آنچه باقیست فقط خوبی هاست .
در کله پزی ها هم 'زبان' از 'مغز' گرانتر است،درست مثل جامعه ای که چرب زبان ها از عاقلان ارزشمندترند...
نویسندگان
خودپرداز!

بیش از یک دهه از ورود  تکنولوژی خدمات الکترونیکی بانکی به کشور ما می گذرد در این مدت در اکثر شهرهای بزرگ و کوچک دستگاههای خودپرداز نصب شده وشهروندان بیشتر عملیات بانکی خود را در هر ساعت از شبانه روزکه بخواهند با فراخ بال و به راحتی انجام می دهند اگر نگاهی به گذشته های نه چندان دور داشته باشیم که مجبور بودیم برای پرداخت یک قبض تلفن یا دریافت حقوق ماهیانه  ، خروس خوان صبح  در جلوی بانک صف می گرفتیم آن وقت به اهمیت و خدمتی که این تکنولوژی به هر کدام از ما تقدیم داشته بیشتر پی می بردیم  ، روزها و لحظاتی را به یاد می آوریم که صدها فرهنگی در داخل بانک و بیرون آن تجمع می کردند که شاید بتوانند در ماراتنی که هر ماه تکرار می شد قبل از دیگران حقوق خود را از بانک دریافت نمایند چه فشارهای عصبی که به کارمندان بانک و حقوق بگیران وارد نمی شد ؟  گاهی در اثر این ازدحام جمعیت  ، درگیریهای لفظی و حتی فیزیکی بین مشتریان و کارمندان بانک رخ می داد مشتری های دائمی  بانک  و مردم عادی باید در روزهایی که حقوق کارمندان دولت پرداخت می شد قید کارهای بانکی خود را می زدند صدها خاطره ی ناراحت کننده از آن دوران در ذهن کارمندان بانک و حقوق بگیران دولت به جا مانده است  هنوز هم می توان چهره های عصبانی و داد و فریادهای کارمندان بانک و مشتریان آنروزها را در ذهن تداعی کرد رفتار توأم با غرور ، تکبر  و گاهی هم فحاشی های کارمندان بانک  و مشتریان هنوزهم روایت گر برخی نا مهربانی های آن روزهاست اما انسان به مدد توانائی و خلاقیت ذهنی خود توانست فناوری جدیدی تولید نماید تا از آن همه تنش و فشارهای عصبی میان کارمندان و مشتریان بانکی بکاهد ساخت خودپردازهای بانکی انقلابی در صنعت بانکداری به شمار می رود انقلابی که باعث شد تا رویاروئی چهره به چهره افراد انسانی کمتر شده و مشتریان بانکی به جای آنکه در ساعات خاصی امکان دریافت خدمات بانکی را داشته باشند در هر زمان از شبانه روز که بخواهند عملیات بانکی خود را در کوتاه ترین زمان ممکن و در هر کجای کشورکه مایل باشند  به درستی انجام دهند و دغدغه ای هم برای رسیدگی به سایر امور خود نداشته باشند  امروزه با رشد این صنعت و ارتقاء تکنولوژی های پیشرفته تر از جمله عملیات بانکی اینترنتی دیگر از ازدحام های درون بانکها خبری نیست فضای بانکها فضای بدون تنش و امن تری شده است کارمندان بانک با خیالی آسوده  به کارهای روزمره ی خود می رسند در حالی که از پشت کاخ های  شیشه ای   ، مشتریان بانکی  را تماشا می کنند که بدون مزاحمت در باجه های خودپرداز به امورات بانکی خود می پردازند شاید برخی از آنها در حالی که دستها را پشت سر خود گره زده اند روی صندلی چرخداری که سخت به آن چسبیده اند  می چرخند تا در خلال نفسهای عمیقی که می کشند  روزهایی را به یاد آورند که فریاد هیاهوی مشتریان در فضای بانک طنین انداز می شد و هر لحظه باید منتظر وقوع حادثه ای بود آن روزهای بسیار تلخ  گذشت و امروز فناوریهای نوین حصاری شیشه ای  میان ما آدمهای از خود راضی کشیده اند تا کمتر با هم باشیم در حالی که این تکنولوژی ارمغانی برای آرامش و آسایش شهروندان می باشد ولی هنوز به علت آنکه  رگه هایی از مردم آزاری  در وجودمان ریشه دوانده قدر این تکنولوژی بشردوستانه را نمی دانیم از یک طرف شهروندان بی مسئولتی پیدا می شوند که پس از اتمام عملیات بانکی  کاغذهای گردش