آنچه باقیست فقط خوبی هاست .
در کله پزی ها هم 'زبان' از 'مغز' گرانتر است،درست مثل جامعه ای که چرب زبان ها از عاقلان ارزشمندترند...
نویسندگان

"رد پای یک مرد "
 پس از رحلت حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام واکنش های متفاوتی در سطح مردم و نخبگان جامعه ایجاد شد برخی با قضاوتهایی احساسی در سوگ او مدیحه سرایی کردند و عده ای مغرضانه و ناجوانمردانه به شخصیت و جایگاه او حمله کردند برخی او را سفید و عده ای سیاه دیدند . البته این راز شخصیت آیت الله است که هم دوستان و هم دشمنان برای او احترام و جایگاه خاصی قائل هستند اکنون و پس از فروکش کردن برخی احساسات زودگذر در این یاداشت نگاهی اجمالی به شخصیت و جایگاه آیت الله هاشمی رفسنجانی خواهیم داشت نگاهی که نه سفید و سیاه بلکه خاکستری است شخصیت و عملکرد آیت الله هاشمی رفسنجانی را باید از صفر تا صد با هم دید و قضاوت کرد در این نوشته به جهت رعایت اختصار در نوشتن از عبارت " آقای هاشمی رفسنجانی " بیشتر استفاده شده است .آیت الله هاشمی بهرمانی رفسنجانی را باید برگ قطوری از تاریخ معاصر ایران دانست . مردی که در طول زندگی هشتاد و دوساله خویش از کودکی بهرمانی به نوجوانی ایرانی و از طلبه ای مبارز به ریاست جمهوری یک کشور بزرگ و متمدن رسید . او هم زندگی در روستای محروم بهرمان را تجربه کرد و هم در کمیته مشترک ضد خرابکاری حکومت پهلوی بازداشت و روزگار سختی را گذراند . رد پای او را می توان از کف زندان اوین تا صندلی ریاست جمهوری در کاخ سعد آباد جستجو کرد . اکبر هاشمی بهرمانی رفسنجانی نامی طولانی با سایه ای دراز بر کشور پهناور ایران ، خاور میانه و دنیای معاصر است . او با زیرکی ، فراست و تیزهوشی تاثیرات مهمی در روند معادلات منطقه ای و جهانی ایجاد کرد چه به عنوان مبارزی انقلابی در سرنگونی حکومت پهلوی و چه به عنوان عنصری موثر در استقرار و تثبیت جمهوری اسلامی و چه به عنوان رئیس جمهوری قدرتمند در برقراری روابط دیپلماتیک با دنیای معاصر . هاشمی رفسنجانی مردی برای تمام فصول بود او ظرفیتی تمام ناشدنی داشت و شاید تا سالهای زیادی پس از وفاتش سایه ی او بر معادلات سیاسی این کشور پهناور سنگینی نماید . روزگاری در نقش یک مبارز جوان و پر احساس به مقابله با حکومت پهلوی پرداخت و مجاهدتهای فراوانی در این راه مقدس متحمل شد . نام هاشمی رفسنجانی در همان روزهای آغازین انقلاب به سرعت به نامی آشنا تبدیل شد . او در تمام معادلات و فعل و انفعالات جمهوری اسلامی از آغاز تا کنون نقشی موثر و بی بدیل داشته است . او در حزب جمهوری اسلامی برای تثبیت جمهوری اسلامی نقش پر رنگی ایفا نمود . در مجلس خبرگان قانون اساسی حضور پر رنگی داشت . در مجلس قانونگذاری شورای اسلامی مدت طولانی در نقش رئیس قوه ی مقننه در تصویب یا حذف بسیاری قوانین خوب یا بد کشورنقش موثری داشت . در دوران دفاع مقدس جانشین فرماندهی کل قوا شد و در اداره جنگ تحمیلی و پایان دادن به آن نقشی بی بدیل داشت . پس از ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره) وظیفه ی انقلابی و تاریخی خود را به عنوان عضوی موثر در مجلس خبرگان با انتخاب مقام معظم رهبری به خوبی ایفا کرد . پس از جنگ تحمیلی با جلوس بر کرسی ریاست جمهوری به عنوان سردار سازندگی در بازسازی خرابی های ۸ سال دفاع مقدس و رفع محرومیت ها تلاش بسیاری نمود .پس از آن با حضور در جایگاه رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنان به عنوان مردی قدرتمند در عرصه سیاست ورزی جمهوری اسلامی حضوری پر رنگ داشت . هاشمی رفسنجانی به مانند همه ی مبارزان انقلابی و سیاست مداران گذشته ، حال و حتی آینده ، معصوم و بری از اشتباه نبوده است .