که در آن دروغ نیست . و چون تو را جزئی از خود بلکه همه خودم یافتم آ ن چنانکه اگر ناراحتی به تو رسد به من رسیده و اگر مرگ دامنت را بگیرد گویا دامن مرا گرفته به این جهت اهتمام کار تو را اهتمام کار خود یافتم  لذا این نامه را برای تو نوشتم تا تکیه گاه تو باشد خواه من زنده باشم یا نباشم .  پسرم تو را به تقوا و التزام به فرمان خدا ، آبادکردن قلب و روح با ذکر او و چنگ زدن به ریسمان الهی توصیه می کنم  و چه وسیله ای می تواند مطمئن تر از رابطه ای که بین تو و خدا است اگر به آن چنگ زنی باشد ؟ قلبت را با موعظه و اندرز زنده کن و هوای نفست را  با زهد و بی اعتنائی بمیران دل را با یقین نیرومند ساز و با حکمت و دانش نورانی نما  و با یاد مرگ رام کن و آن را به اقرار به فناء دنیا وادار و با نشان دادن فجایع دنیا او را بصیر گردان  و از حملات روزگار و زشتیهای گردش شب و روز برحذرش دار  اخبار گذشتگان را بر او عرضه نما و آنچه را که به پیشینیان رسیده است یادآوریش کن  در دیار و آثار مخروبه آنها گردش نما و درست بنگر آنها چه کرده اند ببین از کجا منتقل شده اند  و در کجا فرود آمده اند خواهی دید از میان دوستان منتقل شده  و به دیار غربت بار انداخته اند گویا طولی نکشد که تو هم یکی از آنها خواهی بود . بنابراین  منزلگاه آینده خود را اصلاح کن آخرتت را به دنیایت مفروش و در موردآنچه نمی دانی سخن مگو در آنچه موظف نیستی کسی را مخاطب نساز و در راهی که ترس گمراهی در آن داری قدم مگذار چه اینکه خودداری به هنگام بیم از گمراهی بهتر از آن است که انسان خود را در مسیرهای خطرناک بیفکند .  امر به معروف کن تا خود اهل معروف باشی با دست و زبانت منکرات را انکار نما و از کسیکه عمل بد انجام می دهد به سختی دوری  گزین  و در راه خدا تا سرحد توان تلاش کن و هرگز سرزنش سرزنش گران ، تو را از تلاش در راه خدا باز ندارد .  در دریای سختی ها و مشکلات در راه حق هر جا که باشد فرو رو در دین تفقه کن  خویشتن را بر استقامت در برابر مشکلات عادت ده که شکیبائی در راه حق از اخلاق نیک به شمار می رود ......

 




[ دوشنبه 22 آذر 1395 ] [ 11:47 ب.ظ ] [ محمد نعمتی ]
به یاد همکار خوبمان زنده یاد مرحوم رحم خدا ناصری و همسرشان که ناباورانه از جمع ما رفتند .

از فراسوی زمان گذشتیم 
ثانیه به ثانیه و لحظه به لحظه 
امتداد آسمان را گرفتیم
تا نگاهمان به سرخی افق  جمعه برسد 
می خواهیم به لحظه ی ناب با تو بودن برسیم 
ما میراث دار رنجی هزار ساله ایم
رنجی پر از انتظار 
و انتظاری پر از رنجوری 
نگاهی ، پر از ، چشم به راه بودن، داریم
و چشمانی پر از ستاره بودن
 باز جمعه است 
نفسم بوی آمدن باران گرفته 
و دلم بهانه ی آمدن تو دارد 
 تو گویی 
لحظه ی دیدار نزدیک است.

         ( محمد نعمتی ۱۳۹۵/۹/۱۱)



[ جمعه 12 آذر 1395 ] [ 01:14 ق.ظ ] [ محمد نعمتی ]
تقدیم به ساحت ملکوتی حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام

اومدم  امام رضا ،  طلب شفا کنم
توی ایوون طلا ،  با دلم دعا کنم

اومدم امام رضا ،  زیر طاق  حرمت
بشینم کنار حوض ، دردمو دوا کنم

اومدم از راه دور  ، از دل بیابونا
بشینم کنار تو  ، آقامو صدا کنم

هی بگم امام رضا ، قربون مرامتم
زیر گنبد طلا ،  سهممو سوا کنم

کفترای حرمت ، یهو  هم صدا شدن
انگاری به من میگن هی رضا رضا کنم

آهو ها به من میگن ضامن اونا شدی
 اومدم امام رضا ، نذرمو  ادا کنم

دل من  امام رضا ، هنوز هم تو کربلاس
اومدم با چشم تر  پیش تو صفا کنم

سی ام صفر شده ، اومدم با گریه هام
توی مشهد رضا  ، عاشورا به پا کنم

(محمد نعمتی آذر 94 - آبدانان )


[ دوشنبه 8 آذر 1395 ] [ 09:05 ق.ظ ] [ محمد نعمتی ]
" نامه ای به باران "

 همنشین پاییز و زمستانم ، رنگین کمان بهارهای کودکی ام سلام ، باران جان، سلام بر تو و نَم نَم باریدن هایت ، سلام بر شُر شُر ناودانی ، آنگاه که دریچه آسمان باز می شود و مروارید های غلطان تو بر سقف خانه هایمان می نشیند و آرام آرام جاری می شود. سلام بر ابرهای باران زا که این روزها دلمان در غیابشان تنگ شده است.  سلام بر گرفتگی و غرش سینه ی آسمان که  در این حوالی صدایش شنیده نمی شود . باران جان اگر جویای حال ما هستی مَلالی نیست جز نباریدن تو ، باران مهربان این روزها دلمان سخت گرفته است هر روز صبح به امید آنکه تو می آیی از خواب برمی خیزیم  نفس از لابه لای شُش های خاک خورده و ریه های خُشکمان به سختی بر می آید چشم  به آبی آسمان که می گشاییم نفس هایمان به شماره می افتد و آهی سرد خبر از نیامدن تو می دهد . می دانیم که از ما رنجیده ای ، ما ارزش قطره های با برکت تو را ندانستیم . امروز چشمانمان از ندیدن مُرواریدهای زیبای تو خشک شده و طراوت از سرزمین مان رخت بر بسته . باران جان قبول داریم که دل هامان همچون صَخره های سنگ ، سخت شده است اما مگر تو بر صَخره های سنگ نباریدی و آنها را نرم و خاکستر نکردی ؟ گرچه دل ما چرکین است اما هنوز ته مانده ای از مهربانی در اعماق سیاه دل هایمان یافت می شود . می دانیم و می دانی که خیلی بَد کرده ایم اما تو بارانی ، تو آفریده شده ای برای باریدن ، ما بندگان گناهکار ،  این روزها تو را نیز رنجانده ایم . باران مهربان ، تو دلی به وسعت آسمان داری و قلبی سرشار از مهربانی ، ما پشیمان و خِجِل و درمانده ایم و تو بخشاینده و مهربان ، باران  عزیز ، بادِ سرد و سوز سرما صورتمان را بد جوری نوازش داده است سیلی سردِ سرما ، گونه هایمان را سُرخ نموده است . دستهای لرزانمان در مقابل گونه های سَرد و سُرخ فام  به هوا برخواسته تا از درگاه خالق هستی بخش ، طلب بخشش و باران نماید ما از چشمهِ زُلال الهی ‌، تو را می طلبیم تا با آمدنت طراوت و شادابی به زندگی سرمازده و سَردمان بر گردد . باران جان پاییزِ سَرد و بی روحمان را با اشکهای غلطان خود طراوتی دوباره ببخش و ما را از این سَردی و نِخوت برهان ، زمین های کشاورزی و دانه های گندم چشم انتظار آمدن تو خشکیده اند .سیلی سردِ سرما ما را بس است ، ببار باران که زمینِ جانِ ما نیز تشنه ی باریدن توست . 

ببار باران ببار ای یار دیرین
ببار از آسمان باز ، آبِ شیرین 

ببار بر ما ، که جمله تِشنه گانیم
ببار کز تَلخی هم ، تَلخ کامیم 

بیا با هم  بخوانیم "باز باران "
به پاییز و زمستان و بهاران

بیا با هم بخوانیم بی بهانه
سرود " بازباران " با ترانه

ببار شُر شُر ببار نَم نَم 
ببار از آسمان کَم کَم

ببار بر کوه ، ببار بر دشت و بر صحرا
ببار بر ساحل و بر موج و بر دریا 

ببار باران ، ببار بر صورت سَردم 
ببار از آسمان بر زخم و بر دَردم

بشو  آب روان بر ناودانی 
بشو روح روان بر زندگانی 

به قطره قطره ات ما را نیاز است
ببار باران که هنگام نماز است .

" نماز باران و درخواست رحمت الهی را فراموش نکنیم " 
               ( محمد نعمتی - آبدانان )



[ چهارشنبه 3 آذر 1395 ] [ 09:21 ب.ظ ] [ محمد نعمتی ]
( به مناسبت پنجم آذر ماه ، روز بسیج مستضعفان  شعر زیر تقدیم می شود به همه ی آنانکه بسیجی هستند و خواهند ماند )
ای بسیجی نام نیکت ماندگار
جا نماز و آن پلاکت یادگار
چونکه ایمانت خروشان می شود
دشمن از نامت پریشان می شود
با خدایت عهد و پیمان  بسته ای
ریسمانت را به قرآن بسته ای
در نبرد ، پیل افکنی ای شهسوار
دشمنت گوید هوار و الفرار
رستم دستان چو در عصر تو بود
بی گمان سرباز  آن قصر تو بود
تو بر آن شیران دوران  مهتری
هم بر آن اسفندیاران سروری
آن حکیم طوس گر بودش کنون
رستمش را از کتاب می کرد برون
او به جای آن یل  اژدر فکن
یا به جای نامدار پیلتن
می نوشت نام تو را ای پهلوان
زآنکه پیل افکن تویی ای قهرمان
شاخ دشمن را شکستی بی امان
هم به خشکی هم به دریای عمان
ناو اهریمن هراسان کرده ای
ناخدایش را پریشان کرده ای
آنکه می گفت گر پرنده پر زند
از زمین و آسمان اژدر زند
چون تو را در موج آن دریا بدید
عکس  ، ناوش هر کجا فردا بدید
ناو جنگی را ز دریا دور کرد
اژدرش را موج هایت کور کرد
آرکیوهایش زمین گیر کرده ای
هیبتش را پوچ و تحقیر کرده ای
همچنان نامت بلند ، آوازه ات فریاد باد
این وطن از نام نیکت تا ابد آباد باد 

(محمد نعمتی 5 آذر 94-آبدانان)









[ چهارشنبه 3 آذر 1395 ] [ 04:31 ق.ظ ] [ محمد نعمتی ]
سروده ی زیر تقدیم به همه ی آنانکه در برنامه ی پیاده روی اربعین حسینی و خلق  این حماسه ی بزرگ ،  تلاشی خستگی ناپذیر دارند .

ز مهران تا به صَحن کربلا ، بوی حسین  است 
 کنار هم ، هزاران  زائر ، کوی حسین است 
 
کنار جاده  ، موکِب ها فراوان  
پذیرایی کنند پیر و جوانان 
 
یکی موکِب نوشته آبدانان 
به زائرها کند خدمت فراوان  
 
یکی با گریه هایش ، اشک ریزد 
بنوشی ،  آب سرد ، از مَشک ریزد  

یکی دیگر ،  تو را گوید ، بفرما 
به آش نذری و یک دانه خرما 

جلوتر می روی غوغاست آنجا 
نماز و سجده ها بر پاست آنجا 

چو بهتر بنگری صد ساله بینی  
کنارت نوجوان ، ده ساله بینی 

یکی بر تشنگان ، یاری رساند 
به ذکر یا حسین ، آبی رساند  

ز گیلان و بلوچستان و تهران 
 شبانه آمده ، تا مرز  مهران 
 
یکی با بِنز و آن دیگر پیاده  
یکی با ویلچر و دَستی فتاده  

یکی با اشک و ناله ، سَر به زیر است  
جوانی ، ناتوانی دستگیر است 
 
به موکِب ، چون رسی آبی مهیاست  
غذا و نان خرمایی مهیاست 
 
هر آنچه هست اینجا عشق پاک است  
لباس زائران از جنس خاک است  

امیر لشکر و سرتیپ و سردار  
شده سرباز عباس علمدار 

ندای یا حسین رمز عبور است  
دعای زائران ، آقا ظهور است  
 
یکی بوسه زَنَد بر زیر پایَت
یکی مَرحم نَهد بر زخمهایت  

یکی سُرمِه کُنَد ، خاکِ قدم را  
یکی بوسه زَند ، پیشانی ام را  
 
یکی هم دست نابینا گرفته  
پسر بر دوش خود  ، بابا گرفته
  
یکی با چشم تَر گوید که آنجا 
کنید اینک ضَریحَش را تماشا 

به چشم خویش دیدم در بیابان  
که جَنّت پیش چشمم شد نمایان  
 
بهشت کربلا از دور پیداست 
به نزدیک حَرم  ، غوغا ، برپاست 

خدایا این چه شور و این چه غوغاست  
تو می گویی که روز مَحشر آنجاست  

خدایا از تو می خواهم به بذلت   
به زُوّار حسین ،  بَخشی تو فضلت  

همه آیند ، به خانه در سلامت  
کنند شکر و سپاس گویند ، به نامت  

(محمد نعمتی - آبدانان  )




