آنچه باقیست فقط خوبی هاست .
در کله پزی ها هم 'زبان' از 'مغز' گرانتر است،درست مثل جامعه ای که چرب زبان ها از عاقلان ارزشمندترند...
نویسندگان

مردمانی بزرگ با آرزوهایی كوچك !

پس ازکشمکشهای فراوان  و طرح ، نام های کوچک و بزرگ بالاخره قرعه ی فال به نام جوانی آرام ومحجوب افتاد . او معارفه و  رسماً اولین فرماندار بومی شهرستان آبدانان لقب گرفت . دهه ی 90 را باید دهه ی تحقق آرزوها و آرمانهای شهروندان آبدانانی به شمار آورد . آنها با آغاز این دهه صاحب اولین نماینده ی بومی شدند و در امتداد آن اولین فرماندار بومی بر جای هفت فرماندار غیر بومی گذشته نشست . سال گذشته نیز در انتخابات شورای اسلامی شهر تعدادی جوان جویای نام ، بر کرسی های شورای شهر که سالها در تصاحب  بی چون و چرای فرهنگیان بود  تکیه زدند  پازل های این بازی یکی پس از دیگری در حال تکمیل شدن هستند . نماینده ی بومی ، شورایی جوان و جویای نام و امروز هم فرمانداری بومی و جوان . آنچه در ظاهر این معادله به چشم می آید گل و بلبل است ما تقریباً به تمام آرزوهایمان دست یافته ایم اما  نگرانی هایی هم وجود  دارد و یا به قول امروزی ها برخی  دلواپس هستند . دلواپسی آنان از بابت مقایسه ی عملکردهاست  چرا که تا امروز دیگران را به چوب غیر بومی بودن می راندیم و همه ی مشکلات این شهر را به گردن مدیریت غیر بومی می انداختیم و آنان را مقصر عقب ماندگی این شهر به شمار می آوردیم . یادمان هست در انتخابات قبلی مجلس شورای اسلامی تنها خواسته و ملاک رای دادن ،  بومی بودن کاندیدای شرکت کننده بود چرا که ما از دردی تاریخی رنج می بردیم . درمیان سه شهرستان حوزه ی جنوب ( چهار شهرستان فعلی) آبدانان طعم نماینده و فرماندار بومی را نچشیده بود بنابراین تمام همت مردم بر رای آوری نماینده ی بومی متمرکز شد هیچ کس شور و شعف ناشی از پیروزی کاندیدای  بومی این دیار در انتخابات قبلی را از یاد نمی برد . آنروز موجی از شادی و نشاط سراسر این شهرستان را فرا گرفته بود و همه به یکدیگر تبریک می گفتند و شیرینی می دادند .ساز  و دهل و جشن و شادی فضای عمومی شهر را پر کرده و خیابانهای شهر تا پاسی از شب مملو از جوانانی بود که شادی می کردند . در انتخابات شورای اسلامی سال قبل نیز جمعی از جوانان این شهر به شورای شهر راه یافتند ولی شادی و نشاط مردم کمتر به چشم می آمد  آسیب شناسی چنین رفتارهایی از جانب مردم وظیفه ی نخبگان و اندیشمندانی است که همیشه به شمارش زیاد ولی در میدان عمل انگشت شمار هستند . متاسفانه با وجود ادعای ما آبدانانی ها که خود را فاضل ترین مردم و سرآمد دیار خویش می دانیم دریغ از یک تحلیل علمی و نقد آسیب شناسانه ، این همه دکتر و مهندس و تحصیلکرده ی صاحب نام در این سرزمین با کت و شلوارهای اتو کشیده  و کفشهای واکس زده پراکنده اند ولی هرگز ندیدیم همایشی علمی برای آسیب شناسی رفتار مردم تشکیل و صاحب نظران در نشستی علمی به نقد آنچه در جامعه ی انسانی این شهر روی می دهد بپردازند . چرا بیشتر مسئولان، نماینده ی مجلس شورای اسلامی به جای طرح مشکلات شهرستان تنها به بیان خیر مقدم به مسئولان استان و کشور و قربانی کردن گوسفند و گرامی داشتن و مبارک دانستن  مقدم آنان بسنده می کنند ؟ آیا در شرع مقدس اسلام قربانی کردن گوسفند در میمنت ورود یک مسئول میانی استان ، سفارش شده است ؟ آیا باید جشن شکر گزاری برداشت  گندم و قربانی کردن گوسفند در میان مزارع کشاورزی و گندم زارها  برگزار شود یا در جایی که در چند کیلومتری آن اثری از یک بوته ی گندم مشاهده نمی شود ؟ وظیفه ی نخبگان و اندیشمندان نقد خیرخواهانه و منصفانه است تا جلوی کج روی ها و بی عدالتی ها گرفته شود . در طول یک سال گذشته که مطالبی در نقد برخی عملکردها توسط این حقیر در وبلاگ تقاطع و برخی سایت های استان منتشر شد نه تنها مورد استقبال بخشی زیادی از مردم قرار گرفت بلکه در مواردی نیز باعث عدم تکرار برخی اشتباهات در عملکردهای مسئولان شد امروز باید همه ی خیرخواهان با قلم و زبان خود ضمن حمایت از عملکردهای مطلوب به نقد رفتارهای اشتباه مسئولان اقدام نمایند .برای آنکه برخی سوء تفاهم ها رفع شود نگارنده از جمله اولین افرادی بود که پس از انتخاب اعضای شورای شهر مطلبی در حمایت از انتخاب آنان نوشت . چندی قبل هم در میان انبوه منازعات شهروندان بر سر انتخاب فرماندار بومی و غیر بومی که با محافظه کاری و در لفافه گفته می شد مطلبی در ضرورت انتخاب یک فرماندار بومی نگاشتم که در فضای مجازی منتشر شد . هنوز هم معتقدم که رشد عقلانیت ما باید از چنین مسیری عبور می کرد یعنی ما باید صاحب یک نماینده ی بومی ، یک شورای جوان و یک فرماندار بومی شویم تا به مقایسه ای درست و قضاوتی عادلانه نسبت به عملکرد گذشتگان بپردازیم تا چراغ راهی باشد برای آیندگان . شوربختانه تا اینجای کار تحلیل آنچه رخ داده زیاد رضایت بخش نیست . عملکرد نماینده ی محترم و علم گرای ما که تمام شاخص های یک نماینده تراز اول را دارد چندان به مذاق عموم مردم یا حداقل بخشی از آنان خوش نیامده است (تحلیل و آسیب شناسی این موضوع بماند برای مجالی دیگر) جوانان شورای شهر که با شور و حرارت آغاز کردند انگار تنها وظیفه ی آنان انتخاب شهردار بود پس از آن و در بیش از هشت ماه گذشته از فعالیت آنان به جزرسیدگی به امور جاری و روزمره از قبیل حضور در دفترشورا ، مهر و امضای فرمهای دریافت وام ، درخواستهای مردمی ، شرکت در جلسات اداری و.... نشانه هایی از مصوباتی تحول آفرین و شاخص به چشم نمی آید . یا لااقل نگارنده از این موضوع بی خبر است .سوالی که می توان  به عنوان یک شهروند مطرح کرد آنکه مهمترین دستاورد و عملکرد شورای شهر در زمینه های فرهنگی ، اجتماعی ، آموزشی ، بهداشتی ، اقتصادی ، جذب سرمایه گذار ، توسعه ی فضاهای ورزشی ، صنعتی ، تولیدی ، پارک و بوستانهای شهری ، اماکن زیارتی  و گردشگری ، فاضلاب شهری ، دفع بهداشتی زباله ، انعکاس مشکلات مردم به مراجع بالاتر، جلوگیری از مهاجرت شهروندان و... چه بوده است؟ یا حداقل آنان می توانند در هر مورد یک مصوبه و دستاورد شاخص را توضیح دهند ؟ نقش و جایگاه شورای شهر به عنوان موکلان مردم  در انعکاس مشکلات شهرستان در سفر اخیر رئیس جمهور و وزیر معین ایشان در شهرستان چه بود ؟ از نظر نگارنده حتی در حفظ وضع موجود نیز کوتاهی شده است . امروزه فضاهای سبز این شهر نیز به خشکی گراییده و با تصمیمات خودسرانه و نادرست ، بلوارهای و فضاهای نیمه جان سبز این شهر به بوته زارهای خار و خاشاک تبدیل شده است .آنچه که تا به امروز از سرسبزی و خرمی  مشاهده می شد آثار و برکات سرسبزی بهار بود و امروز با گرم شدن هوا بیشتر آنچه که داشیتم با سهل انگاری به خشکی گرایید هر چند اقداماتی هم صورت گرفته یا در حال انجام است اما حرکت لاک پشتی در این زمینه جواب نمی دهد ، باید چاره ای اساسی کرد . وضعیت معابر عمومی و آسفالت خیابانهای شهر هم علیرغم لکه گیری ، بسیار نامطلوب و آزار دهنده است . به جرات می توان گفت در هیچ کجای این شهر 50 متر آسفالت یک دست ، بدون موج و دست انداز دیده نمی شود . هنگام رانندگی  در خیابانهای این شهر انگار بر امواج متلاطم دریای خروشان سوار شده ای ، هر لحظه با یک چاله ، دست انداز و گودال مواجه می شوی . قصد سیاه نمائی و تخریب ندارم ولی شاید وضعیت عمرانی شهرمان و زیر ساخت های شهری آن بسیار اسف ناک تر از آن چیزی است که نوشته می شود . متاسفانه امروز علیرغم میل باطنی ام باید به عملکرد همان جوانان جویای