تبلیغات
آنچه باقیست فقط خوبی هاست .

آنچه باقیست فقط خوبی هاست .
در کله پزی ها هم 'زبان' از 'مغز' گرانتر است،درست مثل جامعه ای که چرب زبان ها از عاقلان ارزشمندترند...
نویسندگان

                   بازی شطرنج یا مارپله 

( نقدی بر عملکرد مردم و نمایندگان مردم )

برروی برگ رای هیچ کس ارزش رای او نوشته نشده است رای آن سرمایه دارکاخ نشین مرفه بی دردهمانقدرارزش دارد که رای آن پیرزن مَشک به دوش عشایرنشین زجر کشیده  دینارکوه ....

سالها پیش که بچه بودیم پولهایمان را روی هم می گذاشتیم و با اشتیاق سرگرمی مارپله می خریدیم تا بر روی صفحه های آن منچ  و مارپله بازی کنیم مارپله ازجمله اولین سرگرمی های همه  بچه های دیروز بود یک صفحه رنگی با اشکال متفاوتی از مارها و نردبانهای غیر هم اندازه ای که در نقاط مختلف صفحه بی هیچ قاعده و قانونی پراکنده شده بودند و یک مکعب شش گوش ( تاس ) که روی هر وجه آن دایره هایی از یک تا شش حک شده بود برای بازی کردن هیچگونه آمادگی ذهنی و یا خلاقیتی نیاز نبود احتیاجی نبود فکر کنید و تصمیم بگیرید کافی بود که تاس را به هوا پرتاب کرده  و منتظر بمانید   تا پس از َملق زدنهای فراوان در هوا بر سینه ی زمین آرام گیرد  صورتی از مکعب که رو به بالا بود را نگاه می کردی و به تعداد دایره های روی آن از نقطه آغاز  شروع به حرکت می نمودی انتخاب تعداد خانه هایی که باید می پیمودی در اختیارتان نبود به شانست بستگی داشت یک وقت دیدی با همان شانست  به پای نردبان صعود می رسیدی و این همان لحظه ای بود که شانس  به تو روی می آورد و خیلی راحت فقط با تکیه بر شانس و اقبال بلندت پله های نردبان ترقی را یکی پس از دیگری طی می نمودی در حالی که اطرافت پر از مارهای سمی و زهر آگین  بود بی هیچ دغدغه ای به اوج می رسیدی در آن بالا بالاها در حالی که مست از این ترقی و پیشرفت بودی با سرانگشتان دستت که سرشار از تکبر و غرور بود دست به تاس می شدی و مکعب شش وجهی شانس را  به هوا پرتاب می کردی تا این پیروزی را جشن بگیری  ودر اوج این لذت و سرور  عددی می آمد که نگاهت را خشك  و رنگ رخساره ات را تیره و تار می کرد با قدمهایی لرزان و ترسان حرکت می نمودی در حالی که میدانستی دیگر هیچ شانسی برای ماندن نداری به سوی مرگ می رفتی و در دهان اژدهایی هفت سر بلعیده می شدی دیگر اثری از آن همه شادی و غرور مشاهده نمی شد  بی هیچ اختیاری با بدشانسی و بد اقبالی به خانه ی اول بازمی گشتی و این داستان همچنان ادامه داشت و تو هیچ وقت پیروز نمی شدی بازی مارپله دو بازیگر قهار داشت که تو را بازی می دادند و دستت می انداختند مار و پله هر دو نقش خود را به خوبی می دانستند و مبارزه ای دیرین را آغاز کرده بودند پله نماد ترقی و پیشرفت و مار، افعی و اژدها نماد نیش زدن ، زهر افشانی و بلعیدن و نابود کردن هستند ما با این بازی بزرگ شدیم و امروز در صفحه ی زندگیمان همان  بازی مار پله را  اما با باز تعریفی دوباره از نقشها بازی می کنیم گذشتگان به جای یاد دادن بازی شطرنج که سرشار از تفکر و هوشیاری است به ما بازی مارپله آموختند  که درست نقطه ی مقابل بازی متفکرانه است و تنها بر اساس شانس و اقبال عمل می کند در بازی شطرنج به جای مار و پله مهره های ارزشمندی وجود دارند که هرکدام نمادی از شجاعت ، دلاوری و نجابتند اسب نماد نجابت ، فیل نماد مقاومت  ، سرباز نماد دلاوری وجنگ آوری است و......یکی از مترقی ترین قوانین نبرد در بازی شطرنج حکمفرماست در این بازی برای هر مهره یک تاکتیک تعریف شده است سپاه شما با سپاه دشمن  یک آرایش دارد کسی اجازه ی عبور از خط  قانون را ندارد شما باید در عین رعایت قانون نبرد  ، با دشمن خود با احترام رفتار کنید سرباز که حرکت می کند حق عقب نشینی ندارد او تا آخرین نفس می جنگد در لحظه رویارویی با  سرباز دشمن به او فحاشی نمی کند فقط با حفظ  روحیه جوانمردی مبارزه می کند و شمشیر می زند فیل از کوچکترین روزنه ای استفاده کرده و با حرکتی ضربدری تاعمق سپاه دشمن نفوذ می کند و در اثر اشتباه حریف،  وزیر سپاه که دست راست شاه و در چند قدمی اوست را می کُشد و از صحنه نبرد  محو می کند ولی نه شاه و نه بقیه ارتش برای انتقامجویی  ناجوانمردانه به او حمله ور نمی شوند گاهی اوقات اسب چالاک با حرکتهای ایضائی از بالای صفوف منسجم سربازان ،  قلعه ی سپاه دشمن را در هم می ریزد ولی سرباز حق برگشتن و فرو کردن نیزه در سینه او را ندارد و فیل با آن عظمتش نمی تواند بر خلاف قانون نبرد کاری کند و فقط تماشاگر صحنه است  گاهی یک سرباز با شاه و وزیر رودرو می شود اما ترس بر او مستولی نمی شود از نام و عنوان آنها نمی ترسد بلکه شجاعانه در نبردی ماندگار شمشیر زده وبه وظیفه خود عمل می کند آنچه بر صحنه ی نبرد شطرنج حاکم است قانون مبارزه جوانمردانه است در بازی شطرنج ما حتی به دشمن خود احترام می گذاریم  و با رعایت قانون نبرد  مبارزه می کنیم ولی در بازی مارپله  حتی به دوستان خود هم رحم نمی کنیم و آنها را ناجوانمردانه نابود می کنیم این است فرق بازی شطرنج با بازی مارپله ، ای کاش به جای بازی مارپله به ما الفبای بازی شطرنج می آموختند تا در صحنه ی زیبای زندگی برای بدست آوردن قدرت ، ترقی و پیشرفت با احترام به هم  مبارزه می کردیم  و نگاهمان به چرخش مکعبی شش گوش نبود تا بر زمین بنشیند و سرنوشت ما را رقم زند که از نردبان ترقی بالا رویم ویا در دهان ماری هفت سر بلعیده شویم .