[ دوشنبه 17 آبان 1395 ] [ 01:58 ب.ظ ] [ محمد نعمتی ]
ایست اینجا آب نیست  !
بحران کم آبی آغاز شده و زنگ "ایست اینجا آب نیست "به صدا درآمده است کشور ما در مسیر خشکسالی قرار گرفته و اکثر قریب به اتفاق کارشناسان بحران کم آبی را چالش بزرگی فراروی آینده کشور می دانند و حتی برخی از عبارت جنگ آب سخن می گویند.اقلیم ایران روبه خشک شدن نهاده  ، سطح آب های زیر زمینی به شدت کاهش یافته،میزان بارش باران و سایر نزولات آسمانی کم شده ،جمعیت  افرایش یافته و مصارف آب رو به فزونی نهاده است ، خشکسالی و افزایش دمای هوا باعث تبخیر بیشتر منابع جاری و روزمینی گشته ودر کنار اینها عدم اصلاح الگوی مصرف خود مزید بر علت شده تا بحران کم آبی چالشی بزرگ برای آینده نزدیک ما باشد . در این یاداشت به عمده ترین دلائل مصرف زیاد آب در شهرها و از جمله در شهر آبدانان می پردازیم آنچه به نظر و قلم نگارنده آمده از دریچه نگاه ایشان بوده و به یقین دلایل فراوان دیگری نیز وجود دارد .
1-مصارف شهری : توجه و توسعه فضاهای سبز شهری یک ضرورت اجتناب ناپذیر است .متولیان مدیریت و خدمات شهری برای زیبا سازی مبلمان شهری ، شاداب سازی خیابانها و میادین ، کمک در تلطیف و سالم سازی هوای شهرها و... اقدام به کاشت درختان ، بوته ها،  گلها و چمنزار می کنند . توسعه و نگهداری فضای سبز نیازمند تامین منابع آبی است .امروزه برای آبیاری و آبدهی فضای سبز شهرها از روش های پیشرفته ای که باعث حداقل مصرف آب می شود بهره گیری می گردد . سیستم های آبیاری قطره ای برای درختان و درختچه ها و آبیاری بارانی برای چمنزارها در کنار استفاده از گونه های مقاومی که نیاز کمتری به مصرف آب دارند از مهمترین راهکارهایی است که مورد استفاده قرار می گیرد .موضوع دیگر چگونگی تامین منابع آبی آنهاست ساده ترین و کم هزینه تربن راه برای متولیان فضای سبز استفاده از سیستم و شبکه آب لوله کشی شهری یا همان آب شرب است این کار در مناطق کمتر توسعه یافته که دارای مدیرانی سنتی و  فاقد برنامه  است بیشتر به چشم می آید چنانچه یک مدیر دارای برنامه علمی و چشم اندازی بلند مدت برای استفاده بهینه از امکانات و منابع خدادای باشد برای استفاده از فناوریهای جدید تلاش و کوشش می نماید .سخن امروز بیشتر مسئولان و متولیان امور آب شهرستان حاکی از خشکیدن تعدادی از چشمه های آب سراب دارد که ممکن است روزهای کم آبی زیادی را برای شهروندانمان رقم زند در این میان توصیه هایی مبنی بر صرفه جویی شهروندان در مصرف آب میشود و مرتب در تریبونهای مختلف از مردم می خواهند که در مصرف آب صرفه جویی کنند در حالی که متولیان خدمات شهری با بی ملاحضگی ناشی از فقدان برنامه با  آبیاری غرقابی گل ها و سبزه های بلوارها و میادین  گوی سبقت را در مصرف بی رویه آب لوله کشی شهری از دیگران ربوده اند و تا به امروز هیچ برنامه علمی که الگوی مصرف  درآن رعایت شده باشد از طرف کارشناسان فضای سبز ارائه نشده و ما هر روز شاهد مصرف هزاران لیتر آب توسط متولیان حفظ فضای سبز هستیم هر روز می توان کارگران شیلنگ به دستی را از طلوع خورشید تا پاسی از شب مشاهده کرد که آب شرب مردم را که برای آن هزینه شده است به راحتی هدر می دهند  یا هنوز غرش رعد آسای تانکری را مشاهده کرد که روزانه هزاران لیتر آب را روانه فاضلابها می کند  باید متولیان امر به فکر فناوری های جایگزین باشند که آب کمتری را مصرف می کنند باید نهضت نوسازی تجهیزات و استفاده از روشهای بهتر به راه افتد ، باید سیستم های تصفیه فاضلاب ها برای استفاده مجدد از آب مصرف شده احداث شود  شهرها به فضای سبز نیازمندند و فضای سبز برای ادامه حیات به منابع آبی و منابع آبی رو به کاهش و در معرض خشکیدن بنابراین باید در این چرخه بازنگری به عمل آید و از هر کاری که باعث اتلاف سرمایه می شود دوری جست .
2-مصارف خانگی :متاسفانه به علت عدم آموزش الگوهای مصرف آب  به شهروندان شاهد اسراف بی رویه آب در درون خانواده ها هستیم . برای شستن ظروف غدا و البسه ، استحمام ، شستسوی حیاط منزل و.... هیچ الگوی خاصی آموزش داده نشده و شهروندان از حداکثر توان آبدهی لوله های آب برای مصارف گفته شده استفاده می کنند . لازم است تا مسئولان به ارائه آموزش های لازم و ایجاد کارگاههای آموزشی اصلاح الگوی مصرف اهتمام نمایند . از طرفی یکی از علل مصرف زیاد آب در منازل وجود شیرآلات غیر استاندارد است که توان بالایی برای خروج آب دارند چنانچه الگویی که در تولید لامپ های کم مصرف برق رعایت شد در ساخت شیرآلات هم بکار رود کارخانجات می توانند شیرآلاتی را تولید نمایند که امکان خروج آب زیادی را به مصرف کننده نمی دهند نمونه آن استفاده از شیرهای لمسی است که از هدر رفتن آب جلوگیری می کنند توصیه می شود زمینه ای فراهم شود تا در کلیه های ادارات و منازل تا حد امکان از شیرهای آب لمسی استفاده شود برای فراگیر شدن این کار باید قیمت تمام شده این تجهیزات را کاهش داد تا امکان خرید آن برای همگان فراهم شود . 3-مصارف تجاری و صنعتی : در هر شهری تعداد زیادی واحد تجاری و صنعتی وجود دارد که هر کدام از آب لوله کشی استفاده می کنند یکی از اقدامات سوال برانگیز در سالهای دور مجبور کردن صاحبان واحدهای تجاری به خرید امتیاز آب و نصب لوله آب در داخل مغازه بود امروز تقریبا در اکثر قریب به اتفاق واحدهای تجاری شهرستان شیر آب شهری وجود دارد که بیشتر برای شستن پیاده روی جلوی مغازه از آن استفاده می شود برخی واحدهای تجاری از جمله فروشندگان مرغ زنده که گوی سبقت را در مصرف آب از همه ربوده اند بنابراین قطع انشعابهای غیر ضروری واحدهای تجاری می تواند راهکار مناسبی برای کاهش مصرف آب باشد .شهر آبدانان اگر از یک نظر در زمینه عدم مصرف آب  رکوردار باشد مصرف صنعتی است شوربختانه درب صنعت در این شهر به کلی تخته است و در کما به سر می برد.
4-مصارف دامداری : شوربختانه هزینه مصرف آب چنان پایین است که احتمالا در سطح همین شهر آبدانان و به طور قطع و یقین در بیشتر روستاها حتی آب مصرفی احشامی مانند گاو و گوسفند و سایر چهارپایان از همین آب لوله کشی شرب شهرستان تامین می شود پاسخ به این سوال می تواند بهترین مستند برای اثبات چنین ادعایی باشد به نظر شما روستایی و عشایری که در کنار منزل خود اقدام به نگهداری از گاو و گوسفند می کند و من و شما گاهی برای خرید شیر به آنان مراجعه می کنیم آب مصرفی احشام خود را از کجا تامین می کنند ؟ آیا می توان پذیرفت که از رودخانه ،چاه یا سایر منابع استفاده می کنند ؟قبول کنیم که آب مصرفی احشام آنان از همین آب لوله کشی شهری آبدانان تامین می شود بگذریم از آبی که برخی از از خدا بی خبران به شیر تولیدی هم اضافه می کنند .اگر توهین به خودم و سایر همشهریانم نباشد تعداد قابل توجهی از گاو و گوسفندهای محترم و خوش نشین این شهرستان از مرکز شهر گرفته تا دورترین نقاط روستایی از همین آب لوله کشی شهری من و شما سیراب می شوند .
5-مصارف کشاورزی : در خیلی از منازل روستایی اقدام به کاشت سبزی و سیفی جات می شود که البته با نظارت مسئولان در چند سال گذشته به شدت با چنین افرادی برخورد شده و محدودیت های زیادی برای آنان اعمال شده است اما در همین شهر آبدانان در برخی از منازل باغچه های گل و گیاه و درختان زیادی کاشته شده که میزان مصرف آب آنها از افراد خانواده بیشتر است توصیه می شود گونه های گیاهی مقاومی که آب کمتری مصرف می کنند به خانواده ها معرفی شود .
6- مصارف ساختمانی :ساخت و ساز و فعالیتهای ساختمانی در سطح شهرستان خود عامل دیگری برای مصرف بی رویه آب لوله کشی شهری می باشد بدون شک و به طور قطع و یقین تمام آب مصرفی کارهای ساختمانی از ابتدا تا اتمام فرآیند ساخت و ساز از آب لوله کشی تامین می شود چون هم ارزان است و همه به راحتی در دسترس مردم قرار می گیرد  آیا تا به حال دیده اید که برای مصارف ساختمانی از آب رودخانه یا چاه استفاده شود ؟ توصیه می شود امتیاز آب لوله کشی در همان بدو کار داده نشود تا صاحبکار با خرید تانکر آب از مصرف بی رویه و بدون ملاحظه آب خوداری نماید و یا تا پایان کار ساختمانی آب بهای مصرفی با تعرفه های بیشتری محاسبه شود تا صاحبکار از مصرف زیاد آب خوداری نماید همچنین مشترکانی که الگوی مصرف را رعایت نمی کنند به شدت جریمه شوند .
7- مصارف اداری:بخشی از فضاهای ساختمانی شهرستان را ادارات دولتی تشکیل می دهند این فضاها نیز بخشی از آب شرب شهرستان را برای مصارف خوراکی ،بهداشتی و فضای سبز مصرف می کنند برای مصرف آب ادارات هم باید الگوهای خاصی تعریف کرد استفاده از شیرآلات لمسی در سرویسهای بهداشتی ادارات راهکار خوبی برای اصلاح الگوی مصرف است . همچنین توصیه می شود از طریق فرمانداری از همه ی مدیران دستگاههای دولتی و بخشداران بخشهای مختلف خواسته شود تا در یک فرصت یک ماهه برنامه اداره خود برای رعایت الگوی مصرف آب را که جنبه عملی داشته باشد تنظیم و به صورت مستند ارائه و توسط یک کارگروه مورد ارزیابی قرار گرفته و سپس اجرای آن نیز با نظارت دائمی نحت نظر قرار گیرد .
در کنار همه ی این عوامل بی ملاحظگی و بی اخلاقی برخی شهروندان در کارهایی مانند شستن خودرو ،شستن هر روزانه حیاط و پیاده روی جلوی منرل ،شلینگ بدست گرفتن و آب بازی با بچه ها به عنوان یک تفریح و..... را هم اضافه کنیم برخی وقتی سخن از مصرف آب میشود شرب و غیر شرب بودن آنرا مطرح می کنند به این عزیزان باید یادآوری کرد که منبع آب شرب و غیر شرب یکی است و اسراف در مصرف هر کدام باعث کاهش منابع زیر زمینی می شود با همین نگاه است که فکر می کنیم اگر آب رودخانه را در خیابانهای شهر رها کردیم مشکلی بوجود نخواهد آمد.
و اما نکته ی آخر بحث فاضلاب شهری است که باید مورد توجه جدی قرار گیرد امروز در دنیا احداث فاضلاب شهری یک ضرورت است در کشور ما و به خصوص در مناطقی که ما زندگی می کنیم به علت عدم وجود سیستم فاضلاب شهری از چاه های فاضلاب استفاده می شود . چاه فاضلاب سنتی خود عامل دیگری در آلوده کردن و هدر دادن منابع آبی است با وجود سیستم فاضلاب شهری آب مصرفی در این بخش مجددا به چرخه ی استفاده بر می گردد و با احداث تصفیه خانه هایی می توان آب تصفیه شده حاصل از پسماندها را به چرخه ی کشاورزی و آبیاری فضاهای سبز باز گرداند ما امیدواریم مردم و مسئولان با فرهنگ سازی و رعایت الگوی مصرف و ارائه راهکارهای بهتر و جایگزین نمودن فناوری های جدید و احساس مسئولیت بیشتر نهضتی فراگیر برای مبارزه با بحران کم آبی و رعایت الگوی مصرف تشکیل دهند .در هر حال تابلوی  " ایست اینجا آب نیست "را جدی بگیریم.( محمد نعمتی)

 



[ جمعه 16 مهر 1395 ] [ 03:01 ب.ظ ] [ محمد نعمتی ]