عملیات درخواست شده را از دستگاه تحویل گرفته مچاله نموده و به جای آنکه در سطل تعبیه شده ریخته یا به قصد بایگانی با خود ببرند آنها را بر روی  زمین می ریزند افسوس که عدم احساس مسئولیت در قبال محیط زیست زندگی خود مانع از آن می شود تا  برخی شهروندان قدر این تکنولوژی را بدانند . ای کاش دستگاههای خودپرداز آنقدر هوشمند بودند که اگر شخصی پس از اتمام عملیات بانکی رسیدهای ارائه شده را روی زمین رها می کرد مبلغی از حساب ایشان کسر می نمود یا با صدای بلند به او هشدار می داد و یا در روزهای بعد از ارائه ی خدمات بانکی به آنان   ممانعت می کرد ای کاش برخی از ما مردمان متمدن که ادعایمان گوش فلک را پر کرده آنقدر آگاهی داشتیم که قدر داشته های خوب خود را بدانیم ، ای کاش ما شهروندان آنقدر احساس مسئولیت داشتیم تا حداقل به خودمان و محیط زیستمان  آسیب نزنیم  ،ای کاش برخی از ما به جای انسان ماشین بودیم تا رفتارمان مانند ماشین  قابل کنترل بود از طرفی برخی کارمندان  بانک چون هنوز ریشه هایی از نامهربانی در وجود نازنینشان موج می زند در برخی مواقع حساس مانند روزهای تعطیل، عید و.... از پر کردن باجه های خودپرداز از اسکناس هایی که ارث پدرشان نیست دریغ می کنند ای کاش آنها هم می دانستند که این دستگاه علاوه بر انجام عملیات بانکی وظیفه ی انسانی دیگری  نیز بر دوش دارد و آن کاهش تنش میان موجوداتی است که نام انسان بر آنها نهاده شده است ،ای کاش کارمندان بانک هم می دانستند که خالی شدن دستگاه و عدم ارائه خدمت به شهروندان با فلسفه ی وجودی این دستگاه مغایرت دارد ،ای کاش این دستگاه ها زبان داشتند تا دردها و رنج هایی که در این سالیان کوتاه  از همجواری با متصدیان و مشتریان بانکی دیده اند را بازگو می کردند ،ای کاش خودپردازهای مادر مرده زبان داشتند تا فحاشی های برخی مشتریانی که به هر دلیل حساب آنان خالی یا قادر به انجام عملیات بانکی نیستند را بازگو می کردند ای کاش آنها  می توانستند  فریاد گر لحظه هایی باشند که دهانشان توسط متصدیان بانکی قفل زده می شوند تا هیچ کارتی را نپذیرند ،  ای کاش آنان زبان داشتند تا حکایت تلخ زندگی خود در میان شریف ترین مخلوقات عالم را روایت کنند ای کاش ما هم ماشین بودیم تا این همه احساس شرمندگی  از رفتارهای خودمان نداشتیم ای کاش ما هم می توانستیم همچون ماشینها هر چند وقت یک بار بروز شده تا از قافله معرفت و دانائی  عقب نیفتیم  تجربه نشان داده است که انسان موجودی خودخواه است که همه چیز را برای خدمت به خود می خواهد بدون آنکه حتی قدر خدمتگزاران خود را بداند ما هر روز چهره ی پیاده روهای شهر خود را به خاطر کج فهمی یا ناآگاهی پر از کاغذهایی می کنیم که ماشین خودپرداز برای آنکه اطمینان ما را جلب کند به ما نشان می دهد افسوس که ما نه قدر خود را می دانیم و نه قدر داشته های خود را  ، گاهی فکر می کنم اگر ماشینهایی که برای خدمت به بشریت اختراع شدند مانند ما آدمها کم حوصله بودند همان روزهای اول قید خدمت به ما را می زدند و رهایمان می کردند تا همچون گذشته به سر و گردن هم چنگ اندازیم فکر می کنم اگر آنان قدرت پرواز داشتند ما را به حال خود رها می کردند و آنقدر از ما فاصله می گرفتند که صدها سال نوری میان ما وآنها فاصله باشد ما آنقدر کم ظرفیت هستیم که وقتی به نزدیک دستگاه خودپرداز می رسیم خوشامد گوئی او را می شنویم ولی به تمسخر می گیریم خدمت او را دریافت می کنیم ولی با مشت به سینه ی او می کوبیم صدای تشکر او را می شنویم ولی فحش و ناسزا نثارش می کینم باور کنیم اگر ما به جای هر کدام