نامی اعتراض کنم که در نوشته ی سال قبل  انتخاب آنان را به فال نیک گرفتم هنوز این جمله ی آن نوشته را به خاطر دارم که عرض کردم " چنان کار کنید که پنجره ای که با مهربانی مردمان نجیب این شهر به روی جوانان گشوده شده است به روی آیندگان بسته نشود " متاسفانه این پنجره زودتر از آنچه فکرش را می کردیم زاویه ای متمایل به بسته شدن پیدا کرده است . امروز باز هم خوشحال هستیم که جوانی دیگر سکان فرمانداری این شهر را در دست گرفت ولی نگران و دلواپس آنچه تا کنون رخ داده هستیم . از آنجا که آدمی با امید زنده است باز هم امیدواریم  این جوان محجوب ونجیب عملکردی موفق و کارنامه ای درخشان داشه باشد تا انشاء الله ضعف ها و کاستی های دیگران پوشیده شود .یکی از مشکلات فرهنگی ما مردمان این دیارعدم نقد پذیری است ، منتقد را دشمن و مخالف خود می دانیم در حالی که هر انسان با شعوری باید به نقدهای سازنده ی دیگران توجه و با کمک آنها اشتباهات خود را به حداقل برساند .همه ی همشهریان عزیز باید مشاور ، همکار و همراه این عزیزان باشند اما هر همکاری و همیاری لزوما تعریف و تمجید نیست عقل آدمی حکم می کند تا در کمال صداقت و انصاف هر جایی که مستحق است تمجید و تعریف شود و آنجا که ضعف ، اشتباه و کاستی وجود دارد نقد منصفانه نمود نقدی که عاری از تخریب و توهین باشد . و کلام آخر آنکه برخی ، دوست دارند حرف ، سخن ، انتقاد و تعریفشان را توی گوش پچ پچ کنند و در لفافه سخن بگویند اما نگارنده  از گذشتهای دور تا به امروز یاد گرفته تا حتی انتقادش را با فریاد بلند و رسا مطرح نماید شاید هیچ وقت گذر نگارنده به دفتر شورای شهر، فرمانداری ، نماینده مجلس شورای اسلامی ، ...... برای طرح انتقادات و پیشنهادات  نیفتد ولی هر وقت ضرورت طرح سخنی بود همین جا خواهم نوشت باز هم قدراین فرصت گرانبها که به جوانان  شهر داده شده  را مغتنم دانسته  وآرزو کنیم با احترام متقابل و با همت جوانانمان بخشی از مشکلات این شهر در سایه ی وفاق و همدلی مرتفع شود ضمن تبریک به فرماندار جدید از درگاه خداوند متعال آرزوی توفیق و سربلندی ایشان وهمه ی جوانان این دیار را  ، مسئلت داریم .




[ سه شنبه 30 اردیبهشت 1393 ] [ 10:31 ب.ظ ] [ محمد نعمتی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

محمد نعمتی هستم متولد بیستم بهمن 1352 روستای هزارانی (شهرستان آبدانان)فوق لیسانس تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش ، بیش از بیست و پنج سال سابقه خدمت در آموزش و پرورش( ۱۱ سال كارشناس اداری ) یك دوره چهار ساله عضو شورای اسلامی هزارانی - بیش از ۱۰ سال عضو شورای حل اختلاف - در دانشگاه آزاد اسلامی ، جهاد دانشگاهی و آموزشهای ضمن خدمت فرهنگیان تدریس داشته ام . نوشتن را بیش از هر سرگرمی دیگری دوست دارم یاد گرفته ام حرفم را بدون لكنت زبان و با حفظ احترام و رعایت حقوق دیگران به زبان آورم . مفتخرم كه خداوند توفیقی نصیب نمود تا در ایجاد سازش صدها اختلاف خانوادگی سهمی كوچك داشته باشم چرا كه به این كلام گهر بار رسول اعظم حضرت محمد(ص) باور دارم كه هیچ عبادتی برتر از ایجاد صلح و سازش میان مردم نیست و معلمی را تنها هنر خود می دانم پس از حدود دو سال از شروع به كار این وبلاگ این چند سطر را علیرغم میل باطنی ام و به اصرار برخی همراهان عزیز كه از میزان تحصیلات و ارتباط آن با نوشته هایم سؤالاتی داشتند نگاشتم باشد كه مورد رضای حق تعالی و مقبول همراهان عزیز واقع شود .
موضوعات
آمار سایت
  بازدیدهای امروز : نفر
  بازدیدهای دیروز : نفر
  كل بازدیدها : نفر
  بازدید این ماه : نفر
  بازدید ماه قبل : نفر
  تعداد نویسندگان : عدد
  كل مطالب : عدد
  آخرین بروز رسانی :
لینک های مفید
امکانات وب