 امروز ما با باز تعریف نقشها و کسب تجارب فراوان هم بازیگرشده ایم  و هم کارگردان ، هم مار شده ایم و هم پله  ، ما خود را نردبان ترقی عده ای قرار داده ایم و هر چهار سال یکبار فردی خوش شانس پا بر دوش حقیر ما گذاشته واز نردبان ترقی بالا می رود هر چهارسال یک بار ما در بازی مارپله شرکت می کنیم و نردبان ترقی دیگران می شویم ولی روز بعد پشیمان شده و با بازی  در نقش مار او را نیش می زنیم ، به صورت او زهر می پاشیم و سرانجام اورا می بلعیم و نابود می کنیم ما بازیگران قهاری شده ایم شخصیتمان هم نقش پله را به خوبی آموخته و هم نقش مار را به استادی تمام بازی می کند دکتر آذر یک استاد برجسته ی دانشگاه بود من و شما در بازی مارپله نردبان ترقی او شدیم و روزی از روزها ماری هفت سر شدیم و اورا بلعیدیم با علی عزتی هم بازی مارپله را خوب شروع کردیم ما نردبان او شدیم و او راحت پله ها را یکی پس از دیگری بالا رفت و رفت و رفت تا به بالای ابرها رسید او که دیگر نگاهش آسمانی شده بود و زمینییان را نمی دید به یکباره بلعیده شد روزی دیگر بازی مارپله را با دکتر احمدی آغاز کردیم برای او دست تکان دادیم با سلام و صلوات همراهش شدیم برایش غریو شادی سردادیم و امروز که فردای آن روز است زیر پایش را خالی می کنیم و کم کم مارها ، افعی ها ظاهر می شوند تا این بار هم بازی مارپله را تمام کنند این بازی شوم انگار پایانی ندارد با این پیش درآمد شاید بخش زیاد هدفم از تحریراین نوشتار محقق شود.سخنم با دوستان به دو بخش تقسیم می شود بخشی که مخاطب آن موافقان دکتر احمدی هستند و بخشی که مخالفان او محسوب می شوند یعنی در زمین بازی شطرنج یک طرف مهرهای سفید وطرف دیگرمهره های سیاه صف آرائی نموده اند.موافقان یعنی مهره های سفید کسانی هستند که هیچ نقدی را نسبت به نماینده ی خویش بر نمی تابند و مخالفان را خائن و وطن فروش ، مزدور و.... می نامند آنان مدینه ی فاضله ای را معرفی می کنند که بدست ابر مردشان طراحی شده یا در حال شکل گیری است و همگان باید زبان در مدح و ستایش وکیلشان گشوده و سخنی غیر از آن بر زبان جاری نسازند اینان در لباس مهر های شطرنج همان  نقش پله را بازی می کنند  تمام تصمیمات نماینده ی خویش  را عاری از هر اشتباه و خطایی می دانند غافل از اینکه خیلی از این تصمیمات که در قالب مصوبات مجلس  منعقد می شود در جایی به نام شورای نگهبان مغایر شرع و قانون اساسی تشخیص داده می شود استدلال این گروه از عزیزان آن است که ما بعد از سالها انتظار طولانی و طعنه و کنایه صاحب نماینده ای  با اصلیتی آبدانانی شده ایم لذا جایز نیست ایشان را  نقد نماییم بلکه باید قدر این فرصت گرانبها و مغتنم را دانست و شب و روز بر خلاف میل این شخصیت ارزشمند داستان در مدح و ثنای ایشان  سخن راند و مداحی کرد .