آخرین دیدار

چند سال پیش فردی  را می شناختم که از بنده ی  خدائی  طلبکار بود با دادخواستی  به شورای حل اختلاف آمد و ازاو شاکی بود که فلانی طلبش را پرداخت نمی کند  پس از ثبت پرونده و صورتجلسه  اظهارات خواهان ، وقتی برای طرفین تعیین و به آنها ابلاغ کردیم ، در وقت مقرر هردو در جلسه ی شورا حاضر  شدند ابتدا از خواهان (طلبکار) خواستیم تا ادعا و مستندات خویش را مطرح نماید مبلغ مورد ادعای ایشان خیلی زیاد نبود . خوانده (بدهکار) پس از شنیدن ادعای خواهان و دلائل و قرائن ،  قبول داشت که به ایشان بدهکار است ولی در کمال ناباوری گفت من بدهکار هستم ولی پول  ایشان را پرداخت نمی کنم از نامبرده خواستم دلیل این کار را بیان نماید گفت دوست ندارم بدهی ایشان را پرداخت نمایم هر کاری که از دستش برمی آید انجام دهد  گفتم برادرعزیز بدهی را باید پرداخت کرد مال مردم خوردن عاقبت خوشی ندارد شما خودتان اعتراف می کنید که مال ایشان را برده اید به جای پرداخت بدهی و جلب رضایت ، گردنکشی  نکنید این کار شما نه تنها از نظر شرع مقدس اسلام  و عرف مردم جایز نیست بلکه از منظر و نگاه قانون هم مجازات دارد اگر ندارید یا نمی توانید بدهی خود را تسویه کنید حرفی نیست ما از خواهان می خواهیم اگر مقدور است هم به شما تخفیف بدهد و هم فرصت بیشتری برای ادای دین در اختیار شما قرار دهد متاسفانه در پاسخ گفت من نه از ایشان تخفیف می خواهم و نه فرصت ، اما  پول ایشان را هم  نمی دهم شما هم هر کاری دوست دارید انجام دهید این جملات را گفت و اجازه ی رفتن خواست گفتیم که اظهارات شما صورتجلسه شده اگر مایل هستید امضاء کنید تا مطابق قانون رای مقتضی صادر و به شما ابلاغ شود اگر هم تا آن موقع تصمیمتان عوض شد  ما آمادگی داریم تا بین شما سازش برقرار نماییم پس از مطالعه و ملاحظه ی اظهارات ، صورتجلسه را امضاء و خداحافظی نمود از خواهان خواستیم که فرصت بیشتری دهد تا مجدداً با ایشان صحبت کنیم شاید دلخوری داشته باشد و موضوعی سبب رنجش نامبرده  شده که دست به چنین رفتاری زده است ایشان نیز از باب همکاری پذیرفتند تصمیم گرفتیم یک جلسه ی دیگری  با نامبردگان تشکیل دهیم از دبیر شورا خواستم برای هفته ی بعد وقتی را تعیین و به نامبردگان تلفنی و کتبی ابلاغ نماید روز جلسه خواهان تا پایان وقت در دفتر شورا حضور داشت ولی از خوانده خبری  نشد و تلفن ایشان نیزدر دسترس نبود از خواهان خواستیم چون میزان طلبشان خیلی زیاد نیست و خوانده نیز عیال وار است و از نظر مالی وضعیت خوبی ندارد اگر مقدور است به حرمت رفاقت دیرینه ای که با هم داشتند از شکایت خود صرفنظر کرده و از منظر نگاه رحمانی اسلام گذشت را پیشه ی خود سازد و چنانچه مایل نیست ما رای مقتضی را صادر و به طرفین ابلاغ خواهیم نمود  نامبرده سکوتی کرد و گفت جلسه ی دیگری ما را دعوت کنید اگر خواستم رضایت دهم در آن جلسه به شما اعلام خواهم کرد ما هم پذیرفتیم و برای روز چهارشنبه هفته ی بعد وقتی را تعیین و به نامبردگان ابلاغ نمودیم روز چهارشنبه صبح خبردار شدیم که خوانده در اثر ناراحتی و عارضه ی قلبی دار فانی را وداع نموده است خیلی متاسف شدم ساعت دو بعد از ظهر  تشییع جنازه ی ایشان بود من هم مانند شهروندان عزیزی که در مراسم تدفین و تشییع همشهریان خود با شکوه تمام شرکت می کنند حاضر شدم هنگام مراسم تلقین و تدفین چشمم به خواهان افتاد که در گوشه ای از قبرستان هزارانی در میان جمعیت تشییع کننده حاضر بود به آرامی به او نزدیک شدم دستم را روی شانه اش گذاشتم سلام علیکی نمودم گفتم می خواهم چند دقیقه ای با هم حرف بزنیم کمی از جمعیت جدا شدیم گفتم حالا می خواهی چکار کنی  ؟ فلانی رفت و بدهی تو را پرداخت نکرد به خاطر رضای خدا و نجات این مرحوم از فشار قبر از طلب خودت گذشت کن تا خدا از تو خشنود شود گفت اتفاقاً الان موقع خوبی  است که طلبم را از او بگیرم آمده ام تا به جای فاتحه برایش لعنت بفرستم و نشانش دهم که از حقم نخواهم گذشت  از خدا می خواهم تا عذابش رابیشتر کند گفتم فلانی ما مسلمان هستیم همین خدائی که من و تو او را پرستش و به درگاهش دعا می كنیم  به جای انتقام گذشت را به ما توصیه و سفارش فرموده  است دستش را گرفتم گفتم من از تو کوچکتر هستم  خواهش می کنم پس از پایان مراسم با هم برویم هم فاتحه ای بخوانیم و هم متوفی را حلال کن  گفت حالا برویم تا بعد ،  وارد جمعیت شدیم مراسم رو به پایان بود  ساعت کار شورا چهارعصر بود هنوز فرصتی زیادی وجود داشت مردم کم کم قبرستان را ترک کردند وفقط اطرافیان و نزدیکان متوفی باقی ماندند  خواهان را دیدم که هنوز در اطراف قبر مانده بود و خودش را مشغول خواندن فاتحه برای قبر دیگری نموده بود احساس می کردم با خودش خلوت نموده است نخواستم مزاحم افکارش شوم فقط نزدیکش رفتم گفتم توی دفتر شورا منتظرت هستم  ، ساعتی از کار ما نگذشته بود که خواهان در جلسه ی شورا حاضر شد گفت می خواهم رضایت بدهم  صورتجلسه ی گزارش اصلاحی را آماده نمودم  گفتم من مطمئنم تو رضایتت را به خوانده داده ای ، آهی کشید ، اشک در چشمانش حلقه زد زنگار زندگی بر پیشانی نجیب اوخطهای درشتی را نشانده بود ابروان پر پشتش را گرهی کشید  و یاد روزهائی افتاد که با خوانده همسفر و هم قطار بودند از دوران خدمت سربازی خود با خوانده گفت و سفرهایی که با هم به مرخصی می آمدند از روزهایی که برای کارگری به شهرهای دیگر رفتند پیرمرد کوله باری از خاطرات تلخ وشیرین داشت  دستی به صورتش کشید و گفت  خدا رحمتش کند سر مزار حلالش کردم  گفت من و فلانی دوستان قدیمی بودیم باهم هم قطار بودیم  عمری  در شادی و مصیبت شریک و سر یک سفره  نان ونمک هم را خورده بودیم خدا لعنت کند شیطان، که رفاقت ما را به هم زد. گفت  تصمیم داشتم  امروز در حضور شما از حقم بگذرم و رضایت دهم و رفاقتهای گذشته مان را با هم تازه کنیم ولی دست تقدیر ما را برای همیشه از هم جدا کرد پیرمرد بلند شد با دستانی لرزان و چشمانی خیس  در حالی که بغض گلویش را فشرده بود به عصایش تکیه زد ، انگشتش را با جوهر استامپ آغشته  و رضایت خود را اعلام کرد صورتش را برگرداند با قدمهای لرزان دور شد پیرمرد رفت و ما همچنان رفتنش را نظاره می كردیم  نگاهم به گزارش اصلاحی افتاد جای اسم خوانده خالی بود یاد هیاهو و گردنکشی هایش افتادم که همین چند روز پیش مرتب از روی صندلی بلند می شد و با تندی می گفت من پولت را نمی دهم هر کاری از دستت بر می آید کوتاهی نکن . یاد این دنیای کوچک افتادم که حتی به گردنکشان نیز رحم نمی کند جلوی نام خوانده نوشتم مرحوم  ..... و خط تیره ای کشیدم صورتجلسه را امضاء و برای شادی روحش صلواتی زمزمه نمودم پرونده اش را بستم و به یاد روزی افتادم که طومار هر کدام از ما برای همیشه در هم پیچیده و بسته خواهد شد   گاهی اوقات که مراسم تشییع و تدفینی بود یا برخی پنجشنبه ها که به قبرستان هزارانی می رفتم او را می دیدم که سر مزار خوانده( که آخرین بار در همان جلسه ی شورا  برای همیشه ازما خداحافظی کرد ) می رفت و برای آمرزش دوست قدیمی اش فاتحه می خواند دست تقدیر روزگار ، چند سال بعد خواهان را نیز به وادی مرگ کشاند و او هم از دنیا رفت . امروز که من این خاطره را می نویسم خواهان و خوانده با کوله باری از اعمال نیک و بد در زیر خروارها خاک پوسیده اند و فقط سنگ قبری از آنها باقی مانده است هر چند  روی سنگ مزار هیچکدام از آنها واژه های  خواهان یا خوانده  نوشته نشده است  ولی آنها و من و شما همه خوانده هستیم بدهکار روزهایی که به ما فرصت  زیستن عطا شد ولی با غفلت  و غرور بر بادش دادیم امروز و فرداها  نوبت من و شما و دیگران هم خواهد رسید یاد آیه ی شریفه ی قرآن کریم افتادم که می فرماید: به حساب خود رسیدگی کنید قبل از آنکه به حساب شما برسند ......آوای باد انگار آوای خشکسالیست / دنیا به این بزرگی یک کوزه ی سفالیست / باید که عشق ورزید / باید که مهربان بود / زیرا که زنده ماندن هر لحظه احتمالیست زنده باشید و زیبا زندگی نمایید ( محمد نعمتی )





[ یکشنبه 14 شهریور 1395 ] [ 05:00 ب.ظ ] [ محمد نعمتی ]
به احترام داوران ایرانی 
المپیک ۲۰۱۶ ریو به روزهای آخر خود نزدیک می شود .هر چهار سال یکبار به بهانه ی المپیک بهترین ورزشکاران دنیا دور هم جمع می شوند تا در یک رقابت ورزشی شرکت کنند. هزاران ورزشکار قهرمان با نمادهای ملی کشور خود در این رویداد بزرگ با شادی و آرزوی کسب مدال حاضر می شوند اما همه آنها با لبخند شادی به خط آخر نمی رسند بسیاری با اشک های خود ، با مدال های رنگین آن خداحافظی می کنند . المپیک هر چهار سال یکبار با شادی ها و تلخی هایش سپری می شود و به تاریخ می پیوندد اما گاهی برخی حواشی و رویداهای تلخ آن تا  سالهای متمادی در اذهان برخی ورزشکاران و ملتهای جهان باقی می ماند . ناداوری ها و اشتباهات سهوی و عمدی داوران رشته های مختلف اشک های بسیاری را سرازیر می کند و منشا خاطرات تلخی برای جهانیان می شود . نمونه ی آن ناداوری هیئت ژوری در مسابقات فوق سنگین رشته ی وزنه برداری بود که با دخالت عمدی داوران ، گردن آویز طلای فوق سنگین المپیک که زیبنده ی گردن پهلوان نامدار ایران زمین ، بهداد سلیمی بود در پیش چشم جهانیان ربوده شد . مدال طلایی که از خجالت آب شد و عیار آن پایین آمد . شاید بدشگون ترین مدال طلای این دوره از مسابقات طلای مسابقات دسته ی فوق سنگین وزنه برداری بود  چرا که با ناداوری ها ، بر گردن آنکه شایسته اش بود آویزان نشد . اما در روزهای آخر المپیک و در غیاب فوتبالیست های میلیاردی ، پر مدعا و کم فروغ کشورمان  که حتی جواز حضور در این رویداد بزرگ ورزشی را بدست نیاوردند ، داوری یک مسابقه بزرگ و حساس به تیم داوری ایرانی رسید . سوت فینال مسابقه فوتبال به دست یک ایرانی داده شد تا میلیونها نفر در سراسر جهان گوش به سوت علیرضا فغانی داشته باشند . فینالی که نام های بزرگی در دنیای فوتبال را با خود به همراه داشت نام برزیل و آلمان کافی است تا حساسیت و عظمت ورزشی این مسابقه مشخص شود آن هم فینالی که یک طرف آن میزبان شانزدهمین دوره رقابت های المپیک بود شاید گزافه نباشد اگر بگوییم یکی از حساس ترین  قضاوت های این دوره از مسابقات داوری فینال مسابقات فوتبال المپیک بود ‌اما شایستگی فرزندان ایران زمین یکبار دیگر خودنمایی کرد و قضاوت درست و کم اشتباه علیرضا فغانی داور ارزنده و شایسته ی ایرانی و کمکهای او رضا سخندان و محمد رضا منصوری به جهانیان نشان داد همچنان که ورزشکاران و قهرمانان ایرانی از پاکی و سلامت کامل برخوردارند داوران ایرانی نیز برای پاک کردن آلودگی ها و ناداوری ها قدم به مستطیل سبز نهاده اند.  فینال مسابقه فوتبال در حضور طرفداران متعصب و فراوان برزیلی با قضاوت عادلانه و کم اشتباه سه دلاور مرد ایرانی پس از ۱۲۰ دقیقه نفس گیر در ضربات پنالتی به سود تیم میزبان المپیک یعنی زرد پوشان برزیل در میان اشکها و شادی های میلیونها نفر در سراسر جهان به پایان رسید . تیم داوری کشورمان در فینال یک رویداد بزرگ ورزشی با شایستگی نشان داد که می توان دستهای آلوده در قضاوتهای ورزشی را قطع کرد این افتخار بزرگ را به مردم عزیز کشورمان و جامعه ی داوران فوتبال تبریک می گوییم و به احترام تیم داوری کشورمان که با حضور خود در فینال مسابقات فوتبال المپیک افتخاری بزرگ را برای ملت ایران رقم زدند می ایستیم و برایشان دست شادی می زنیم . ( محمد نعمتی - آبدانان)



[ یکشنبه 31 مرداد 1395 ] [ 03:08 ق.ظ ] [ محمد نعمتی ]

