تبلیغات
آنچه باقیست فقط خوبی هاست .

آنچه باقیست فقط خوبی هاست .
در کله پزی ها هم 'زبان' از 'مغز' گرانتر است،درست مثل جامعه ای که چرب زبان ها از عاقلان ارزشمندترند...
نویسندگان

نان لاستیکی !

نان را برکت سفره ی آدمی می دانند از دیرباز و تقریباً در میان بیشتر فرهنگها ، نان دارای  تقدسی خاص بوده است. هنوز هم وقتی در کوچه ، خیابان ، بازار ، منزل  تکه ای از نان که روی زمین افتاده را می بینیم با احترام فراوان  آنرا برمی داریم ، می بوسیم و در گوشه ای که زیر دست و پا نباشد قرار می دهیم ولی اگر یک تکه میوه مثلاَ یک سیب  سالم را هم روی زمین ببینیم بی تفاوت از کنار آن عبور می کنیم و حتی ممکن است به جای توپ فوتبال آنرا شوت نماییم . فرهنگ تقدس نان ریشه ای کهن و طولانی دارد . ما مردمان این سرزمین همیشه نقش و اهمیت نان در سفره ، اقتصاد  و معیشت خود را می دانیم . نان ماده ی غذائی است که  بیشترین مصرف روزانه  را دارد . صبح زود که از خواب بر می خیزیم تا آماده ی کار شویم اولین لقمه ی غذای ما را نان تشکیل می دهد در نهار و شام نیز نان فراموش نمی شود و شاید ما از جمله ساکنان این جهان پهناور باشیم که سرانه ی مصرف نان بیشتری از سایر ملتها داریم . حال که چنین است و ما بنا به فرهنگ غذائی خود ناچاریم هر روز مقدار زیادی نان بخوریم باید قبول کنیم که دندانها ، فک ، لثه ها و سیستم گوارشی ما کار سختی در پیش روی دارد این سیستم پیچیده هر روز باید حجم زیادی نان را هضم نموده و به مواد غذائی مورد نیاز بدن تبدیل نماید . هضم غذا ، فرآیندی زمانبر و تقریباً طولانی است یعنی یک لقمه نان از لحظه ای که وارد بدن می شود تا تبدیل به انرژی گردد زمانی در حدود 4 الی 6 ساعت وقت می برد . بنابراین  باید فکری اساسی برای کیفیت نان مصرفی داشته باشیم تا کمترین آسیب به سیستم گوارشی بدن ما وارد شود. متاسفانه کیفیت پخت نان شهر آبدانان آنقدر ضعیف و نا مرغوب است که جز تاسف برای آنچه می خوریم چیز دیگری نمی توان گفت . نانی که در نانوائی های این شهر پخته می شود هنوز به منزل نرسیده به لاستیک تبدیل می شود به گونه ای که می  توان آنرا به جای ایزوگام منزل استفاده کرد . نان های پخت این شهر که باید ماده ای نرم ، اسفنجی و پف کرده باشد در کمال تاسف سطحی صاف ، سفت و غیر قابل نفوذ دارند . از روزگاران قدیم  ، مردم نان های خشک و سفت را در آبگوشت ، ماست ویا هر ماده ی خوراکی آبکی دیگری می ریختند و با درست کردن تلیت  آنها را مصرف می نمودند به یاد دارم که در سالیان گذشته حتی تکه های نان باقیمانده و خشک را در کمی روغن، آب ، نمک، زردچوبه وسایر ادویه جات کمی تفت می دادند استفاده می کردند متاسفانه امروز نان های پخته شده در این شهر حتی اگر یک ساعت در آب گرم هم خوابانده  و جوشانده شوند باز نرم نمی شوند وهنوز خاصیت آلاستیک خود را حفظ می کنند . دندان دردهای شدید ، فک های آسیب دیده ، لثه های خراب، زخم معده های فراوان و دردهای معده و شکمی زیاد ارمغان  نانوانی های این شهر است که هر روز به خورد مردم بینوای این شهر می دهند . وقتی به برخی شهرهای دیگر سفر می کنیم تازه متوجه می شویم که ما مردم آبدانان چقدر بدبخت هستیم که به جای نان ، لاستیک می جویم و دلمان خوش است که نان می خوریم . هر وقت هم به شاطرهای  عزیز اعتراض می کنیم که چرا کیفیت پخت نانتان بد است فوری می گویند آرد مصرفی خراب است و آسانترین و بی جواب ترین پاسخ را می دهند ولی سوال اساسی این است مگر ما مدعی نیستم با فناوریهای جدید و تغییرات ژنتیکی در بذر گندم و سایر نهاده ها به اصلاح آنها و تکثیر بذرهای مرغوب می پردازیم پس چرا کیفیت گندم های امروزی و آرد حاصل از آنها باید بدتر باشد ؟ آیا استفاده از مواد غیر مجاز در چرخه ی تخمیر نان همچون جوش شیرین(سودا) و عدم تکمیل چرخه ی تخمیر نمی تواند در کیفیت نامناسب نان دخالت داشته باشد ؟ چرا امروزه با داشتن دستگاههای پیشرفته پخت نان کیفیت نان هر روز بد و بدتر می شود ؟ چرا با برگزاری صدها ساعت کلاس آموزش خبازی و صرف میلونها ریال هزینه از جیب بیت المال باز هم نان لاستیکی پخته می شود ؟ عیب کار کجاست ؟ کارشناسان ، ناظران بهداشتی و مسئولان ذیربط پاسخ دهند چرا با وجود این همه پیشرفت در فناوریها و امکانات باز هم باید حسرت نانهایی را بخوریم که دهها سال قبل با دستان مهربان مادرانمان پخته می شد ؟ یاد آنروزها و آن نان های ساجی بخیر  که اگر آنها را با خورده قند  هم می خوردیم  لذت یک خوراکی لذیذ را احساس می کردیم . ولی امروز سر سفره تا چشممان به نان می افتد مغزمان فوری پیام می دهد که دست به نان نزنید و دندان درد را به یادمان می آورد . وقتی سر سفره می نشینیم تا در کنار خانواده غذائی را تناول کنیم در حال فکر کردن به این موضوع هستیم که چگونه این نان را بجویم که دهان و دندانمان درد کمتری احساس کنند یک لقمه بر می داریم با دندانهای آسیاب بالا و پایین  شروع به جویدن می کنیم ناگهان درد شدید تمام فکمان را در بر می گیرد مجبور می شویم کمی هم با آسیبابهای سمت دیگر ، آنها را بجویم اما نتیجه یکسان است راهی نیست جز آنکه چشممان را ببندیم و لاستیکهایی که نام نان برآنها نهاده شده است را قورت دهیم این کار هر روز ماست  چند وقت پیش به مسافرت رفتم هنگام برگشت تصمیم گرفتم مقداری نان بخرم و با خود بیاورم به یک نانوائی رفتم و نوبت گرفتم  بعد از حدود بیست دقیقه نوبتم شد شاطر گفت چقدر نان می خواهی ؟ زیر چشمی کمی اطرافم را نگاه کردم و دو عدد ده هزار تومانی به ایشان دادم و گفتم بیست هزار تومان خنده ای کرد و گفت بیست هزار تومان  ! متوجه شدم آدم های دیگری که در صف بودند هر کدام لبخندی از روی تمسخر زدند یکی از آنها گفت آقا از قحطسالی آمده ای ؟ کمتر ببر تا زودتر نوبت همه شود .من چیزی نگفتم و منتظر ماندم تا همه ی بیست هزار تومان را نان بخرم . حاضر بودم که نگاه تند ، تمسخر آمیز و غر و لند  چند نفر را تحمل کنم ولی حداقل ده روزی لقمه ی راحتی از گلویم پایین رود  و دندانهایم کمی استراحت کنند. شاید برای هر کدام از شما هم پیش آمده باشد که هر وقت به مسافرت می روید مقداری از وقتتان را صرف خرید نان می کنید . متاسفانه این واقعیت تلخ که نان پخته شده در این شهر از کیفیت مطلوبی برخوردار نیست را همه حتی مسئولان هم می دانند ولی هیچ وقت اقدامی عملی و مؤثری برای رفع این مشکل به عمل نیامده است و ما همچنان نان می خریم و لاستیک می جویم  .(محمد نعمتی – وبلاگ تقاطع)