گروه دوم که با مهره های سیاه بازی می کنند از هر فرصتی برای تخریب نماینده ی حوزه ی انتخابییه بهره می برند  او را شخصی معرفی می کنند که از این رهگذر برای مقاصد شخصی و مطامع قبیله ای بهره می برد ارتباطش با موکلانش را کم کرده به آنها بی اعتنایی می کند و رای مردم را زینتی برای آرشیو افتخارات خود می داند اینان در این بازی نقش مار را بر عهده دارند کارشان نیش زدن و بلعیدن است با فحاشی وهجمه شدید به نماینده هر گونه اقدام او را ولو مثبت و قابل تقدیر باشد لوث نموده و بی ارزش جلوه می دهند .

اقلیتی هم وجود دارد که خاکستری اند  نه سیاهند و نه سفید نه مار هستند و نه پله نگاه آنان نگاهی نقادانه و دلسوزانه است آنان می خواهند به نماینده ی شهرشان کمک کنند تا ضعفها و کاستی هایی که هر انسانی می تواند داشته باشد را کم کنند نگاهشان سهم خواهانه نیست بلکه وظیفه ای تاریخی برای خویش ترسیم کرده اند تا یار و مددکارهمشهریان خود باشند آنچه مرا وا داشت تا این مطلب را نگارش نمایم افراط و تفریطهای بود که در سخن دوستان مشاهده کردم نقدهای منصفانه دیده نشد یا چندان به چشم نیامد باید بین نقد منصفانه ، توهین ،فحاشی و تخریب و ترور شخصیت دیگران تفاوتهای اساسی قائل شد یکی از بزرگترین مشکلات ما در سالیان دور و نزدیك  تمركز بر قومیت هاست متاسفانه این درد مزمن با شروع هر دوره از انتخابات تازه تر و صعب العلاج تر می شود  سالهاست اگر قلم و کاغذ در دست گرفته و نام هر اداره شهرستان را نوشته ودر مقابل آن نام رئیس آن و وابستگی قومی و قبیله ای ایشان را ذکر کنیم به واقعیتهای بسیار تلخی می رسیم كه بسیار نگران كننده است و به راحتی  می توان  رد پای نمایندگان را در پررنگ تر نمودن انتصابات قومی و قبیله ای  در دور های مختلف زمانی به وضوح مشاهده كرد  نگرانی آنجاست كه همیشه كفه ی ترازو به نفع یك قبیله ی محترم چرخیده استامروز اگر  به این جدول  نگاهی گذرا داشته باشیم می بینیم كه پازل ها در حال تكمیل شدن هستند رمز این جدول مدتهاست كه آشكار و رمز گشائی شده است  رمز این جدول امروز به جای آنكه با حرف ش( شایسته سالاری ) شروع شود متاسفانه با حرف ق( قوم گرائی ) آشكار شده است  در این دیار قومیتها و گویش های زبانی  متفاوتی وجود دارد كه باید مطابق سهم و وزن آنان از نیروهای شایسته آنان نیز بهره گرفت نه اینكه با بی مهری آنان را به حاشیه راند اینجا روی سخن ما با جناب آقای احمدی نماینده ی همه ی مردمان حوزه ی جنوب است  که جناب دکتر عزیز  شهروندان این شهر تورا سرمایه ی انسانی خویش می پندارند و جنابعالی به عنوان وکیل همه مردم باید از حقوق همه دفاع کنید  عدم توازن و تعادل در انتصابات اداری در دراز مدت به نفع هیچ كس نخواهد بود و همه از این موضوع متضرر خواهند شد  اگر ملاک شایسته سالاری است حتما شما هم قبول دارید که همه ی شایستگان در یک قوم جمع نیستند واقوام دیگر خبیث و ناشایست به شمار نمی روند صندوق های رای زبان گویای مردمان این دیار هستند آنها با صدای رساء به جنابعالی پیام می دهند که ما هم بودیم اگرچه امروز فراموش شده ایم مسلط كردن یك قوم و قبیله بر تمام اركان اداری یك شهرستان موضوعی نیست كه تصادفی باشد و بتوان به سادگی از كنار آن گذشت این یک  کار برنامه ریزی شده است که متاسفانه توسط عده ای از شهروندانی که در مراکز تصمیم گیری ودر کانون قدرت  راه دارند در حال تحقق کامل است و در واقع چیزی به اتمام این فرآیند باقی نمانده است چند سنگر دیگر تا فتح کامل همه ی ارکان اداری این شهرستان برای آنان باقیمانده است تحقق این امر نه با عدالت سازگار است نا با شعار شایسته سالاری و نه با هیچ منطق و معیار علمی كه شعار نماینده ی علم گرا یی چون حضرتعالی باشد تاملی در این خصوص بایسته است تا زنگارهای بدبینی از نگاه مهربان شهروندان زدوده شده و باز همچون همیشه با همدلی و تفاهم در راه سربلندی و سرافرازی دیار خوبان همراه هم باشیم باید به گونه ای رفتار شود که این ذهنیت منفی که گوئی عده ای همیشه وظیفه دارند به افراد منتسب به یک قوم و یا قبیله رای دهند بدون آنکه پس از آن محلی از اعراب نزد آنان داشته باشند  در جامعه انسانی ما پاک شود نباید این جاده را بست و فقط به عده ای که منتسب به یک قوم و قبیله هستند اجازه عبور داد رجاء واثق داریم كه حضرتعالی در مسیر این جاده ی یك طرفه نیستید كه فقط عبور از آن برای عده ای امكان پذیر باشد جنابعالی درآستانه ی بزرگراهی ایستاده اید كه همگان اجازه ی عبور از آنرا دارند ولاجرم كسانی كه عبور می كنند منتسب به حضرتعالی می شوند و درست یا غلط این دیکته  به حساب جنابعالی نوشته ونمره ی آن در كارنامه ی فارغ التحصیلی شما در پیشگاه ملت ثبت و ضبط خواهد شد تغییر در روند قوم گرائی  و تبار گماری كه در تمام شئون زندگی مردمان این شهرحاکم شده و اتفاقاً رد پای نمایندگان مجلس شورای اسلامی در ادوار مختلف به وضوح در آن مشاهده می شود  و اصلاح نگاه صاحب نظران به این مقوله همان چیزی است كه از محضر عالمی اندیشمند و فرزانه ای دلسوز  چون حضرتعالی انتظار می رود جنابعالی و امثال شما سرمایه ی انسانی این دیار هستید نه شما و نه ما اجازه نداریم به این سرمایه ی بزرگ لطمه ای وارد كنیم چه قبول کنید و چه نپذیرید این عزل و نصب ها  و تبارگماری ها به حساب شما نوشته و فیش آن به نام شما صادر می شود تجربه نشان داده است که پرداخت چنین صورت حسابهایی هزینه های فراوانی دارد همچنانکه برای پیشینیان داشت .بر روی برگ رای هیچ کس ارزش رای او نوشته نشده است در انتخابات رای آن سرمایه دار ، مدیر کل ، پایتخت نشین ، منتسبین به این قوم یا آن قوم همانقدر برای پیروزی یک نماینده ارزش دارد که رای آن پیرزن بیسواد عشایرنشین زجر کشیده دینارکوه  یا آن پیرمرد و پیرزن بیسواد غیر همزبان چه بسا در بسیاری موارد صداقت آن عشایر یا پیرمرد و پیرزن بیسواد از قول و قرارمدعیان به ظاهر همراه بیشتر باشد چرا که آنان بر اساس صداقت رای می دهند و دنبال پست ، مقام ، منصب ، تهسیلات و امتیازات و... نیستند بلکه به تعهد و وظیفه انسانی خود عمل می کنند و اگر پای صحبت آنان بنشینی هیچ گله ای از نماینده خود ندارند ولی همانهایی که در فرآیند انتخابات با کاندیداهای مختلف حشر و نشرو قول و قرار دارند به محض اینکه یکی از ایشان پیروز شد خود را میدان دار پیروزی او می دانند و پس از آن بازی قدرت را فقط در نقش مار به استادی تمام انجام می دهند  حتی آنان برای رسیدن به مطامع خود به نمایندگان حوزه های انتخابیه دیگر استان و استانهای همجوار و سایر ابزارهای نفوذ و قدرت متوسل می شوند تا به اهداف خود دست یابند برای اثبات این مطلب فقط کافی است به درخواستهایی که از جانب آنان از نمایندگان مجلس شورای اسلامی می شود  مروری نماییم  تا صدق این ادعا روشن شود .