گنجی خان ؟

هنوز هم شاید برخی معّلمان عزیز از دانش آموزان می پرسند كه علم بهتر است یا ثروت ؟ سؤالی كه از  سالها پیش  ، بیش از هر سؤال و پرسش دیگری مطرح وتا به امروز  ذهنمان را مشغول خود نموده  است . شاید برخی از ما هنوز در یافتن پاسخ آن ناكام مانده ایم كه بالاخره علم بهتر است یا ثروت ؟  امروزه برخی  ثروت را به نام  علم و دانایی  تعریف می كنند و صاحبان علم را ثروتمندترین انسانها می دانند  هر كدام از ما آدم های دیروز و مدعیان انسانیت مدرن امروز پاسخ های مشابه یا متفاوتی برای این سوال و هزاران پرسش دیگری  كه بی جواب مانده اند داریم. سریال گنجی خان شاید در تلاش بود تا پاسخی برای این سؤال مزمن  ما بیابد  در این نوشته قصد بررسی ساختار تلویزیونی سریال را ندارم و آنرا به اهل فن و صاحبنظران این عرصه واگذار می كنم اما با نگاهی اجتماعی به هنجارها و ناهنجاریهای امروز جامعه به تحلیل بخشهایی از آن می پردازم. گنج را نماد ثروت و خان را نماد قدرت می دانند و گنجی خان در واقع نمادی از انسانهایی است كه هم صاحب ثروت هستند و هم صاحب قدرت . این نسل از انسانها از دیرباز تا به امروز وجود داشته و صحنه ی اجتماعی جوامع بشری را دستخوش تغییرات فراوانی نموده اند. در طول تاریخ تكامل جوامع بشری بسیاری از هنجارها و ناهنجاری ها دگرگون شده و كاركردهای آنها دستخوش تغییرات فراوانی گشته است . گنجی خان كه در روزگار خود صاحب ثروت و قدرت و خدم وحشم  بود با ورود به دنیای امروز ما ، دچار حیرت و سرگردانی گشته  و هاج و واج عطای ماندن را به لقایش بخشید و با خدم و حشم خود راهی ناكجا آباد دیروزشد .شاید اولین پرسشی كه  سریال گنجی خان به گنجینه ی سوالات بی پاسخمان افزود اینكه چرا با آن شوكت و جلال و جبروت نتوانست در میان ما آدم های مدرن و بروزآوری شده امروز دوام آورده و تاب زندگی كردن در قرن بیست و یكم را نداشت . دنیای پر زرق و برق امروز، با فناوری های نوین و شگفت انگیزش چه كم دارد كه حتی صاحبان ثروت و قدرت دیروز طاقت تحمل آنرا ندارند . گمشده ی امروز بشریت چیست كه گذشتگان ما اگر همانند گنجی خان فرصتی برای زندگی كردن در میان ما نصیبشان شود  پس از اندك زمانی طاقت از دست داده و آرزوی رفتن و نماندن دارند ؟ گنجی خان سریالی بود كه علیرغم كاستی های بسیار در پردازش فنی و ضعفهای آشكار و پیدا در تدوین اما دریچه ای نو به دنیای امروز ما گشود تا ما آدمهای از خود راضی و غرق در میان انبوده پیشرفتهایی كه زاییده ی تعقل و  تفكر بخشی از همان  گذشتگان است در احوال خویش كمی تامل نماییم . گنجی خان زبانی طنّاز در پردازش واقعیتهای تلخ و شیرین جامعه ی امروز بشری است . نگارنده علیرغم بی میلی به بسیاری از برنامه های صدا و سیمای ایلام كه هرگز نتوانسته است  در عرصه ی رسانه ای پیوند عمیقی میان هم استانی های عزیز و برنامه های ارائه شده ایجاد نماید اما عقیده دارد كه صدا و سیمای ایلام با پخش  این سریال دریچه ای نو به روی بییندگان خود گشود .سریال گنجی خان علیرغم اشاعه ی برخی واژگان نامناسب و كوچه بازاری  در میان مردم  كه گاهی آنرا تا سطح یك نمایش خیابانی  تنزل داده بود اما حاوی پیام های اخلاقی فراوانی هم بود كه نمی توان به راحتی آنها را نادیده گرفت . امروز با عنایت به ظرفیت بالای انسانی زنان و مردان این استان قهرمان پرور به یقین در آینده  می توان شاهد برنامه هایی به مراتب سازنده تر و غنی از این سریال باشیم .این سریال سعی داشت  اززبان شیرین كردی در قالب طنز بهره برده و لحظات شادی را برای مخاطبان هم استانی فراهم آورد.داستان سریال گنجی خان متشكل از چند خانواده بود كه هر كدام نمادی از هزاران خانواده ای است كه در این دیارتاریخ ساز زندگی می كنند . شارون وشایمرا نمادی از انسانهای بیكار و فضولی هستند كه كاری جز سرك كشیدن به زندگی دیگران ندارند هركدام از ما شاید صدها نمونه از چنین افرادی را در میان نزدیكان ، اقوام و همشهریان خود سراغ داریم و خدایی ناخواسته ممكن است خود نیز در زمره ی چنین افرادی باشیم .آنها جلوه ای از انسانهای فراوانی هستند كه بیش از حد در زندگی دیگران كنجكاوی می كنند .  بهرام و خانواده اش همچون هزاران خانواده ای هستند كه هر كدام از من و شما در اطراف خود نمونه های بهتر از آنها راسراغ داریم . كسانی كه موفقیت خود را در شكست  و نابودی دیگران می بینند . همانانی كه به دنبال آسانترین راه می گردند تا یك شبه ره صدساله طی كنند . فرصت طلبانی كه انسانیت را از بساط خود بر چیده و شب و روز در كمین نشسته تا در اندك زمانی از فرصتهای بادآورده استفاده و از آب گل آلود شاه ماهی صید كنند . انسانهای رذلی كه به نزدیك ترین دوستان خود نیز رحم نمی كنند كسانی كه نمك می خورند و نمكدان می شكنند كسانی كه اخلاق و انساینت را به مسلخ برده و فدای امیال و آرزوهای پست و حیوانی خود می كنند . بهرام نمادی از انسانهای عجولی است كه كه علیرغم آنكه خود كلاهی گشاد بر سر دارد اما كلاه برداری را پیشه ی خود ساخته  و سرانجام هم سرش بی كلاه ماند واگر نقطه ی پایان زندگی اش نوشته می شد درمانده ی روزگار و عاقبت به شری بود كه هزاران نمونه ی آن را من و شما می شناسیم  . خانواده گنجی خان نمادی از خانواده هایی است كه هیچ وقت نیمه ی خالی لیوان را نمی بینند نگاه آنها به هم نوعان خود نگاهی آمیخته با اعتماد بیش از حد است . گنجی خان نمونه ای از انسانهایی است كه فكر می كنند با پول و ثروت می توانند خوشبخت باشند . گنجی خان از شمار انسانهایی است كه نیاز به خدم و حشم دارد تا با جاه وجلالی پوچ و توخالی بر اریكه ی قدرت تكیه زده و زندگی نماید او از جمله انسانهایی است كه فكر می كند داشته هایی فراوان دارد .   وارث  گنجی خان برزین ساده لوح است كه نمونه های آن در جامعه ی امروز ما به وفور یافت می شود كسانی كه به دنبال رؤیاهای دست نیافتنی زندگی خود را آماج طوفانهای سهمگین می كنند . برزین نماد كسانی است كه به شدت ظاهر بین و یا به قول معروف دهن بین هستند . برزین جلوه ای بصری  از كسانی است كه هیچ وقت برای حرف زدن فكر نمی كنند  و زندگی  را یك  بازی  كودكانه  بیش نمی دانند  .كاتبان بزرگ و كوچك بادنجان دور قاپ چین هایی هستند كه در تمامی اعصار بوده اند و امروز هم به فراوانی یافت می شوند كسانی كه به قول گنجی خان نبودنشان منفعت بیشتری از بودنشان دارد .نگهبان نمادی از انسانهای آسمان جلی است كه تنها دلی عاشق پیشه دارند جوركشانی كه حتی شهامت  بیان كردن آرزوهایشان را هم ندارند.كسانی كه فقط به دنبال كسب عناوین دهن پر كنی هستند تا ضعف شخصیتشان را پوشانده و القابشان سرپوشی باشد بر هزاران عیب پیدا و پنهانشان . اما در این میان  نمی توان از مرد بیكار و خوش اخلاق  پارك نشین ، خالو عباس و خنده هایش  یادی نكرد. خالو عباس معرّف آدم هایی است كه نسل آنها رو به انقراض است و  كم كم  به تاریخ می پیوندند ما آدم هایی كه برای انقراض نسل یك گونه ی جانوری زمین و زمان را به هم می زنیم آیا با خود اندیشیده ایم كه چرا انسانهایی مانند خالو عباس به ندرت یافت می شوند ؟ و چرا برای ازدیاد نسل چنین افراد خیر اندیشی تلاش نمی كنیم ؟  خالو عباس همان عنصراخلاق و دانایی است كه در هیاهوی دنیای پر زرق و برق امروز به فراموشی سپرده شده است وهر وقت به آن رجوع كنیم برای بسیاری از پرسشهایمان پاسخی درست خواهیم یافت  . شاید  سریال گنجی خان از نظر فنی ضعیف و از نظربسیاری از  دیالوگ ها كوچه بازاری و در تراز مردمان این دیار نبود اما پیام هایی پر محتوا داشت كه اگر از دریچه ای منصفانه به آن نگاه كنیم موفقیتهایی بدست آورده است . شاید مهمترین پیام سریال گنجی خان به جامعه ی امروز ما ،  اعلام بداخلاقی هایی است كه گریبان گیر زندگی امروز ما شده است . اخلاق  و خردمندی همان گمشده ای است كه خلاء آن امروز بیش از هر زمان دیگری احساس می شود . مهمترین پیام سریال گنجی خان برای مخاطبین خود این است كه در دنیای امروز ثروت و مقام نمی تواند باعث خوشبختی شود . سیاست زدگی  چنان بر زندگی انسانهای امروز چنبره زده كه پول و قدرت و مقام در سایه ی آن گم شده اند . دنیای امروز دنیای سیاست ورزان و كنش گران سیاسی است كسانی كه برای رسیدن به ثروت و مقام به هر بازی كثیف سیاسی دست می زنند . همان بازی های ناجوانمردانه ای كه خانواده ی بهرام وهزاران مثل بهرامی انجام می دهند تا همنوعان خود را سركیسه نمایند . نگارنده نه تنها هیچكدام از بازیگران این سریال كه  حتی مسیر منتهی به صدا و سیمای ایلام را هم نمی شناسد و قصد و نیتی هم برای دفاع از عملكرد آنان ندارد اما آنها از خردسال و بزرگسال تمام تلاش خود را مصروف نمودند تا ضمن آنكه لحظات شادی را برای هم استانی های خود فراهم نمایند  بازگو كننده ی برخی بداخلاقی های امروز جامعه ی ما باشند در هر صورت باید به آنان خسته نباشید گفت كه تلاش نمودند تا برخی ناهنجاریهای جامعه ی امروز ما را به نمایش گذارند . به زعم ناقص نگارنده شاید گمشده ی امروز ما همان اخلاق ، خردمندی و دانایی است كه اگر آنها را با هم داشته باشیم آنگاه برای سؤال بی جوابمان پاسخی خواهیم یافت كه علم بهتر است یا ثروت ؟ آنچه مسلم است اینكه سریال گنجی خان به ما نشان داد كه ثروت و قدرت بدون اخلاق ، علم و دانایی خلائی بزرگ به نام خالو عباس  دارد .(محمد نعمتی )




[ پنجشنبه 14 مرداد 1395 ] [ 09:53 ق.ظ ] [ محمد نعمتی ]
وقوع حوادث رانندگی و تصادفات جاده ای در تمام نقاط دنیا امری محتمل و قابل پیش بینی است اما با مدیریت صحیح منابع و امکانات از جمله استاندارد سازی وسایل نقلیه ، راه های ارتباطی و آموزش های صحیح راهنمایی و رانندگی قابل پیشگیری می باشد . متاسفانه ترکیب هیولای جاده های غیر استاندارد و اهریمن خودروهای نا ایمن ، خطای انسانی و در برخی موارد ضعف قانون دست به دست هم داده تا روزانه جان بسیاری از هموطنان عزیزمان در معرض خطر قرار گیرد . هر روز در سایت های خبری ، مجلات ، رسانه های مجازی و غیر مجازی اخباری مبنی بر وقوع تصادف های منجر به مرگ شنیده می شود و خانواده های زیادی داغدار عزیزانشان می شوند . اگر گذرمان به آرامستانهای شهرمان افتاده باشد می توانیم قبرهای زیادی را مشاهده کنیم که بر روی آنها علت مرگ  را  تصادف ذکر کرده اند . هر کدام از ما در شهر و روستاهای محل زندگی و سکونتمان یا در  میان فامیل و نزدیکان افرادی را می شناسیم که در اثر تصادف ،  دار فانی را وداع کرده یا جراحات سنگین و غیر قابل جبران بدنی و مالی دیده اند . بیشتر کارشناسان علل عمده ی وقوع حوادث جاده ای را چند عامل خطای انسانی ، نامناسب بودن خطوط جاده ای و غیر استاندارد بودن وسائل نقلیه می دانند . در این نوشته نامناسب بودن خطوط جاده ای در شهر آبدانان را بررسی می کنیم . در هر نقطه ی جغرافیایی ، کوهستانی بودن منطقه مزیت ها و چالش هایی دارد که متاسفانه در شهر آبدانان چالش های کوهستانی بودن منطقه ،  بر مزیت های نسبی آن برتری دارد . آبدانان شهری است که در میان دو رشته کوه کبیر کوه و دینار کوه محاصره شده است و این موضوع یکی از چالش ها و مناقشات سال های دور و نزدیک مردم  و مسئولان می باشد . احداث ، بازسازی و نگهداری خطوط جاده ای ، ابنیه و پل ها ،  امری هزینه بر  و چالش بر انگیز است . مردم ناگزیر به استفاده از خطوط جاده ای جهت انجام امورات زندگی خود هستند . راه های اصلی جاده ای برای تردد مردم این شهرستان  بیشتر همان مسیرهایی هستند که در دهه های گذشته طراحی و ساخته شده اند و سالهاست که در حد نگهداری ، آسفالت کردن و یا در نقاطی تعریض شانه های جاده یا اصلاح برخی نقاط حادثه انگیز اقداماتی صورت گرفته است  که کافی نیست و با توجه به تردد زیاد وسائل نقلیه نیاز به توجه بیشتری دارند . جاده ی شرقی شهرستان که از مرکز شهرستان به سمت  بخش سراب باغ  طراحی شده است  سال های زیادی است که صحنه ی وقوع حوادث تلخ می باشد و بخصوص پیچ های معروف به گردنه پشت قلعه خانواده های زیادی را داغدار نموده است این مسیر در دهه ی 50 و با توجه به تردد وسایل نقلیه آن زمان که کمتر از انگشتان دست بوده اند طراحی و ساخته شده است در زمان ساخت این جاده که بیشتر اهداف نظامی فروردگاه هزارانی مد نظر بوده کل وسایل نقلیه موجود در منطقه آبدانان کمتر از 10 دستگاه بوده است اما امروزه در هر دقیقه شاید بیش از 10 وسیله نقلیه موتوری از آن عبور می کند .  برخی پیچ های نود درجه ای در این مسیر باعث شده که هر چند وقت یک بار حادثه ی تلخی رخ دهد وسایل نقلیه ای همچون تراکتور و کمبابن در فصل کشت و برداشت محصولات کشاورزی با عبور از شانه ی آسفالت این جاده به پل هایی می رسند که هنوز بعد از 45 سال تعریض نشده اند این وسایل ناگزیر از ورود به حریم آسفالت بوده و همین موضوع در کنار عدم استفاده رانندگان از چراغ راهنما به ویژه در تاریکی شب باعث رویدادهای تلخی می شود که جان عزیزانی زیادی را گرفته است . از مسئولان محترم شهرستان و نماینده ی محترم مردم در مجلس شورای اسلامی درخواست می شود نسبت به ترمیم و بهسازی جاده های مواصلاتی شهرستان مساعدت بیشتری به عمل آورند تا انشاالله عامل خطای جاده ای در وقوع حوادث رانندگی به حداقل ممکن برسد . امیدواریم قبل از آنکه حوادث تلخ دیگری در مسیر تردد وسائل نقلیه در این مسیر  و سایر نقاط حادثه خیز روی دهد فکری اساسی برای اصلاح پیچ ها و  تعریض پل ها و مسیرهای تردد وسائل نقلیه به عمل آید تا خانواده های کمتری داغدار عزیزانشان شوند از کجا معلوم شاید فردا روز ،  هر کدام از من و شما خدایی نخواسته در معرض چنین حوادث تلخ و دردناکی قرار گیریم . البته نباید فراموش کرد که  خطای انسانی مهمترین عامل در وقوع حوادث رانندگی است که متاسفانه با بی توجهی رانندگان در سرعت یا سبقت غیر مجاز ، جان عزیزان بسیاری را به خطر انداخته است . حضرت علی علیه السلام می فرمایند : ما اکثر العبر و اقل الاعتبار - چه بسیار است عبرت ها و چه کم است پند گرفنن ها -
(محمد نعمتی )



[ یکشنبه 27 تیر 1395 ] [ 08:31 ب.ظ ] [ محمد نعمتی ]

دخیل دست های بسته

( این یادداشت مقام سوّم استانی  بخش مسابقه  یادداشت و سرمقاله جشنواده ویژه 17 مرداد 1394 را کسب نموده است.)