[ جمعه 5 اردیبهشت 1393 ] [ 02:07 ب.ظ ] [ محمد نعمتی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

محمد نعمتی هستم متولد بیستم بهمن 1352 روستای هزارانی (شهرستان آبدانان)فوق لیسانس تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش ، بیش از بیست و پنج سال سابقه خدمت در آموزش و پرورش( ۱۱ سال كارشناس اداری ) یك دوره چهار ساله عضو شورای اسلامی هزارانی - بیش از ۱۰ سال عضو شورای حل اختلاف - در دانشگاه آزاد اسلامی ، جهاد دانشگاهی و آموزشهای ضمن خدمت فرهنگیان تدریس داشته ام . نوشتن را بیش از هر سرگرمی دیگری دوست دارم یاد گرفته ام حرفم را بدون لكنت زبان و با حفظ احترام و رعایت حقوق دیگران به زبان آورم . مفتخرم كه خداوند توفیقی نصیب نمود تا در ایجاد سازش صدها اختلاف خانوادگی سهمی كوچك داشته باشم چرا كه به این كلام گهر بار رسول اعظم حضرت محمد(ص) باور دارم كه هیچ عبادتی برتر از ایجاد صلح و سازش میان مردم نیست و معلمی را تنها هنر خود می دانم پس از حدود دو سال از شروع به كار این وبلاگ این چند سطر را علیرغم میل باطنی ام و به اصرار برخی همراهان عزیز كه از میزان تحصیلات و ارتباط آن با نوشته هایم سؤالاتی داشتند نگاشتم باشد كه مورد رضای حق تعالی و مقبول همراهان عزیز واقع شود .
موضوعات
آمار سایت
  بازدیدهای امروز : نفر
  بازدیدهای دیروز : نفر
  كل بازدیدها : نفر
  بازدید این ماه : نفر
  بازدید ماه قبل : نفر
  تعداد نویسندگان : عدد
  كل مطالب : عدد
  آخرین بروز رسانی :
لینک های مفید
امکانات وب