مطلب دیگری كه در سخن اكثر دوستان بیان می شد بحث تونل كبیر كوه و گازرسانی به شهر آبدانان است دوستان اگر كمی منصف باشیم و اطلاع مختصری از طرح های اقتصادی و پرو‍ژهای ملی داشته باشیم متوجه می شویم كه اجرای این طرح ها مشمول گذشت زمان و اجرای فازهای متفاوت است كسانی كه در مراسم كلنگ زنی تونل كبیر كوه كه در سه راهی هفت چشمه حضور داشتند به یاد دارند كه وزیر وقت جناب آقای بهبهانی در سخنانی اظهار داشتند كه انتظار نداشته باشید تا پایان عمر این دولت یا دولت آینده تونل كبیركوه افتتاح شود بلكه برنامه زمانبندی آن فرایندی  بیست ساله است كه ایشان اظهار امیدواری نمودند در یك پروسه ی ده ساله تكمیل شود ولی هر صاحب نظر منصفی می داند تونلی با این عظمت را نمی توان در فرصتی كوتاه افتتاح نمود فازهای اول و دوم و..... باید یكی پس از دیگری تامین اعتبار شوند تا به سرمنزل مقصود رسند  وظیفه ی یك نماینده تنها فعال نگهداشتن بحث اجرائی این تونل و زورآزمائی برای اختصاص بودجه به فازهای بعدی آن است آقای عزتی نماینده ی پیشین حوزه ی جنوب كه آنروز  از حامیان اصلی و امروز منتقد ایشان هستم نقشی بسیار اساسی در كلنگ زنی این طرح داشت هرچند نمی توان پیگیرهای نماینده ی قبلی جناب آقای دكتر آذر و مسئولان اجرائی دولت را نادیده گرفت اما ایشان چون مدیری اجرایی بودند با تمام توان و ظرفیت خویش با زمان شناسی دقیق كلنگ احداث آنرا بر زمین زد تا پس از سالها این پروژه ی عظیم از طرحی  تحقیقاتی به فاز اجرائی و عملیاتی برسد و حداقل از روی صفحه ی كاغذ به سینه زمین خاكی منتقل شود برای اینكه بتوان دلیل موفقیت آقای عزتی در اجرائی نمودن این پروژه را شناخت باید نگاهی به وضعیت زمانی دوره ی فعالیت ایشان ، شعارهای دولت ، وضعیت بین المللی ایران و... انداخت در آن زمان دولت به شدت درگیر كارهای اجرائی و سرمایه گذاری در طرح های عمرانی بود و این یكی از دلایل توجه دولت به این پروژه و نگاه دقیق و حساب شده ی آقای عزتی بود كه توانست در بزنگاه زمان این موفقیت را به نام خود ثبت و آرزوی دیرینه ی مردمان حوزه ی جنوب را در مسیر تحقق قرار دهد بنابراین باید به عملكرد آقای عزتی در این خصوص نمره بیست داد چرا كه فاز اجرائی این پروژه از دوسوی كبیركوه با عظمت ، برای همیشه به نام ایشان رقم خورد و ماندگار شد در رابطه با بحث گازرسانی به حوزه ی جنوب نیز قص علی هذا  و همین ادعا به درستی صدق می كند بنابراین آقای عزتی وظیفه ی تاریخی و دین  خود را نسبت به مردم حوزه ی جنوب به شایستگی ادا نمود  تقدم و تاخر در بحث گازرسانی به آبدانان ، دهلران یا دره شهر خللی در این موضوع ایجاد نمی كند نگاه او نگاهی كلی به حوزه ی جنوب بود تا ساکنان آن از این مواهب ارزشمند بهره مند شوند تسریع در گازرسانی به دره شهر و تاخیر  در پروژه آبدانان را باید در محدودیتهای جغرافیائی منطقه جستجو کرد به هر روی دوره  او تمام شد او رفت و عملكرد مثبت او برای همیشه ماند همچنانكه اشتباهات فاحش  او در برخی موارد نیز ثبت و ماندگار شدندو امروز چه خوشایند ما باشد و چه نباشد او تابوی تونل کبیرکوه را شکست و اولین کسی بود که در کنار قلم کلنگ در دست راهی مبارزه با کبیر کوه شد  در دوره ی جناب آقای احمدی دفتر تقدیر جور دیگری گشوده شد دولت در سالهای پایانی خود قرار دارد آنانی كه فهمی از عالم سیاست دارند می دانند كه سال آخر عمر دولت یعنی چه و تعامل نمایندگان با وزرا چگونه است . طرح بحثهای مناقشه ای در سطح بین المللی ، تحریمهای گسترده و ناجوانمردانه ، مناقشات داخلی و.... مزید بر علت شدند تا نگاه دولت به طرح ها و پروژه های عمرانی ضعیف وكمرنگ شود پرونده ی پروژه های ملی به آرشیو وزارتخانه رفت و از میز كار وزرا بر چیده شد اختلافات دولت و مجلس بالا كشید و در صحن علنی مجلس عریان و كاملاً نمایان شد به یاد دارم كه آقای دكتر احمدی چندین ماه قبل از انتخابات دقائقی دركلبه ی حقیر میهمان شدند یادم می آید كه به ایشان گفتم شما هم در بهترین زمان ممكن كاندید شده اید و هم در بدترین زمان ممكن آقای احمدی در زمانی كه مردم آبدانان عزم خود را جزم نموده