(در فرهنگ عاشورایی ما دست های بریده یادآور بزرگ پرچمدار كربلا حضرت ابوالفضل العباس (ع) و دستان بسته  سمبل اسارت اهل بیت رسول الله (ص) است بنابراین دو واژه ی دستان بریده و دستان بسته  ناخودآگاه هر شیعه ای را به یاد كربلا و مصائب آن می اندازد .)

اروند ، رودی غریب و گل آلود  بود كه در سحری فراموش نشدنی  با عبورغواصان دریای عشق  جان گرفت و جاری زلال شد. اروند برای همیشه تاریخ  به خود خواهد بالید كه گذرگاه عبور فرشته های مهربانی و معبر عروج آنان تا اوج آسمان شد  ملائكه ای كه از اقیانوس منیّت و از دنیای مادی گذشتند و از اروند تا اوج آسمان پلی از نور ساختند تا روشنی بخش چشمان گمراه و نگاههای پر از تردید زمینیان باشند .آنان  نه  غواص آب های اروند بلكه مسافران مهتاب و سرنشیان كهكشان نور بودند هنوز رد پای نورانی آنان بر امواج خروشان اروند دیده می شود . هنوز نجوای یا محمد رسول الله (رمز عملیات كربلای 4) آنان سكوت مرموز شبهای  اروند را می شكند آنان از خط الراس اروند گذشتند تا تراز انسانیت امروز ما باشند دژخیم پلید بر دستان نورانی آنان دست بند زد  غافل از آنكه  آنان ملائكه ای هستند كه قید و بند این دنیا هرگز نخواهد توانست قفسی در برابر پروازشان  باشد. امروز ملّتی بزرگ ، تمام قد  به احترام دستان بسته ی  تو ، ایستاده و ادای احترام می كند طناب هایی كه بر دستان گره گشای  تو گره خوردند نماد مظلومیت و نشان مقاومت  تو در اعماق زمان خواهند بود آنان كه بر دستان تو گره بستند چه  نادان و ناتوان بودند كه پرواز فرشتگانی كه برای پیشواز تو هبوط كرده بودند  را در اوج آسمان ندیدند . آری باریكه ی اروند معبر عبور انسانیت و سكوی پرتاب ملائكه شد تا امروز در انتهای بهار طبیعت دستان بسته ی تو شمیم عطر رمضان را به مشام جان میهن  به ارمغان آورد و روحمان از طراوت عطر تو سرمست شود هر چند عده ای قلیل ، دستان بسته ی تو را دستاویزی برای ریختن آب به آسیاب خود پنداشتند  اما ملّّتی بزرگ به احترام دست های بسته تو، دست به سینه ایستاد و ادای احترام كرد  سیل خروشان مردم و عرض ارادت و مودت آنان كه به پیشواز تو آمده بودند و دخیل از دستان بسته ی تو می خواستند شكوهی وصف ناشدنی رقم زد . روزگاری دستان مهربان  تو امواج خروشان اروند را نوازش داد و باریكه ای به چشمه ی نور گشود و امروز دستان بسته ات  دخیل پدران و مادرانی است كه چشم به راه آمدن فرزندان خوداز بهشت شهیدان  بیقراری می كنند .   دستان بسته ی تو ای شهید سرافراز دستان بسیاری را كه از جاده ی انسانیت و تعهد و وفاداری به آرمانهای انقلاب و شهیدان خارج شده و به بیراه رفته اند را خواهد بست  آنانكه دانسته یا ندانسته با سوء استفاده های مالی و مادی خود آرمانهای والای شهیدان را نشانه گرفته اند دیر یا زود خواهند فهمید كه این دستان بسته در میان خیل مشتاقان ولایت  معبری تا سرچشمه ی نور خواهد گشود و دیدگان بی بصیرت را كور خواهد كرد آری امروز دستان بسته ی تو تراز سنجش انسانیت ما خواهد بود  حضورعطرآگین امروز شما پروانه های خونین ، معبری  در امتداد بزرگراه دفاع مقدس است كه از باریكه ی اروند گذشت تا ما را به خاكریز آرمانهای والای شهیدان پیوند زند .  تا زنده ایم  در امتداد اعتقادات و باورهای الهی تو ای شهید سرافراز دخیل دست های بسته ات خواهیم ماند . پیكر معطر تو  ترجمان واژه  واژه ی عشق و ارادت به مولایمان ابا عبدالله الحسین (ع) است . سربلند و خوشحال  باش در روزی كه بسیاری آدم های متظاهر دست بسته در پیشگاه الهی حاضر می شوند دستان باز توای شهید سرافراز شفاعت كننده ی دخیل بستگان  به دست های بسته ات خواهند بود دیروز تو از باریكه ی عشق گذشتی و آسمانی شدی و امروز آمدنت بهار را همخانه ی چشم های اشك بار و به انتظار ایستاده ی پدران و مادرانی نمود كه یعقوب وار  به  وصال یوسف بینا شدند تا فردایی دیگر " .... بَل اَحیاءُ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقون "  باش تا در  پیشگاه پروردگار سبحان باز دخیل دستان بسته ات شویم .(محمّد نعمتی )

کوه پرسید ز رود ،

زیر این سقف کبود

راز ماندن در چیست؟

گفت: در رفتن من

کوه پرسید: و من؟

گفت: در ماندن تو

بلبلی گفت: و من؟

خنده ای کرد و گفت :

در غزلخوانی تو

من و تو، بلبل و کوه و رودیم

راز ماندن جز، در خواندن من ، ماندن تو ، رفتن یاران سفر کرده ی مان نیست ، بدان

                              (   نویسنده مطلب محمد نعمتی    )               




[ جمعه 18 تیر 1395 ] [ 02:47 ب.ظ ] [ محمد نعمتی ]
القدسُ لَنا
فردا صدای مظلومیت یک ملت از حنجره ی امت واحد اسلامی طنین انداز خواهد شد .  روز جهانی قدس  روز جوشش و حمایت همه ی مسلمانان و آزادی خواهان جهان  از مردم مظلوم فلسطین و غزه خواهد بود .



[ پنجشنبه 10 تیر 1395 ] [ 09:14 ق.ظ ] [ محمد نعمتی ]
" باز گرد ای همه ی عشق که ما منتظریم "
وقت تنگ است ولی منتظر یک خبریم

صنما ای گل خوشبو جهان منتظر است
اگر از غیب نیایی همه بی اثریم

ما گدایان ره باغ و شبستان توییم
بر در باغ خدا منتظر و رهگذریم

مهدیا ای گل نرگس به افطار و سحر
پرده از رخ بدر آور که ما همسفریم 

رمضان است بیا وقت سحر کن نظری
شب قدر و به خدا منتظر یک نظریم

(محمد نعمتی - نوزدهم رمضان 95 - آبدانان)




[ جمعه 4 تیر 1395 ] [ 09:56 ب.ظ ] [ محمد نعمتی ]
تقدیم به آستان پر مهر تو ای موعود مهربان که حضورت را سخت تشنه ایم 

گم شده ام ولی ، آمده ام به نشانی تو
اسیر خال لبت و عاشق مهربانی تو 

 مسحور عشق توام آقا ز پرده برون آی
که جهان منتظر است به ظهور آسمانی تو 

 نگارمن ،  رخ بنما از سراپرده ی غیب
 که زمین ، تشنه است به ابر بارانی تو 

غروب جمعه ها ، کبوتر دلم پر می زند 
شکسته پر و بالم به چوب خیزرانی تو 

تو ای همه ی عشق ،  بقیه الله ،  بیا 
روشن شده دلم  به نور کهکشانی تو

به سبزه زار و کویر ، به آب چشمه و چاه
نسیم عشق می وزد ، به باغ جمکرانی تو

( محمد نعمتی دوم رمضان 1395 آبدانان)



[ چهارشنبه 19 خرداد 1395 ] [ 11:40 ب.ظ ] [ محمد نعمتی ]
دعای روز بیست و نهم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ غَشّنی بالرّحْمَةِ وارْزُقْنی فیهِ التّوفیقِ والعِصْمَةِ وطَهّرْ قلْبی من غَیاهِبِ التُّهْمَةِ یا رحیماً بِعبادِهِ المؤمِنین.
خدایا بپوشان در آن با مهر و رحمت و روزى كن مرا در آن توفیق و خوددارى و پاك كن دلم را از تیرگیها و گرفتگى‌هاى تهمت اى مهربان به بندگان با ایمان خود.


( آمین یا رب العالمین)التماس دعا



[ سه شنبه 18 خرداد 1395 ] [ 03:07 ق.ظ ] [ محمد نعمتی ]
محرم راز 
غزلی از حضرت امام خمینی (ره)

در غــــم هجر رخ مـــاه تو، در سوز و گدازیم     
تا به كى زین غم جانكـاه بسوزیم و بسازیم؟

شب هجــــــــــران تو آخر نشود، رخ ننمایى        
در همــــه دهــــر تــو در نازى و ما گرد نیازیم

آید آن روز كه در بــــــــاز كنى، پرده‏گشایى؟       
تا به خـــــاك قدمت جـان و سر خویش ببازیم

به اشارت، اگرم وعــــــده دیــــــــدار دهد یار       
تا پس از مـــرگ به وجد آمده در ساز و نوازیم

گر به اندیشه بیاید كه پناهى است به كویت      
نـــه ســـوى بتكده رو  كرده، نه راهى حجازیم

ساقى از آن خُمِ پنهان كه ز بیگانه نهان است    
 بـــــاده در ســـاغـــــر ما ریز كه ما محرم رازیم

سالروز رحلت جانسوز بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) تسلیت و تعزیت باد .



[ پنجشنبه 13 خرداد 1395 ] [ 02:20 ب.ظ ] [ محمد نعمتی ]
( به یاد آنکه بهترین بود حاج پرویز جایروندی )

کاش می شد زندگی تکرار داشت 
باز هم ، فرصت دیدار داشت 
کاش می شد قلب ما ، آن صبحدم
نذر قلب پاک تو می شد ، ز دم
کاش می شد ای رفیق همنشین
باز ، می گفتی کلامی دلنشین 
کاش می شد خنده هایت را شنید 
یا که در جنب مزارت آرمید 
کاش می شد باز بر پیشانی ات
بوسه زد بر صورت نورانی ات
کاش می شد دست گرمت را فشرد 
یا که در هجر و فراقت جان سپرد 
کاش می شد جان من پر می کشید
مرگ را ،  پیش از تو هم سر می کشید 
کاش می شد باز بر تخت دلم 
می نشستم روبرویت ای صنم
می سرودم شعرهای عاشقانه
می زدم بر تار دل ، بی هر بهانه
می کشیدم چنگ بر روی رباب 
می سرودم یک غزل یا شعر ناب
کاش می شد باز بر روی چمن
می شنیدم از زبانت یک سخن 
کاش می شد همسفر با تو پرید 
لحظه ی با تو پریدن را خرید
کاش می شد حاج پرویز زنده بود 
بر لبانش غنچه های خنده بود
 آن بسیجی ، پیرو خط امامت
حاج پرویز  ، عاشق نام ولایت 
ای دریغا آن معلم ، اسوه پاک زمان 
پر کشید از جمع ما تا آسمان 
ای دریغا حاج پرویز درگذشت 
آن عزیز و آن سحرخیز درگذشت

 (محمد نعمتی - چهارم خرداد 95)



[ سه شنبه 4 خرداد 1395 ] [ 09:22 ب.ظ ] [ محمد نعمتی ]

زندگی قصه ی آمدن و رفتن ماست...
محفلی تلخ و غم انگیز که دایم برپاست...
خرم آنکس که در این وادی غم...
نام نیک و خاطر نیکترش پا برجاست...
 تسلیت واژه ای کوچک است در برابر مرگ عزیزان و عروج کنندگان از بین مان....
 غم از دست دادن برادر ، دوست و انسانی واقعی حاج پرویز جایروندی عزادارمان نمود و جای خالی ایشان تا ابد احساس می شود .
با کمال تأثر درگذشت آن عزیز سفر کرده را تسلیت می گویم .