از خودپردازهای شهر بودیم  در اموال مردم تصرف می کردیم ، اسرار آنان را فاش می نمودیم ، حسابهای آنان را دستکاری و جابجا می کردیم ، از هر کس که بدمان می آمد انتقام می گرفتیم و  پول قلابی تحویلش می دادیم  اگر پولی از حساب کسی کسر می شد بدون آنکه اسکناسی به او داده شود آسمان و ریسمان می بافتیم که پول را به او داده ایم ، برای آنکه کمی بخندیم و خوش باشیم به برخی پیام می دادیم  پول نداریم در حالی که اسکناسهای براق به ما لبخند می زدند  ، ساعت 9   صبح می گفتیم مشغول میل صبحانه شاهانه هستیم ،  ساعت 8 شب  می نوشتیم  مزاحم استراحت ما نشوید ، برخی اسکناسهای دو هزاری را لای اسکناسهای درشت تر می گذاشتیم واگر کسی معترض می شد  می گفتیم شما تقلب کرده اید ، اگر کسی با چشم چپ به ما نگاه می کرد یا انگشتهایش  تند تند  به دستگاه می خورد کارت او را می خوردیم و حسابش را خالی می کردیم و اگر اعتراض می کرد چنگال خود را از درون دستگاه بیرون می آوردیم و خر خره  او را می جویدیم  ، نه تنها به کسی خوشامد نمی گفتیم بلکه جواب سلام او را هم نمی دادیم ، اگر کسی از ما پول می خواست یک مشت  اسکناس کهنه  به طرف او پرتاب می کردیم تا مجبور شود از روی زمین آنها را جمع کند با این تجربیاتی که از مراجعه حضوری به بانکها داریم  خدا را شکرمی کنیم  که خودپردازها  از جنس ما  آدم ها نیستند . (محمد نعمتی )

 





[ چهارشنبه 26 فروردین 1394 ] [ 09:10 ب.ظ ] [ محمد نعمتی ]

لوزان سوئیس آزمونی دیگر !

جوامع بشری همیشه متاثر از افراط و تفریط هایی است كه هر موفقیت یا شكستی را به شدت كم یا پر رنگ می كنند . برخی افراد ، احزاب و گروهها همیشه با باوری احساسی و انتقام جویانه مؤلفه های یك شكست یا پیروزی را تجزیه و تحلیل می كنند و آنچه كه در راستای منافع فردی و حزبی آنان باشد را ملاك اظهار نظر خود می دانند . گاهی حرفها و سخنانی از جانب برخی احزاب و گروههای سیاسی در خصوص یك واقعه یا رخداد سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و یا اقتصادی رخ می دهد كه اگر در زمانی دیگر همان رویداد واقع شود  تحلیلی كاملاً متضاد با آنچه امروز بر زبان می آورند را روایت خواهند كرد  . حكایت مذاكرات هسته ای كشورمان با 1+5 و تفاهم یا توافق لوزان سوئیس گوشه ای از این افراط و تفریط ها را به نمایش گذاشت . برخی چنین رویدادهایی را با عینك  خاص خود ، فقط  سیاه یا فقط سفید می بینند آنها نگاهی صفر و صد به حوادث و پدید ها دارند . از نظر برخی وابستگان سیاسی احزاب چپ و راست و راویان آنها گفتگوی انجام شده یا سیاه سیاه است یا سفید سفید . آنها هیچ وقت قائل به رنگ دیگری نیستند . از نظر آنها رنگ خاكستری كه حد فاصل سیاه و سفید است وجود ندارد . آنها یا موافق بی چون و چرای چنین تفاهم یا توافقی هستند یا مخالف صد در صد آن . این همان نگاه خطرناك و و سلاحی كشنده برای انسجام و همدلی اقشار مختلف جامعه است . امروز برخی برای گفتگوهای انجام شده در لوزان سوئیس جشن و كارناوال شادی راه می اندازند و برخی مجلس ماتم و عزا برگزار می كنند . باید از این گروه افراد پرسید كه آیا عقلانیتی در رفتارها و موضع گیریهای آنان وجود دارد ؟ بدون تردید توافق یا تفاهم انجام شده در لوزان سوئیس و گفتگوی نمایندگان و سربازان شجاع میهن اسلامی مان در كارزاری سخت و ماراتنی نفس گیر موفقیتی بزرگ برای سیاست داخلی و خارجی كشور و اقدامی مؤثر در راستای تنش زدایی با كشورهای جهان و رفع سوء تفاهمات بین المللی است . دستاورد بزرگ چنین اقدامی اثبات حقانیت كشورمان در استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای است . كشورهایی كه سالهاست بهانه هایی همچون ساخت سلاح هسته ای را دستاویزی برای طرح تحریم های اقتصادی بر علیه كشورمان قرار داده بودند و مرتب از گزینه های روی میز خود سخن می گفتند هر چند دیرهنگام اما متوجه شدند كه راهی جز مذاكره و پذیرش ایران هسته ای ندارند . در دنیای امروز روابط كشورها بر اساس بازی برد – برد طرح ریزی می شود یعنی هر كشوری به دنبال كسب منافع برای كشور و ملّت خود است . در چنین مذاكراتی باید قواعد بازی برد – برد را به فراست شناخت و رعایت كرد . بی تردید مذاكره كنندگان كشورمان كه سربازان نظام بودند در چهارچوب رعایت منافع ملی و رعایت سه اصل عزت – حكمت و مصلحت رفتار و مذاكره نمودند اما در چنین مذاكراتی  باید با محاسبه ای دقیق ، فنی وهمه جانبه  ضمن كسب امتیازات لازم ، قواعد بازی برد – برد را هم رعایت كرد . مذاكره كنندگان كشورمان در مذاكرات لوزان سوئیس هم امتیازاتی بدست آوردند و هم امتیازاتی به طرف مقابل دادند . ما به دلیل قدرت منطقه ای كه داریم توانستیم برخی امتیازات از جمله ابطال پروژه ی ایران هراسی رژیم صهیونیستی را محقق نماییم . به رسمیت شناختن حق غنی سازی ، فروریختن دیوار بی اعتمادی  در روابط خارجی  و  بر هم زدن سازمان كلی تحریم ها  و از همه مهمتر هوشمندی ، ظرافت ،  مقاومت  و سرسختی مذاكره كنندگان نمایشی زیبا از قدرت چانه زنی و دیپلماسی ملّت عزیزمان را به اجرا گذاشت  . اما در كنار چنین دستاوردهایی باید بپذیریم كه اشكالاتی و ابهاماتی نیز وجود دارد . از جمله آنكه روایت یكسانی از بیانه های پایانی این مذاكران شنیده نمی شود .در برخی موارد  نمایندگان هركدام از كشورهای طرف مذاكره روایت های كمی تا قسمتی متفاوت از توافق یا تفاهم انجام شده بر زبان می آورند . موكول كردن توافق نهایی به سه ماه آینده هر چند كه می تواند فرصتی برای مطالعه و آمادگی بیشتر مذاكره كنندگان باشد اما خود چالشی پیش روی آنان خواهد بود . چرا كه بر هم زنندگان نظم جهانی از جمله رژیم صهیونیستی و گروه های تند رو و افراطی در داخل و خارج بیكار نخواهند نشست و  راه هایی برای تضعیف و عملی نشدن توافق نهایی جستجو خواهند كرد  . ما به تعهد ، ایمان و میهن دوستی مذاكره كنندگان خود اطمینان داریم اما همیشه ابهامات و سؤالاتی هم وجود دارد كه باید در فضایی عقلانی پاسخ داده شوند . امروز برخی توافق یا تفاهم لوزان سوئیس را دستاویزی برای برافراشتن پرچم  موافقت یا مخالفت محض با دولت یازدهم می دانند  این افراد كه در هر دو اردوگاه اصلاح طلب و اصول گرا دیده می شود همان افراطیونی هستند كه منافع حزبی و جناحی خود را بر منافع ملی كشور ترجیح می دهند . اگر بپذیریم كه هر رویدادی دارای محاسن و معایبی است بی تردید تفاهم یا توافق لوزان سوئیس نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود همانگونه كه می توان آنرا یك موفقیت دیپلماتیك دانست اشكالات ، ایراداتی و ابهاماتی نیز بر آن وارد است  دولت تدبیر و امید اگر می خواهد در ادامه مسیر مذاكرات هسته ای بر مشكلات داخلی و خارجی فارغ آید باید مرزبندی خود با دوستانی كه به نام حمایت از دولت دست به اقداماتی می زنند كه با تراز تدبیر و امید سنجیده نمی شود مشخص نماید . متاسفانه مدتهاست كه  گروهی به نام ستادهای مردمی و غیر مردمی با رفتارها و اقداماتی افراطی هر روز فاصله ی مردم با دولت تدبیر و امید را بیشتر می كنند . عقلای قوم باید ببش از پیش قدر چنین فرصتهایی را دانسته و در راستای منافع ملی ، تداوم و استمرار دولت تدبیر و امید و تحقق همدلی و همزبانی كه از جمله منویات مقام معظم رهبری است حركت نمایند . ستادهای تدبیر و امید اگر دل در گرو موفقیت دولت و ریاست محترم جمهور دارند باید دست از رفتارهای احساسی برداشته و همانند ریاست محترم جمهوری به تبیین صحیح و عقلانی رویدادهای سیاسی ، اجتماعی و....  