و به سطح بالائی از هوشیاری ، همدلی و وفاق رسیده بودند كاندید انتخابات شد  ظرفیتهای بالای علمی ، اجرائی و شخصیتی ایشان در سه شهرستان حوزه ی جنوب برگ برنده ی این عزیز بود  تا بر صندلی سبز مجلس تكیه زند ویژه گی های یاد شده باعث شد تا مردم آبدانان حول نام دكتر احمدی به آرزوی دیرینه ی خود دست یابند و این پیروزی بزرگ  برگ زرین و نامی ماندگار در تاریخ این دیار شد  كه به نام دكتر احمدی گره خورد و ثبت گردید  او اولین آبدانانی بود که ردای  نمایندگی مجلس بر قامت او دوخته شد اما او در بدترین زمان ممكن نماینده ی حوزه ی جنوب شد در زمانی كه شرایط تحریمها  سخت تر و عمر دولت روبه افول بود دولتی كه وزرایش تا دیروز در راهروهای مجلس برای گرفتن وقت ملاقات با نمایندگان رایزنی می كردند حتی به درخواست كتبی و مراجعه حضوری نمایندگان وقعی نمی نهند چون دیگر به رای و حمایت آنان نیازی ندارند و آسوده از ماندن و سپس رفتن روزمرگی را به مجلسیان هدیه نمودند در چنین اوضاع و احوالی نمی توان كارنامه ی یك نماینده را بررسی كرد دوستانی كه عملكرد نمایندگان را با هم مقایسه می كنند باید به این نكات توجه داشته باشند اگر امروز آقای احمدی با آقای عزتی مقایسه می شود باید به شرایط داخلی و بین المللی دیروز و امروز  توجه داشت بدون تاثیر این عوامل هر گونه مقایسه ای به نتیجه مطلوبی نخواهد رسید  باید اجازه داد تا دولت جدید آغاز به كار نموده و میزان تعامل نمایندگان با وزیران دولت  محاسبه و آنگاه پس از پایان 4 سال دوره ی نمایندگی آقای دكتر احمدی كارنامه ی او را با نمایندگان ادوار گذشته مقایسه كرد غیر از این هر گونه قضاوتی به شدت تحت تاثیر احساسات وبدور از سنجشی علمی خواهد شد بنابراین در قضاوت عجول نباشیم به جای تخریب یا تقدیس نماینده برای موفقیت او که موفقیت فرزندان آبدانان است دعا کنیم  تا این كشتی پرتلاطم  از دریای مواج در ساحل آرامش  لنگر اندازد انتخاب آقای دكتر عزتی در آن شرایط زمانی همان قدرکار درستی بود كه انتخاب آقای دكتر احمدی در سال 1391 پس قدر داشته های خویش را بدانیم و به انتخابهای خود احترام گذاشته و حرمت بزرگان را نگه داشته و چوب حراج به سرمایه های خود نزنیم دست زدن به ترور شخصیت افراد همان بازی كثیف مارپله است كه باید برای همیشه به آن پایان داد اگر نمی خواهیم پله ی دیگران باشیم لااقل مار نباشیم بلکه یار باشیم و نردبان دیگران را پایین نکشیم امروز که دولت اعتدال و گفتمان تدبیر و امیدتشکیل می شود بیاییم به بازیهای ناجوانمردانه خاتمه دهیم همدیگر را تخریب نکنیم دنبال سهم خواهی نباشیم و با امید به آینده هویت با ارزش خویش را حفظ نموده تاریخ را خراب نکنیم بلکه مردان تاریخ ساز این دیار همیشه سرافراز باشیم اگر امروز تلاش نمایندگان دیروز در تحقق برخی پروژه ها كه مشمول گذشت زمان هستند را نادیده بگیریم و بخواهیم آنها را به نام نماینده حاضر رقم بزنیم فردائی هم خواهد آمد كه دیگران موفقیتهای آینده كه سنگ زیربنای آن امروز توسط دكتر احمدی گذاشته می شود و عمر نمایندگی ایشان كفاف تحقق آنها را در 5/2 سال آینده نخواهد داد به نام دیگران ثبت خواهند نمود و ما را به همین چوب خواهند راند  قانون نانوشته ی این بازی را رعایت كنیم و همه را در موفقیتهای امروز شریك بدانیم نگاهی به گذشته اندازیم تا وزن و جایگاه نمایندگانی همچون دكتر آذر ، عزتی و دكتر احمدی را در استان ایلام و استانهای همجوار ببینیم اگر كمی منصف باشیم این سه عزیز از سرآمدان نمایندگان استان در ادوار گذشته بوده اند و انتخاب آنان نشان از هوشمندی و درایت مردمان حوزه ی جنوب دارد به اطراف خود نگاه كنیم ما چند شخصیت برجسته ، علمی ، دانشگاهی و ملی همچون دكتر آذر و دكتر احمدی داریم كه بخواهیم به همین راحتی آنان را تخریب كنیم غافل از آنكه این تخریبها تنها به خودمان آسیب خواهد زد وظیفه ما نقد منصفانه عملكرد این عزیزان بدون حب و بغض است ما باید با نقدهای دوستانه ، منصفانه و راهگشا  جلوی اشتباهات گذشته را بگیریم نه اینكه همان اشتباهات را دوباره تكرار كنیم باید از گذشته پلی ساخت و برای پیروزی امروز