[ جمعه 31 اردیبهشت 1395 ] [ 08:21 ب.ظ ] [ محمد نعمتی ]
یا من اسمه دواء و ذکره شفاء
از همه ی بندگان خوب خدا ، مومنین و مومنان درخواست داریم برای سلامتی همه ی مریض ها ، به ویژه برای سلامتی و شفای عاجل برادر عزیزمان
حاج پرویز جایروندی 
به درگاه خداوند متعال طلب دعای خیر فرمایند . 
سلامتی خودتان و شفای عاجل همه ی مریض ها و استجابت دعای خیر شما عزیزان برای شفای
 پرویز جایروندی بر محمد و آل محمد صلوات
(اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم )



[ پنجشنبه 30 اردیبهشت 1395 ] [ 05:22 ب.ظ ] [ محمد نعمتی ]
قلم های ماندگار 
قلم ها می توانند مسیر صعود یا سقوط آدم ها را ترسیم نمایند . قلمی که در مسیر تعالی بشریت و رشد فضائل اخلاقی و تکریم انسانها بکار گرفته شود باعث صعود انسان و ماندگاری او خواهد شد و قلمی که با توهین و تحقیر همنوعان خود سعی نماید مردمان آزاداندیش را مرعوب نماید مسیری جز انحراف و سقوط نخواهد داشت. ذهن انسان می تواند گنجینه ای از واژگان زشت و زیبا باشد . ذهن های سالم و مثبت اندیش به دنبال انباشت بیشتر واژگان قشنگ و زیبا و جاری نمودن آنان بر صفحه کاغذ هستند و در پستوی ذهن متوهم و بیمار کلماتی سخیف و واژگانی توهین آمیز موج می زند . شیره ی جان اندیشمندان از سرچشمه ذهن پاک آنها تولید و بر نوک قلم هایشان جاری می شود و بوی متعفن واژگان سخیف از منبع راکد فکر بیمار و سیاه چاله گندیده مغزهای کوچک استشمام می شود . توهین و تحقیر همنوعان خود نوعی انتقام جویی مذبوحانه است که راهبرد انسانهای شکست خورده و ناتوان بشمار می رود .جماعتی که تا شش ماه قبل از انتخابات منتقد سرسخت و مخالف حضور یک کاندید خاص بودند در چرخشی ناگهانی نقش خود را در این بازی تغییر داده و به مدافع سرسخت ایشان تبدیل شدند . سوگند به خداوندی که جانمان در دست اوست در بسیاری دیدارها و جلسات انتخاباتی از زبان همین آدم ها بدترین انتقادها و افتراها به حضور مجدد کاندید دهم اردیبهشت ماه آنها شنیده می شد . آنها با برنامه ای حساب شده از مدتها قبل از انتخابات در یک پروژه نرم به  تخریب عملکرد نماینده ی حوزه انتخابیه پرداخته و بسیاری حتی در دور اول انتخابات در اردوگاه دیگری صف آرایی نمودند اما ناگهان به بلندگویی برای تقدیس و بزرگنمایی ایشان تبدیل شدند . همین رفتار دوگانه علامت سوالی در ذهن مردم ایجاد نمود که علت این چرخش ناگهانی چیست ؟ و چرا منتقدان و تخریب گران دیروز حول محور یک کاندید جمع شدند ؟ ما مردمی که از نظر این جماعت عوام و...... بشمار می رویم حق داریم بپرسیم که انتقادها و تخریب های دیروزتان را باور کنیم یا قدیسه نمایی های امروزتان را ؟ تعجب زمانی بیشتر می شود که این جنگ نرم پس از انتخابات همچنان ادامه دارد و برخی از این جماعت قلم های خود را در مسیر توهین و تحقیر مردمی بکار می گیرند که گناهی جز حضور در پای صندوق های رای و مشارکت در تعیین سرنوشت خویش  نداشته اند . مردمی که در این آشفته بازار مانده بودند که قصه های دیروز این آقایان را باور کنند یا مناجاتهای امروزشان را ؟ چه کسی گفته که شما بیشتر از دیگران خوب و بد آنها را تشخیص می دهید ؟ چه کسی به شما این حق را داده که برای اکثریت مردم تصمیم گیرنده باشید ؟ ما مردمی که عوام و خائن و.... نامیده شده ایم  حق داریم که خط بطلانی بر تفکرات رنگارنگ و متغیر این قبیل آدم ها کشیده و انتخابی غیر از مسیر حرکت آنان داشته باشیم چرا که با این همه رنگارنگی و تزویر نمی توان به حرکت این قطار دلخوش بود. لوکوموتیو رانان این قطار فردا روز ممکن است در چرخشی ناگهانی از مناجات گری قدیسه پرور به تخریب گری بی رحم تبدیل شوند. نمی دانیم گمشده ی این جماعت چیست که قلم هایشان را در مسیر تعالی یک نفر و تخریب و تحقیر جماعتی بیش از پنجاه و یک هزار نفر از همنوعان خود بکار می برند یکی را خیمه ی خوش اندام تاریخ می نامند و دهها هزار نفر دیگر را راهزنان سفله و سفیهان زمان لقب می دهند . خود را قناری انسانیت معرفی می کنند و هزاران نفر دیگر را کرکسان زمخت و گرگان گرسنه می نامند. مردمی که انتخابی غیر از آنان داشته اند را خزندگان موذی و دزدان ددمنش وصف می کنند و خود را بندگان خوب خدا و اندوخته های ماندگار لقب می دهند . براستی چه کسی نیش عقرب است آنانی که از بامداد تا شامگاه مردم و همنوعان خود را با سخیف ترین واژگان وصف می کنند یا انسانهایی که گناهی جز حضور باشکوه و معنادار در پای صندوق های رای نداشته اند ؟ اگر برخی به دنبال رد پای نخبه کشی می گردند آدرس را اشتباه نروند این قلم فرسایی های تحقیر آمیز آنان جنگ نرمی است که در پستوی آن می توان رد پای نخبه کشی را به وضوح  مشاهده کرد مردمی که از نظر این جماعت عوام هستند با هوشیاری ،  این تحقیر و توهین ها را رصد و ثبت خواهند نمود تا فردایی که باز حواله برخی به انتخابات و پای صندوق های رای افتاد پاسخی از نوع  دهم اردیبهشت ماه 1395به آنان داده شود. قلم همچون قلب است که دائما خون تولید کرده و به شریانهای جامعه تزریق می کند پس تلاش نماییم خون پاک و عاری از پلشتی به همنوعان خود تزریق نماییم .(محمد نعمتی - آبدانان )



[ پنجشنبه 30 اردیبهشت 1395 ] [ 12:04 ق.ظ ] [ محمد نعمتی ]

مرز میان روابط عمومی و خبر نگاری  !

"خبرنگار کسی است که با اتکا به ذوق  و استعداد شخصی، پس از گذارنیدن دوره ی آموزش تخصصی و همچنین با توجه به مسئولیت اجتماعی که این پیشه بر گردن او می‌گذارد، وظیفه بدست‌آوردن، آماده‌کردن، گردآوری و سامان‌دادن اخبار و انتقال آنها را با وسایل ارتباط جمعی ، مطبوعات ، رادیو ،تلویزیون و خبرگزاری به مخاطبان بر گردن دارد."

" برپایه ی اعلامیه سازمان  یونسکو ، خبرنگاران باید کوشش کنند تا اخباری که در اختیار عموم می‌گذارند درست، دقیق و معتبر باشد و در درستی اخباری که به دست می‌آورند، پژوهش و اندیشه کنند. خبرنگاران نباید حقیقتی را عمداً تحریف یا خراب کنند و نیز هیچ گونه مطلبی را نباید از دید مردم پنهان نگهدارند. خبرنگار باید تفاوت خبر و رویداد را بداند و از سیر تحول یک رویداد به خبر آگاه باشد. اگر از خبرنگاری بپرسند خبر چیست؟ او باید از جایگاه یک صاحب نظر و یک کارشناس خبر اظهار نظر کند؛ نه اینکه کلمات حفظ شده‌ای را باز گوید با این گمان که خبر را تعریف کرده‌است. خبرنگاری که خبر را نمی‌شناسد، چگونه می‌تواند به صحت و جامعیت آن پی ببرد؟ شناخت خبر مستلزم شناخت اوضاع سیاسی جهان و جامعه‌است. روابط عمومی مجموعه‌ای از اقدامات و کوششهای حساب‌شده‌ای است که هر سازمان برای برقراری ارتباط موثر و هدفمند با گروه‌هایی که با سازمان در ارتباطند انجام می‌دهد. روابط عمومی کار روبه‌ رو شدن یک سازمان یا موسسه با مخاطبانش را از طریق پرداختن به موضوعات و مطالب و اخباری انجام می‌دهد که به منافع مشترکشان مربوط است. سخنرانی در کنفرانس ها ، کار با رسانه ها  ، ارتباطات بحران ، اشتغال به امور اجتماعی از طریق رسانه‌ها و ارتباط با کارکنان در زمره وظایف این حرفه‌است. فعالیت روابط عمومی چندان مستقیم و ملموس نیست و همین فرق آن با تبلیغات است. کار روابط عمومی می‌تواند برای ساختن روابط تفاهم‌آمیز با کارکنان، مشتریان، سرمایه‌گذاران، رأی‌دهندگان و عموم مردم به کاررود. تقریباً هر سازمانی که با افکار عمومی  سر و کار دارد و نیازمند تصویر روشنی از خود نزد آن است، گونه‌ای از روابط عمومی را به خدمت می‌گیرد روابط عمومی به مثابه پلی است میان یک سازمان و مخاطبان آن. روابط عمومی تلاش دارد تا با ارتباطی هدفمند و موثر، ضمن برآوردن نیازهای سازمان خود در جهت شکل دهی صحیح به ارتباط مشتریان و سازمانش اقدام کند و از این طریق ارتباط مخاطبان با سازمان را تسهیل کند." 

حرفه ی خبرنگاری از جمله مشاغلی است که باید صداقت ، امانت و عدالت در آن به درستی حفظ شود . خبرنگاران وظیفه دارند تا با حضور در صحنه یا از روش های معتبر و مرسوم ، اخبار دقیق و درستی از رویدادهای اجتماعی ، اقتصادی ، هنری ، ورزشی ، فرهنگی ، سیاسی و... متناسب با حوزه ی فعالیت خود گردآوری ، تنظیم و اطلاع رسانی نمایند . خبرنگار باید به دور از تعلقات حزبی و سیاسی تنها به اطلاع رسانی درست در چارچوب قوانین و قواعد حاکم بر جامعه بپردازد . پرهیز از جهت گیریهای سیاسی ، شخصی و حزبی در تنظیم ، تدوین و اطلاع رسانی همان مشخصه ی اصلی و مهم هر خبرنگاری می باشد . خبرنگاران باید با عزت نفس کامل و رعایت شان و جایگاه خود با مسئولان و مدیران و یا توده های مختلف جامعه مواجه شوند . خبرنگاران نباید اهرمی در دست مسئولان و سایر اقشار جامعه باشند و هر آنگونه که آنان صلاح و مصلحت خویش می دانند خبررسانی نمایند . خبرنگاران  باید از چنان استقلال و صلابتی برخوردار باشند که مسئولان و سایر اقشار جامعه متاثر از شان و جایگاه آنان شوند . متاسفانه در برخی موارد در حوزه های خبرنگاری با چند چالش اساسی و عمده مواجه هستیم . نخست آنکه بیشتر خبرنگاری ها در حد روابط عمومی ادارات شهرستان و استان تنزل یافته و در واقع به بلندگوئی برای تشریح اوامر و دستورات برخی مدیران قرار گرفته اند و تنها به پوشش خبری فعالیتهای برخی مسئولان و ادارات می پردازند و در بقیه ی موارد انگار هیچ گونه خبر و اتفاقی برای اطلاع رسانی نیست . دوم آنکه برخی از خبرنگاری ها با جهت گیریهای سیاسی و یا شخصی بر عکس مسیر بالا را می پیمایند آنان انگار تنها وظیفه ی تخریب رقبای خود را دارند . این گروه از طریق تنظیم اخبار خاص و یا نقاط ضعف و اشتباهات دیگران سعی در تخریب و حمله به رقبای خود را دارند . اینان موفقیتها و عملکردهای مثبت رقبای خود را کمرنگ و نقاط ضعف و اشتباهات آنان را با آب و تاب اطلاع رسانی می کنند .گروه سوم کسانی هستند که مستقل از تمام این جهت گیری ها تنها به تنظیم و اطلاع رسانی حقیقی اخبار و اتفاقات جامعه می پردازند و هیچگونه تجزیه و تحلیل دیگری پیرامون آن ارائه نمی دهند . نکته ی مهمی که باید به آن اشاره کرد اعلام وابستگی یک خبرگزاری به یک حزب و یا نهاد خاص است .شوربختانه سالهاست که برخی سایت های خبری عنوان خود را به سایت تحلیلی خبری تغییر داده اند و اخبارو اطلاعات را هرآنگونه که خود بخواهند اطلاع رسانی و تجزیه و تحلیل کرده و به خورد مخاطبان می دهند  هر حزب ، نهاد و ارگان دولتی و غیر دولتی می تواند برای خود خبرگزاری داشته باشد و اگر چنین خبرگزاری هایی  خبرهای حزب یا نهاد وابسته به خود را اطلاع رسانی کنند هیچ اشکال و ایرادی بر آنها مترتب نیست حتی اگر این اطلاع رسانی کاملا یک سویه باشد چرا که آنان به روشنی موضع سیاسی و یا حزبی خود را اعلام کرده اند اما اتفاق نامبارک در جایی است که یک خبر نگار یا خبرگزاری ادعای استقلال خبری می کند اما تمام اخبار و اطلاعات خبری آن یک سویه و جهت دار است .متاسفانه تقلیل جایگاه برخی خبرنگاران به روابط عمومی برخی ادارات بدعت نامبارکی است که ساحت مقدس خبرنگاری را با چالش اساسی مواجه کرده است . امروزه بیشتر خبرگزاری ها با مراجعه به سایت روابط عمومی ادارات خبرهای خود را تنظیم و اطلاع رسانی می کنند و روشن  است که روابط عمومی هیچ اداره ای اخباراقدامات اشتباه و نادرست خود را منتشر نمی کند بنابراین خبرنگاران مستقل باید با مراجعه به ادارات و اتفاقات جاری در جامعه برداشت آزاد خود که همان واقعیت موجود است را از طریق تحقیق و پژوهش بی کم و کاست گرد آوری و اطلاع رسانی نمایند البته این اطلاع رسانی باید با رعایت مصالح کلی نظام و جامعه باشد . انشتار اخباری که باعث جریحه دار شدن احساسات مردم یا تشویش اذهان عمومی و یا توهین و افترا به اشخاص حقیقی یا حقوقی می شود از این قاعده مستثنی است . تقریبا در تمام جوامع انسانی حتی در کشورهایی که مدعی آزادی کامل  مطبوعات هستند این ضوابط با سلیقه های متفاوت وجود دارد . به هر روی آنچه مد نظر این نوشته است اینکه خبرنگاری با روابط عمومی تفاوت های فاحشی دارد نگارنده  در سالهای نه چندان دور  مدت دو سال کارشناس روابط عمومی آموزش و پرورش بوده است بنابراین با حوزه ی فعالیت روابط عمومی و کار اطلاع رسانی آشنائی دارد . هیچ روابط عمومی برای تنظیم اخبار و اطلاعات خود مستقل  نیست بلکه تابع شرایط و ضوابط مدیران دستگاه ذیربط می باشد تقریباً تمامی اخبار و اطلاعات تدوین شده که بر خروجی روابط عمومی نقش می بندد باید بیان کننده نقاط قوت و عملکردهای مثبت مدیران باشد و از انتشار اشتباهات ، نواقص ، سوء مدیریت ها و... به شدت جلوگیری می شود (برای اثبات این ادعا اگر دوستان عزیز تا به حال در خروجی سایت روابط عمومی ادارات مختلف  خبری که حکایت از نقاط ضعف دستگاه مربوطه است را پیدا کردند این حقیر را نیز مطلع فرمایند )البته این موضوع فی نفسه اشکالی ندارد شاید فلسفه ی ایجاد روابط عمومی ، اطلاع رسانی از اقدامات و فعالیتهای دستگاههای مختلف باشد اما همیشه با دخالت روسا و مدیران ، روابط عمومی ها به ابزاری در اختیار مطامع و اوامر آنان تبدیل شده اند. متاسفانه اگر به برخی خبرگزاری ها ی مختلف نگاه کنیم  آنان به تابلوی اعلاناتی برای انتشار اخبار روابط عمومی ادارات تنزل پیدا کرده اند و این همان تهدیدی است که کیفیت کار خبرگزاری ها و خبرنگاران را با چالشی اساسی مواجه کرده است . اخبار روابط عمومی ادارات مملو از اغراق و آمار و ارقام غیر واقعی است و برخی  خبرگزاری ها هم بدون  انجام کار خبری تنها از تابلوی اعلانات سایت روابط عموی ها این اخبار را کپی و درسایت خود منشتر می کنند  این همان بیراهه ای است که در مسیر صحیح خبرنگاری ایجاد شده است. برای همه ی روابط عمومی ها و خبرنگاران عزیز چه آنان که شناخته شده هستند و چه کسانی که ناشناخته فعالیت می کنند  و اخبار وقایع شهرستان را به مردم اطلاع رسانی می نمایند تبریک گفته و برای موفقیت و بهروزی آنان بهترین ها را آرزو می نمایم (محمد نعمتی - آبدانان)