بپردازند .آنها باید به جای راه انداختن كارناوال شادی به فكر تشكیل اتاق های فكری باشند كه به ابهامات و سؤالات مردمی كه تردید دارند پاسخ دهند . مردم در روزهای آینده منتظر نتیجه ی ملموس مذاكرات و تاثیر آن بر زندگی خود هستند  راه انداختن بزم شادی و نواختن ساز و دهل  راه حل نیست بلكه گشودن دریچه ای جدید برای مخالفت بیشتر منتقدان خواهد بود .  و سخن آخر با افراطیونی  است كه  چنین توافقی  را سیاه و ننگین می دانند آیا آنها چیزهایی بیشتر از سربازان مذاكره كننده  و فرماندهان مجربشان می دانند ؟ یا حصول توافق نهایی و چرخش سانتریفوژها در كنار چرخش زندگی مردم را در راستای   منافع خود نمی دانند ؟  امروز ایران هسته ای واقعیتی انكار ناپذیر است. بمب هسته ای جمهوری اسلامی همان همدلی ، همبستگی و اتحاد ملتی است كه گردنه های صعب العبوری را به سلامت پشت سر نهاده  تا امروز به بزرگترین قدرت منطقه ای خود تبدیل شود . به همه ی آنانی كه آسمان را ابری می بینند توصیه می شود نگرانی و دغدغه های خود را در فضایی عقلانی و گفتمانی مبتنی بر حفظ كرامت انسانی  و رعایت مصالح ملی طرح و بیان نمایند . سیاست ها تهاجمی ، تدافعی و دیپلماتیك موضوع هسته ای را خارج از مرزبندی های سیاسی  و خط و ربط  دولتها بدانیم  سیاست های  هسته ای هر چند تحت تاثیر رفتار دولت مردان در دولتهای مختلف دستخوش تغییراتی می شود اما مسیری رو به تكامل دارد فرجام آن ارتقاء بیشتر قدرت منطقه ای جمهوری اسلامی خواهد بود . ادعای اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط با چنین معیارها و در چنین رویدادهایی سنجیده می شود . 




[ دوشنبه 17 فروردین 1394 ] [ 10:23 ب.ظ ] [ محمد نعمتی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

محمد نعمتی هستم متولد بیستم بهمن 1352 روستای هزارانی (شهرستان آبدانان)فوق لیسانس تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش ، بیش از بیست و پنج سال سابقه خدمت در آموزش و پرورش( ۱۱ سال كارشناس اداری ) یك دوره چهار ساله عضو شورای اسلامی هزارانی - بیش از ۱۰ سال عضو شورای حل اختلاف - در دانشگاه آزاد اسلامی ، جهاد دانشگاهی و آموزشهای ضمن خدمت فرهنگیان تدریس داشته ام . نوشتن را بیش از هر سرگرمی دیگری دوست دارم یاد گرفته ام حرفم را بدون لكنت زبان و با حفظ احترام و رعایت حقوق دیگران به زبان آورم . مفتخرم كه خداوند توفیقی نصیب نمود تا در ایجاد سازش صدها اختلاف خانوادگی سهمی كوچك داشته باشم چرا كه به این كلام گهر بار رسول اعظم حضرت محمد(ص) باور دارم كه هیچ عبادتی برتر از ایجاد صلح و سازش میان مردم نیست و معلمی را تنها هنر خود می دانم پس از حدود دو سال از شروع به كار این وبلاگ این چند سطر را علیرغم میل باطنی ام و به اصرار برخی همراهان عزیز كه از میزان تحصیلات و ارتباط آن با نوشته هایم سؤالاتی داشتند نگاشتم باشد كه مورد رضای حق تعالی و مقبول همراهان عزیز واقع شود .
موضوعات
آمار سایت
  بازدیدهای امروز : نفر
  بازدیدهای دیروز : نفر
  كل بازدیدها : نفر
  بازدید این ماه : نفر
  بازدید ماه قبل : نفر
  تعداد نویسندگان : عدد
  كل مطالب : عدد
  آخرین بروز رسانی :
لینک های مفید
امکانات وب