و آینده از آن بهره گرفت  امروز را دریابیم و جاده را در غربت و غبار رها نكنیم  آسمان فردا چشم امید به امروز ما دارد بیاییم آسمان را شفاف تر كنیم تا آیندگان امروز ما را به تبسم نظاره گر باشند  به قول شاعر تكرار خطا دوباره ما را نسزد   /   ما عاقبت تفرقه را می دانیم نام آبدانان با علم و دانش گره خورده است ادبیات گفتاری برخی دوستان در تراز علم گرائی و گفتمان عالمان اندیشمند قرار نمی گیرد و تعریف نمی شود امروز باید بر مدار همدلی و تفاهم چرخید باید همه اقوام را در زیر چتر برابری و برادری گرد آورد باید آقای دکتر آذر ، عزتی و احمدی را در یک امتداد تعریف کرد آنان هر کدام حلقه ای از زنجیرها ی پیشرفت و آبادانی حوزه ی جنوب می باشند یادم دارم که در هنگام انتخابات دوستی از من پرسید چرا به دکتر احمدی رای می دهی ؟ من تاملی کردم و پاسخ دادم من به دکتر آذر رای دادم چون دوست داشتم چهره ای علمی نماینده ی حوزه ی جنوب باشد که مردمانش علم گرا ، ادیب و سخنور هستند او ویژگی های یک چهره کاملا علمی را داشت در حالی که خلاء یک مدیر  اجرائی در کارنامه  او نمایان بود چهار سال بعد من به عزتی رای دادم تا تجربه دیگری داشته باشم و این بار یک مدیر اجرایی بدون پیشینه علمی را انتخاب کردم چون در آنروز کارائی یک مدیر اجرائی بیشتر از یک چهره ی علمی احساس می شد همان چیزی که آقای عزتی بدرستی آنرا اثبات نمود و امروز در تکامل تدریجی انتخابهایم به یک چهره ی علمی در تراز آقای آذر و یک مدیر اجرائی در تراز آقای عزتی  رای می دهم تا نه خلاء تجربه اجرائی آقای آذر را داشته باشد  و نه خلاء کارنامه ی علمی آقای عزتی بلکه ترکیبی از ویژگی های مثبت آن هر دو عزیز را داشته باشد امروز باور کنیم که در یک مسیر تکاملی قرار گرفته ایم این وظیفه و مسئولیت آقای دکتر احمدی را دو چندان می کند آنروز پاسخ من نظر آن دوست عزیز را جلب کرد و ایشان را قانع نمود آیا فردا پاسخ آنروز  من سوالاتی در ذهن آن دوست بزرگوار ایجاد خواهد کرد یا نه ؟ باید منتظر گذشت زمان ماند بنابراین همه این عزیزان سرمایه های ارزشمند این دیار هستند که کوله باری از تجربه و موفقیت در کارنامه ی آنان دیده می شود هر چند در ردیفهایی از این کارنامه نمرات متوسط و حتی تجدیدی نیز مشاهده می شود امروز نماینده ای داریم که به عنوان یکی از معدود صاحبنظران و نظریه پردازان علم اقتصاد و بودجه ریزی در تراز ملی است من و شما هرچقدر هم داعیه داشته باشیم بیشتر از آقای دکتر احمدی علم اقتصاد و بودجه ریزی را نمی فهیمیم بگذاریم هر کدام در ظرف زمانی و مکانی خود در آرامش انجام وظیفه نمایند اما نقدهای منصفانه خود که راهگشا باشند را دوستانه ارائه نماییم بیاییم بازی مارپله را برای همیشه تعطیل کنیم در میدان مبارزه آتش بس اعلام کنیم  سربازان و ژنرالهای خود را به مرخصی فرستاده ، زین اسبها را برداشته  ، فیل ها را در قلعه ها نگهداری کنیم دست دوستی به سوی هم دراز، کدورتها و تیره گی ها را فراموش و تنها به نقد منصفانه و خیرخواهانه بسنده کنیم قضاوت در این خصوص را به وجدانهای آگاه و بیداری واگذار می کنم که در فکر پیشرفت همنوعان خود هستند و به آن جوان عزیز آبدانانی که دیروز با هزاران امید و آرزو در مقابل مخالفان دکتر احمدی سینه سپر نموده و برای پیروزی ایشان مبارزه کرده حق دهیم اگر نامه ای گلایه آمیز به وکیل منتخب خویش می نویسد برای او اشتغال ، درآمد  و ازدواج مهمتر از هر چیزدیگری است اگر من و شما هم مانند او دغدغه اشتغال داشتیم شاید بی پرواتراز ایشان به نماینده ی خود  نامه می نگاشتیم  جوان امروز ما دغدغه ی فردای خویش را دارد فردائی که بخشی از آن به عملکرد  دکتر احمدی گره خورده است  جوان عزیز و  بیکار شهر ما هنوز در رویای تحقق آرزوهای خویش است او از احمدی فقط و فقط شغل می خواهد غافل از اینکه ایجاد اشتغال تنها در حوزه ی وظایف یک نماینده ی مجلس نیست بلکه فرآیندی است که  کلید آن در دستان دولت است و سخن آخر که بخشی از  سوالات مردم شهر آبدانان از محضر نماینده ی محترم و اندیشمندشان است به شرح ذیل از زبان این نوشته بیان می شود :