 




[ دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 ] [ 11:01 ق.ظ ] [ محمد نعمتی ]
دموکراسی به روش آمریکایی یا مردم سالاری دینی  
 قبل از ورود به این بحث  از تمام عزیزانی که ممکن است با مطالعه ی این نوشته آزرده خاطر شوند حلالیت می طلبم اما به عنوان یک معلم و فعال انتخاباتی ناگزیرم  با نگاهی علمی و رعایت شان و منزلت انسانها این نوشته را تقدیم نمایم باشد که گامی کوچک در راستای تصحییح اشتباهات همدیگر و تقویت اتحاد و برادری برداریم . مردم‌سالاری یا دموکراسی نوعی  روش حکومتی است که در آن مردم از طریق برگزاری انتخابات ، حاکمان و نمایندگان پارلمانی خود را انتخاب می کنند . در واقع نوعی دخالت شهروندان در سرنوشت خویش است . دموکراسی انواع مختلف و گونه های متفاوت دارد  . از حکومت اکثریت به عنوان شاخص اصلی دموکراسی نام می برند . از اصلی ترین روندهای موجود در دموکراسی رقابت های انتخابانی عادلانه است.  در انتخابات مردم باید فارغ از قید و بند های طایفه ای ، زبانی ، سیاسی و حزبی در راستای انتخاب اصلح گام بردارند . هر کاندیدی با ورود به عرصه ی انتخابات خود را اصلح معرفی می کند . اما مردم و رای دهندگان باید با آگاهی و شناخت کامل وکلای خویش را انتخاب نمایند . نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی یک کار تخصصی صرف نیست که نیاز به یک تخصص دانشگاهی داشته باشد بلکه مجموعه ای از توانمندی های مختلف و مهارتهای سیاسی ، اجتماعی ، علمی ، فرهنگی و..... است تا نماینده ی مردم بتواند در عرصه های مختلف زبان گویای مشکلات مردم باشد . هر چند قانونگذار وظیفه ی نمایندگان مجلس شورای اسلامی را قانونگذاری و نظارت بر اجرای قانون معرفی کرده است اما همه می دانیم که خوب یا بد نمایندگان در ریز و درشت مسائل کشور ، استان و شهرستان دخالت نموده و حتی در عزل و نصب  سرایدار یک آموزشگاه هم ایفای نفش دارند . این بدعت نادرست وجود داشته و قابل انکار نیست اما موضوعی که در این نوشتار به دنبال آن هستیم پرداختن به برخی خصوصیات برگزاری انتخابات در آمریکاست .
1- در انتخابات کشور آمریکا و دموکراسی حاکم بر آن تخریب رقبای انتخاباتی و توهین و تحقیر آنان یک راهبرد انتخاباتی است . یعنی هر کاندیدی سعی می کند با تحقیر و توهین به طرف مقابل او را وادار به عقب نشینی و تسلیم نماید . این نوع بد اخلاقی در سخنان کاندیداهای انتخاباتی و طرفداران آنها به وفور یافت می شود .
2- در انتخابات و دموکراسی حاکم بر کشور آمریکا سیاست " یا با ما باش یا بر علیه ما " یک راهبرد دیگر انتخاباتی است . حتی در سخنان  منتخبان این نوع دموکراسی در سطح نمایندگان سنا و ریاست جمهوری این گفتمان و ادبیات در مورد  کشورهای دیگر هم شنیده می شود که این نوع تلقی ناشی از خودشیفتگی و بزرگ بینی خود و کوچک دانستن دیگران است .
3- در انتخابات و دموکراسی حاکم بر کشور آمریکا ارزش رای مردم یکسان نیست در نهایت رای به اصطلاح نخبگان و سیاست مداران می تواند سرنوشت انتخابات را تغییر داده و به آنچه هدف اصلی دموکراسی و مردم سالاری است پشت نماید. 
4- در انتخابات و دموکراسی حاکم بر آمریکا در مواجه با مخالفان ، لیستهای سیاه تحریم تنظیم و معرفی می شود .
اکنون به حوزه ی انتخابیه ی خود بازگردیم و هر کدام از این چهار مورد را با رفتار برخی کاندیداها و طرفداران آنها مقایسه کنیم تا متوجه شویم برخی که دم از دموکراسی و مردم سالاری می زنند به دنبال این نوع دموکراسی هستند . در حالیکه ما معتقدیم مردم سالاری دینی شیوه  ی مناسبی از حاکمیت بر مردم است که هم اهداف اولیه دموکراسی خواهی و مردم سالاری را با خود به همراه دارد و هم ارزش و کرامت اسلامی و اخلاق انسانی و حرمت و منزلت انسانها پاس داشته می شود . متاسفانه در انتخابات دهمین دوره ی مجلس شورای اسلامی این چهار مورد در این دوره بسیار پر رنگ شده بود . 1- برخی از کاندیداها و طرفداران آنها با بداخلاقی تمام رقبای انتخاباتی خود  و هواداران آنها را با القابی از قبیل بیسواد ، پست طلب ، لال ، کر و کور ، خائن ، شیاد و.... مورد بی مهری قرار می دادند و در مقابل خود را علامه دهر و منجی مردم معرفی می کردند . 2- راهبرد " یا با ما باش یا بر علیه ما خواهی بود " سیاست دوم برخی از این آقایان بود تا بدانجا که بارها آشکار و پنهان به همشهریان خود می گفتند یا با ما باشید یا حق هیچ انتخاب دیگری ندارید. 3- برخی کاندیداها و طرفداران آنها معتقد بودند که مردم به قیم فکری نیاز دارند تا خوب از بد را به آنها نشان دهد . آنها خود را خوب و فرشته ی نجات و  دیگران را  اجنه ، شیاطین و آدم فضایی می خواندند . 4- برخی پس از پایان انتخابات و شکست خویش به جای تمکین و احترام به رای و نظر اکثریت به تبعیت از دموکراسی آمریکایی لیست های سیاه تحریم تنظیم و از مردم خواستند تا هواداران رقیب انتخاباتی خود را تحریم نمایند . این تحریم های ناجوانمردانه از میوه فروش سر خیابان تا مسئولان سیاسی شهرستان را شامل می شد . اکنون با این اوصاف قضاوت را به مردمی می سپاریم که گوشهایشان از سخنان این آدم های مدعی روشنفکری پر شده است . ما معتقدیم که مردم سالاری دینی که پایه های جمهوری اسلامی را تشکیل داده با دموکراسی امریکایی تفاوت ماهوی و  بنیادین دارد. ما در انتخابات به دنبال تخریب رقبا و هتک حرمت اشخاص نیستیم ، ما در انتخابات به دنبال تحریم همشهریان خود نیستیم ، ما در انتخابات به دنبال تبعیض و درجه بندی مردم نیستیم . اسلام به ما آموخته است که اخلاق انسانی و کرامت انسانها را پاس بداریم و تنها ملاک برتری انسانها را نه سواد و مدرک دانشگاهی بلکه تقوای الهی دانسته است . ما فرزندان آبدانانی ،  مفتخریم که در کنار آقایان بهزاد علیزاده و علی مهدوی با دوری جستن از این چهار اصل ،  در راستای پاسداشت انسانیت و تکریم اخلاق و کرامت انسانها گام برداشته و مردم سالاری دینی را وجه ی همت خود قرار دادیم  برای ما اخلاق ماکیاولی که هدف وسیله را توجیه می کند محلی از اعراب ندارد بگذار مدعیان دموکراسی و روشنفکرمابان ما را شیاد ، مادیگرا ، خیانتکار ، وطن فروش ،  بیسواد ، فقیر ، احمق ، نادان  ، اجنه ، آدم فضایی و.... بنامند اما ما مفتخریم  آنچه را که تکلیف الهی بود عمل کردیم . به دوستان عزیز و کسانی که به دفاع از دکتر احمدی قلم فرسایی می کنند توصیه می کنیم حرمت قلم های خویش را پاس بدارند  هر آنچه در وصف و ستایش امیرکبیر خویش می خواهند بنویسند ما خوشحال می شویم فرزند آبدانانی سرآمد روزگار خویش باشد اما درخواست داریم حرمت همشهریان خویش و کسانی که بر اساس اصول دموکراسی که شعار شماست به کاندید دیگری رای داده اند را حفظ کنید . تاریخ گواهی خواهد داد که دکتر احمدی به کینه ورزی دیگران نباخت بلکه به آنچه شما برخی طرفداران خودشیفته ی ایشان بر زبان و قلم  آوردید باخت. دلایل باخت دکتر احمدی فرزند نخبه ی دیار زاگرس را در درون و اطراف خویش جستجو کنید . دلائل این ناکامی را در عملکرد چهار سال گذشته و تیم مشاوره ای و انتخاباتی ایشان دنبال کنید . ما نخبه کش نیستیم دست تقدیر روزگار از آستین 51 هزار نفر بیرون آمد تا پاسخی به تمام بداخلاقی هایی باشد که برخی متاسفانه در حمایت از دکتر احمدی بر علیه همشهریان خویش روا داشتند .دکتر احمدی سرمایه ای بزرگ بود که با بی تدبیری عده ای هوادار متعصب که حرمت انسانها را پاس نداشتند ناکام ماند ما امیدواریم عقلای قوم و شخص دکتر احمدی تا فرصت هست به بازنگری آنچه گذشت روی آورند . دوستان عزیز ما با کسی سر ستیز و عناد نداریم به عنوان سربازی کوچک که در ستاد انتخاباتی آقای بهزاد علیزاده انجام وظیفه نمودم در پیشگاه خداوند متعال و همشهریان عزیز سوگند یاد می کنم آنچه در خصوص دخالت این برادر عزیز در روند تصمیم گیری ما مطرح می شود کذب محض و دروغی آشکار است   من و دوستانم با تکیه بر اصول مردم سالاری دینی و در فرآیندی کاملا اختیاری و با تجزیه و تحلیل شرایط موجود و در راستای تقویت اتحاد و همدلی مردم و ترمیم شکاف های اجتماعی بجا مانده از انتخابات چهار سال قبل  تصمیم به حمایت از مهندس شادمهر کاظم زاده گرفتیم . قانونگذار فرصت نمایندگی مجلس شورای اسلامی را چهار سال تعیین کرده است این فرصت اگر بدرستی از آن استفاده شود می تواند غنیمتی بزرگ برای حوزه ی انتخابیه باشد اجازه دهیم بدور از غوغاسالاری و تنگ نظری ، همگان فرصت های برابری برای حضور در صحنه ی انتخابات داشته باشند به امید اعتلای بیشتر مردمان دیارم . (محمد نعمتی - آبدانان )