مردم  می پرسند چرا اجرای پروژه های عمرانی شهرستان لاک پشتی حرکت می کند؟ .

 مردم می پرسند نکند  طرح های ملی و عمرانی همچون تونل کبیرکوه، گازرسانی و... مشمول بی مهری قرار گرفته  و فراموش شده باشد  ؟

مردم می پرسند نکند برای افتتاح بیمارستان جدید آبدانان همان تجهیزات زوار در رفته  و ناکارآمد بیمارستان قدیم به ساختمان جدید منتقل شوند و بیمارستانی بدون کادر مجرب و متخصص افتتاح شود  ؟

مردم می پرسند چرا حضور آقای دکتر احمدی در میان مردم کمرنگ شده یا فقط نصیب عده ای قلیل می شود  ؟

مردم می پرسند چرا در انتصابات شهرستان حقوق اقوام و قومیتهای مختلف رعایت نمی شود ؟

مردم می پرسند برنامه های آقای دکتر احمدی برای ایجاد اشتغال و جذب سرمایه گذار در شهرستان آبدانان چه شد ؟

جوانان می پرسند سهم ما در برنامه های آقای دکتر احمدی کجاست ؟

 فرهنگیان می پرسند نگاه نماینده ما به مشکلات آنان و میزان تعامل با ایشان چگونه است ؟

 دانشجویان ، ورزشکاران و هنرمندان می  پرسند ما را دریابید و فراموشمان نکنید ؟

 وما می گوئیم  ای مهربان  با همه باش تا شیشه آرزوهایمان نشکند . 

و سخن آخرم فرمایشی گهر بار از مولای متقیان حضرت علی (ع) است كه می فرماید:

( ما اكثر العبر و اقل الاعتبار )  چه بسیار است عبرتها و چه كم است پند گرفتن ها

و اما خطاب به همه ی بزرگان

نردبان این جهان ما و منیست   /     عاقبت این نردبان افتادنیست

لاجرم هركه بالاتر نشست        /     استخوانش بیشتر خواهد شكست

-----------------------------------------------------------------------------------------

 پاورقی :( در این نوشته ضمن نقد صحبتهای برخی دوستان در فضای مجازی در رابطه با عملکرد نمایندگان مجلس شورای اسلامی بی هیچ تعلق خاطر یا کدورتی ازنمایندگان محترم امروز و دیروز  تحلیل خویش از نتایج آن صحبتها را بیان نمودم قصدم نه دفاع و نه تخریب است نقدهایم را در قالب این نوشته ضمن احترام و بیان نقاط  قوت وضعف مطرح ساختم پیشنهادم به دوستان این است که به جای تحلیل شخصیت افراد کارنامه و عملکرد آنان را در بازه های زمانی یکسان و با در نظر گرفتن شرایط زمانی هر کدام بررسی نمایند تحریر و ویرایش این نوشته در فرصت زمانی کوتاهی انجام شد آنچه در نوشتار بالا ذکرمی شود صرفا دیدگاه شخصی نویسنده است و بر حسب سفارش به نفع یا برعلیه کسی نگاشته نشده است و خود را نماینده هیچ گروه یا دسته ای نمی دانم و سوالاتی که از زبان مردم مطرح شد سوالات من شهروند آبدانان نیز هست سخنی که همیشه گفته ام این است که هرگز ادعای هیچ کاندیدی را که می گوید من برای خدمت به مردم منطقه داوطلب شده ام باور نکنید بدون تعارف بگویم اگر امروز من هم کاندید شوم اول منافع شخصی خودم را در نظر گرفته ام و بعد منافع مردم و شهرم اینها شعارهای زیبا و عوام فریبی است که دیگر رنگش حنایی ندارد بنابراین اگر نمایندگانمان ازاین رهگذر توشه ای برای خود اندوخته نمایند بر آنان حرجی نیست و مسائل را به چنین موارد ریزی محدود نکنیم امروز داشتن یک خانه و اتومبیل ولو آنچنانی برای کسی که به اندازه ی عمر من و شما استاد و مدرس دانشگاههای معتبر کشوربوده تحفه ی چندانی نیست از اشکالات نگارشی و محتوایی این نوشته عذرخواهی و از ساحت همه کسانی که ممکن است با خواندن این مطلب آزرده خاطر شوند عذرخواهی می کنم)

( با احترام به ساحت همه دوستان - محمد نعمتی )







[ جمعه 30 مهر 1395 ] [ 11:07 ب.ظ ] [ محمد نعمتی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

نمایش نظرات 1 تا 30

درباره وبلاگ

محمد نعمتی هستم متولد بیستم بهمن 1352 روستای هزارانی (شهرستان آبدانان)فوق لیسانس تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش ، بیش از بیست و پنج سال سابقه خدمت در آموزش و پرورش( ۱۱ سال كارشناس اداری ) یك دوره چهار ساله عضو شورای اسلامی هزارانی - بیش از ۱۰ سال عضو شورای حل اختلاف - در دانشگاه آزاد اسلامی ، جهاد دانشگاهی و آموزشهای ضمن خدمت فرهنگیان تدریس داشته ام . نوشتن را بیش از هر سرگرمی دیگری دوست دارم یاد گرفته ام حرفم را بدون لكنت زبان و با حفظ احترام و رعایت حقوق دیگران به زبان آورم . مفتخرم كه خداوند توفیقی نصیب نمود تا در ایجاد سازش صدها اختلاف خانوادگی سهمی كوچك داشته باشم چرا كه به این كلام گهر بار رسول اعظم حضرت محمد(ص) باور دارم كه هیچ عبادتی برتر از ایجاد صلح و سازش میان مردم نیست و معلمی را تنها هنر خود می دانم پس از حدود دو سال از شروع به كار این وبلاگ این چند سطر را علیرغم میل باطنی ام و به اصرار برخی همراهان عزیز كه از میزان تحصیلات و ارتباط آن با نوشته هایم سؤالاتی داشتند نگاشتم باشد كه مورد رضای حق تعالی و مقبول همراهان عزیز واقع شود .
موضوعات
آمار سایت
  بازدیدهای امروز : نفر
  بازدیدهای دیروز : نفر
  كل بازدیدها : نفر
  بازدید این ماه : نفر
  بازدید ماه قبل : نفر
  تعداد نویسندگان : عدد
  كل مطالب : عدد
  آخرین بروز رسانی :
لینک های مفید
امکانات وب