[ جمعه 17 اردیبهشت 1395 ] [ 06:31 ق.ظ ] [ محمد نعمتی ]
پسا انتخابات
در این نوشتار به پسا انتخابات می پردازم تحلیل و آسیب شناسی رفتارهای انتخاباتی و علل پیروزی و شکست برخی کاندیداهارا به مجالی دیگر موکول می کنم. انتخابات در نگاهی ساده به عنوان راهی برای مشارکت مردم در سرنوشت خویش تعریف می شود . اما از چنان پیچیدگی هایی برخوردار است که بسیاری از امور زندگی مردم را تحت تاثیر قرار داده است . فرایند انتخابات به سه بخش تقسیم می شود . پیش انتخابات ، تبلیغات و پسا انتخابات . در پیش انتخابات برخی افراد که تمایلی برای حضور در انتخابات دارند به شکلی نرم و آرام از مدتها قبل در دیدارهای انفرادی و نشستهای کوچک و بزرگ ، ورود خود به عرصه ی انتخابات را مستقیم و غیر مستقیم اعلام می کنند در این مرحله تنش ها و حساسیت های خانوادگی ، زبانی ، قومیتی و سیاسی به شکلی غیر محسوس در حال شکل گیری است اما تاثیر چندانی بر فضای عمومی جامعه ندارد چرا که افراد ، فرصت کافی برای ابراز وجود و تعیین خط و مشی انتخاباتی خویش دارند . از این مرحله که بگذریم با نزدیک شدن ایام تبلیغات رسمی ، انتخابات وارد فضای جدیدی می شود . کاندیداهای انتخاباتی و لیدرهای اصلی آنان سعی می کنند با پیش کشیدن مباحث چالشی و  با چاشنی احساسات  ، ضمن جلب نظر رای دهندگان کاندیداهای رقیب را با چالش مواجه کنند . شور و هیجان فراوانی در این مرحله دیده می شود . نشستها و همایش های انتخاباتی ، راه اندازی کارناوالها و کاروانهای انتخاباتی ، سوت و کف زدن های احساساتی و حتی استفاده از آلات موسیقی  برای جلب نظر مردم بخشی از فعالیتهای این مرحله است   . ویژگی مهم این دوره شادی و نشاطی است که در جلسات و کاروانهای انتخاباتی حاکم است. همه ی کاندیداها و طرفداران آنها سعی می کنند از ظرفیت شاد و احساساتی این مرحله به سود خود بهره مند شوند . اما روز برگزاری انتخابات و روزهای پس از آن معمولا آبستن حوادث تلخ و شیرین فراوانی است . طرفداران کاندیداهای انتخاباتی بیشترین فشار عصبی را در روز رای گیری متحمل می شوند. با شمارش آراء و اعلام نتایج ،  طوفانی از شادی و غم ، فضای ملتهب جامعه را در بر می گیرد . طرفداران کاندیدای پیروز موجی از شادی را در سراسر حوزه ی انتخابیه به راه می اندازند . اغلب طرفداران کاندیداهای دیگر دچار سرددگمی ، یاس و عصبانیت ناشی از فشارهای عصبی برگزاری انتخابات و هیجانات و شادی های طرفداران کاندید پیروز می شوند . در پسا انتخابات که دوره ی بحرانی انتخابات است احتمال فزاینده ای وجود دارد که هیجانات و عصبانیت ها ، منتج به تجمع و درگیری هواداران کاندیداهای پیروز و شکست خورده شود . در این میان نقش کاندیداها و لیدرهای اصلی آنان در تلطیف فضای پر تنش بوجود آمده موثر است . یک بیانیه یا فراخوان عمومی می تواند باعث آرامش یا شکل گیری طوفان سهمگینی شود . دهمین انتخابات مجلس شورای اسلامی در حوزه ی انتخابیه ی جنوب ایلام تا حدودی دارای این شرایط حساس بود .آقای مهندس کاظم زاده در یک رقابت انتخاباتی با کسب بیش از پنجاه و یک هزار رای پیروز این ماراتن سنگین شد . اما روز بعد و حتی پیشتر از آن حملات سنگینی از طرف هواداران کاندیدای دیگر و لیدرهای اصلی ایشان متوجه برخی شهروندان آبدانانی شد. انواع برچسب ها ، توهین ها و هتاکی ها را نثار افرادی نمودند که در دور دوم انتخابات ،  به مهندس کاظم زاده رای دادند . انتظار می رفت دوستان و همشهریان ما به قواعد دموکراسی و حق انتخاب مردم بر سرنوشت خویش  تن می دادند و ضمن تبریک به منتخب مردم از همه شهروندان بابت حضور در عرصه ی انتخابات قدردانی می کردند تا کسانی که داعیه ی علم گرایی داشته و کاندید خویش را امیر کبیر دوران لقب داده اند با رفتاری عالمانه نشان دهند که پسا انتخابات  می تواند تراز عقلانیت ما باشد .  آنان می توانستند  با رفتار خود مانند طرفداران کاندیداهای دیگر  آبدانان آقایان بهزاد علیزاده و علی مهدوی تراز عقلانیت خویش را نشان داده و ظرفیت پذیرش و  قبول شکست را داشته و گر چه در ظاهر ،  نتیجه انتخابات را باختند اما از نگاه تیزبین و هوشیار مردم برنده ی جام اخلاق و پیروز انتخابات شدند . این مردم بر اساس حق انتخابی که داشتند  به مهندس کاطم زاده رای داده اند و این کار آنان ناشی از اعتقاد به دموکراسی و حق حاکمیت بر سرنوشت خویش است . از طرفی از آقای  دکتر احمدی که در حال حاضر نماینده و وکیل مردمان هر چهار شهرستان بوده و خود با رای همین مردم بر کرسی بهارستان نشسته است انتظار می رفت  مانع از این هتاکی ها و حرمت شکنی ها ، بر علیه همشهریانش شود . متاسفانه برخی با ادبیاتی زشت و ناپسند ، بی مهری های فراوانی به همشهریان خود که بالغ بر هشت هزار نفر بودند روا داشتند که باعث رنجش خاطر و آزردگی بسیاری از فرهیختگان این شهرستان شد تا جایی که بسیاری از طرفداران دکتر احمدی نیز از این رفتارهای هنجارشکنانه دوستانشان رنجیده و اعلام برائت کردند . قطار انتخابات با تمام فراز و فرودهایش به خط آخر رسید اما آنچه در پسا انتخابات ،  به مسلخ رفت گنجینه ی اخلاق و فرهنگ مردمان این دیار بود که به راحتی دستخوش طوفان تعصبات بی جا و قوم گرایانه گردید. امیدواریم تا دیر نشده عقلای این شهر ،  هتاکی  و اهانت به کسانی که گناهی جز مشارکت در تعیین سرنوشت خویش نداشته اند را  محکوم کرده و با درایت و آینده نگری بزرگراه وحدت و برادری را به دیگران نشان دهند . یادمان باشد انتخابات همچون فصلهای سال یکی پس از دیگری می گذرد و دوباره آغاز می شود چهار سال دیگر خواهد گذشت و آنانی از ما که زنده خواهند ماند باز در کنار هم وارد عرصه ی رقابت های انتخاباتی خواهند شد .  اگر همه ی ما یک انتخاب داشتیم و به یک نفر رای می دادیم معنای  انتخابات و شیرینی دموکراسی و حق انتخاب از بین می رفت . قبول کنیم که انتخابات با تمام تلخی ها و شیرینی هایش تمام شد . کدورت ها و  نامهربانی ها را کنار نهاده ، یادمان باشد ، همه برادران و خواهران هم و محتاج یکدیگریم راهبرد اصلی همه ما ، چه آنان که به دکتر احمدی رای دادند و چه آنان که مهندس کاظم زاده را انتخاب کردند حفظ وحدت و برادری و جلوگیری از نفاق و تخریب است برای انتخابات باز هم فرصتهای دیگری هست اما برای با هم زندگی کردن فرصت ها اندک است .
غرض‌ها تیره دارد دوستی را
غرض‌ها را چرا از دل نرانیم
گهی خوشدل شوی از من که میرم
چرا مرده پرست و خصم جانیم
چو بعد از مرگ خواهی آشتی کرد
همه عمر از غمت در امتحانیم
کنون پندار مردم آشتی کن
که در تسلیم ما چون مردگانیم
چو بر گورم بخواهی بوسه دادن
رخم را بوسه ده کاکنون همانیم
خمش کن مرده وار ای دل ازیرا
به هستی متهم ما زین زبانیم
( محمد نعمتی )



[ چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 ] [ 05:50 ب.ظ ] [ محمد نعمتی ]

سپاس معلّم 
روزگاری در حصار کودکی محبوس بودیم و جهان را با چشمانی کودکانه به تماشا می نشستیم ، خانه ی ما آغوش گرم مادر بود و خوراکمان شیره ی جان او، تمام  سرزمینمان گاهواره ای بود که با دستانی مهربان آرام آرام می چرخید ، آسمان این سرزمین توری نازکی بود که از فراسوی آن دو فرشته ی زیبا ما را نظاره گر بودند یکی مادر بود و آن دیگر پدر ، هر دو آموزگار جسم و جانمان بودند ، آرام آرام بزرگ شدیم ، در یکی از روزهای زیبا و برگ ریزان پاییز به خانه ی دوّم قدم نهادیم ، روی نیمکتهایی نشستیم که بوی مهربانی می داد ، فرشته ای دیگر از راه رسید و بر خط زمینه ی  تخته ی سبز کلاس با گچی سفید و خطی زیبا نوشت به نام خدا ، دانا ادب دارد .  هنوز هم تصویراین تابلوی زیبا و ماندگار و بوی تازگی کتابهای درس مشام جانمان را نوازش می دهد او معلّم بود آموزگار دانائی ، ادب و خردمندی  . 12 اردیبهشت روز معلّم را نخست به همه ی معلّمان خودم از آغاز تا پایان و سپس به همکاران فرهنگی و تمام کسانی که  آموزگار بشریت هستند تبریک می گویم همیشه معلّم باشید و آموزگار بمانید  .(محمد نعمتی )



[ شنبه 11 اردیبهشت 1395 ] [ 12:50 ق.ظ ] [ محمد نعمتی ]
فاتحه ی دودی  و اصلاح .....
شاید شما هم مثل من کمی تا حدودی به یاد داشته باشید که در مجالس ترحیم سالهای نه چندان دور بعد از قرائت فاتحه از طرف صاحب مجلس  به میهمانان سیگار تعارف می کردند آنانی که چند پیراهن بیشتر پاره کرده اند  بیشتر و بهتر می دانند و شاید سینی های بیشتری از سیگارهای ویژه ، هما ، زر و.... به میهمانان عزا تعارف کرده اند . از این بدتر چند نفر از میهمانان را انتخاب می کردند و مراسم تراش راه می انداختند با یک قیچی و آیینه و تیغ و ماشین اصلاح ،  به جان سر و صورت مردم می افتادند و برخی در گیرودار رودربایستی تراش می خوردند شاید برخی هم همیشه چشم به راه بودند کسی از اهالی محل بمیرد تا آنان چند نخ سیگار دود کنند یا صفایی به سر و صورت بدهند بگذریم تهاجم فرهنگی که شاخ و دم ندارد . گاهی اوقات فکر می کنم اگر الان هم در مجالس عزا سیگار تعارف می کردند چقدر از جوانان ما در این مجالس شرکت می کردند ؟ شاید حسینه ها و خانه های صاحب عزا مملو از جوانانی بود که برای دود کردن سیگاری می آمدند .اما تصور کنید در همین مجالس الان هم مراسم تراش بود. شما شیک و پیک به فاتحه می رفتید و با سر تراشیده و بوی دود سیگار به خانه بر می گشتید . به نظر شما اگر فقط مراسم تراش بود آیا جوانان ما برای قرائت فاتحه  اموات نزدیک خویش می آمدند ؟ گاهی فکر می کنم اگر این رسم های عجق وجق هنوز هم مرسوم بودند با این همه مرگ و میر دیگر نیازی به مغازه های آرایشگری نداشتیم  یاد این جمله افتادم که می گوید :  جوانان کجایید ، دقیقا کجایید ؟
(محمد نعمتی - آبدانان)



[ پنجشنبه 19 فروردین 1395 ] [ 09:05 ق.ظ ] [ محمد نعمتی ]
 مادر، فرشته ای آسمانی است که خداوند به هر انسانی در روی زمین یکی از آنها را هدیه داده است.

اگر افلاطن و سقراط بوده اند بزرگ
بزرگ بوده پرستار خُردی ایشان.
به گاهواره مادر بسی خفت
سپس به مکتب حکمت ، حکیم شد لقمان.
در آن سرایی که زن نیست،انس و شفقت نیست
در آن وجود که دل مرد،مرده است روان
به هیچ مبحث و دیپاچه ای قضا ننوشت
برای مرد کمال و برای زن نقصان
زن از نخست بوده رکن خانه هستی
که ساخت خانه بی پای بست و بی بنیان     (پروین اعتصامی)

سالروز ولادت حضرت فاطمه (س) روز زن و روز مادر مبارک باد.

روزها تنها بهانه ای است  برای آنکه محبتمان را نشان دهیم .

هرگز برای آنکه عشقمان را به مادر و همسرمان ابراز کنیم خجالت نکشیم.

روز زن و روز مادر فرصتی گرانبهاست تا مردانه و در کمال  تواضع به همسر و مادرمان  بگوییم دوستت داریم. 

روز مادر فرصتی است تا اگر سایه اش مستدام است بر دستان پر مهرش  بوسه زنیم و اگر جاودانه شده بر مزارش شمعی بیفروزیم .




[ چهارشنبه 11 فروردین 1395 ] [ 08:29 ب.ظ ] [ محمد نعمتی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 4 ::      1   2   3   4  

درباره وبلاگ

محمد نعمتی هستم متولد بیستم بهمن 1352 روستای هزارانی (شهرستان آبدانان)فوق لیسانس تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش ، بیش از بیست و دو سال سابقه خدمت در آموزش و پرورش( 10 سال كارشناس اداری ) یك دوره چهار ساله عضو شورای اسلامی هزارانی - بیش از 8 سال عضو شورای حل اختلاف - در دانشگاه آزاد اسلامی ، جهاد دانشگاهی و آموزشهای ضمن خدمت فرهنگیان تدریس داشته ام . نوشتن را بیش از هر سرگرمی دیگری دوست دارم یاد گرفته ام حرفم را بدون لكنت زبان و با حفظ احترام و رعایت حقوق دیگران به زبان آورم . مفتخرم كه خداوند توفیقی نصیب نمود تا در ایجاد سازش صدها اختلاف خانوادگی سهمی كوچك داشته باشم چرا كه به این كلام گهر بار رسول اعظم حضرت محمد(ص) باور دارم كه هیچ عبادتی برتر از ایجاد صلح و سازش میان مردم نیست و معلمی را تنها هنر خود می دانم پس از حدود دو سال از شروع به كار این وبلاگ این چند سطر را علیرغم میل باطنی ام و به اصرار برخی همراهان عزیز كه از میزان تحصیلات و ارتباط آن با نوشته هایم سؤالاتی داشتند نگاشتم باشد كه مورد رضای حق تعالی و مقبول همراهان عزیز واقع شود .
موضوعات
آمار سایت
  بازدیدهای امروز : نفر
  بازدیدهای دیروز : نفر
  كل بازدیدها : نفر
  بازدید این ماه : نفر
  بازدید ماه قبل : نفر
  تعداد نویسندگان : عدد
  كل مطالب : عدد
  آخرین بروز رسانی :
لینک های مفید
امکانات وب