توجه عمیق او به بازسازی ویرانی های جنگ و عدم توجه به توسعه سیاسی در طول دوران ریاست جمهوری باعث شد تا برخی انتقادهای تند و تیزی را متوجه او نمایند و به او لقب عالیجناب سرخ پوش  بدهند . با باز شدن فضای سیاسی کشور  منتقدان هاشمی رفسنجانی بی محابا او را نقد کردند برخی او را مروج فرهنگ اشرافیت نامیدند و او ، فرزندان و اطرافیانش را متهم به فعالیتهای گسترده اقتصادی نمودند . هاشمی رفسنجانی برای اولین بار در دهه ی هفتاد مورد نقد و هجمه منتقدان قرار گرفت منتقدانی که هم در اردوگاه چپ بودند و هم درطیف راست قرار داشتند. منتقدانی که در میان آنها از اصلاح طلب تا اصولگرا و از لیبرال تا اپوزیسیون وجود داشتند . با روی کار آمدن دولت اصلاح طلبان در دوم خرداد ۱۳۷۶ هجمه و انتقاد به عملکرد هاشمی رفسنجانی آغاز شد  و تقریبا با باز شدن فضای سیاسی کشور و رشد مطبوعات نوشته های زیادی در نقد عملکرد دولت سازندگی منتشر گردید . ۸ سال دولت اصلاح طلبان رویارویی نرم و آرامی با دولت هاشمی رفسنجانی بود . در این دوره اصولگرایان همچنان هاشمی رفسنجانی را عضوی از بدنه ی خویش می پنداشتند و او را به عنوان عضو اصلی جامعه روحانیت مبارز کنش گری اصولگرا به شمار می آوردند . با روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد تحولات زیادی در سپهر سیاسی ایران روی داد که عمده ترین آن چرخش اصلاح طلبان به سمتهاشمی رفسنجانی و رویگردانی بخشی از اصولگرایان از ایشان بود . هاشمی رفسنجانی در دوره ی ریاست جمهوری خود مقام مهم نخست وزیری را حذف و به سطح معاون اولی کاهش داد انتخاب او در این دوره  میر حسین موسوی ،  نخست وزیر چپ گرای دوره های گذشته نبود بلکه چهره ای راست گرا  به نام حسن حبیبی شد. در دهه ی هشتاد جای بسیاری موافقان و مخالفان هاشمی رفسنجانی جابجا شد بخش زیادی از راست سنتی و اصولگرایان منتقد او شدند و متفکران و مروجان عالیجناب سرخ پوش به صف حامیان او پیوستند در واقع در یک محاسبه نادرست در دوره های مختلف هم اصولگرایان و هم اصلاح طلبان فکر مصادره کردن آیت الله هاشمی رفسنجانی را به عنوان یک راهبرد و تاکتیک سیاسی مد نظر داشتند و هر کدام در مقطع زمانی خاص معتقدند که او را مصادره به مطلوب نموده اند اما غافل از اینکه شخصیت ، جایگاه و پایگاه خاص اجتماعی آقای هاشمی قابل مصادره نیست بلکه این احزاب و مردان سیاست بودند که در میدان بازی آیت الله هاشمی به عنوان کنش گرانی گاه پیروز و گاه شکست خورده ، بازی خوردند . چون زیرکی و فراست خاص ایشان در طول دهه های مختلف با رویدادهای اجتماعی متفاوت نشان داده که او نه بازیگر ، که کارگردانی فعال و چیره دست است . بسیاری  دیروز ، امروز و حتی آینده سعی کرده و خواهند نمود تا شخصیت ایشان را به نفع خود مصادره نمایند اما او در تراز هیچ حزب سیاسی قرار نخواهد گرفت .تاکتیکهای سیاسی خاص و واکنش های متفاوت و غیر قابل پیش بینی " آشیخ اکبر " برگ برنده او در میدان سیاست بود . در واقع هم اصولگرایان و هم اصلاح طلبان در برش های متفاوت زمانی ناگزیر به نزدیکی یا دوری از مواضع ایشان شدند اما این همان ظاهر قضیه است چرا که روش و  منش آیت الله برای ارتقاء نظام جمهوری اسلامی و میزان پایبندی ایشان از آغاز تا پایان از دوران سخت مبارزه قبل از انقلاب  تا دوران سازندگی و از آنجا تا به امروز در یک امتداد تعریف می شود هر چند ممکن است تراز این حرکت در برخی زمان ها به هم خورده و حباب تراز حرکت ایشان گاهی وزنه را به نفع اصولگرایان و گاهی به نفع اصلاح طلبان سنگین نموده باشد.  اصولگرایان  و اصلاح طلبان در تمام دوران حیات ایشان با نزدیکی یا دوری از  مواضع ایشان خود را برنده انتخابات و فضای سیاسی کشور می کردند. گاهی با دفاع از او و  گاهی با حمله به شخصیت و عملکرد او برنده یا بازنده انتخابات می شدند و هاشمی رفسنجانی به سان همان حباب تراز سیاست ورزی ایران نقش پاندول و وزنه سیاسی برای ایحاد تعادل در جامعه را بدرستی انجام می داد در اوج همراهی و حمایت اصلاح طلبان از مواضع ایشان که به زعم برخی بداندیشان  او را از یار و رفیق دیرین خویش جدا کرده اند در مقابل دوربین های تلویزیونی با صداقتی مثال زدنی می گوید : " عشق من آقای خامنه ای است " و باز ادامه می دهد که "  او در مقام رهبری و من در مقام رهروی هستم "و با این جمله در عین ابراز صمیمیت و دلدادگی به رهبر معظم انقلاب فاصله جایگاه خود با ولی فقیه و رهبری نظام جمهوری اسلامی را بدرستی حفظ می کند تا خناسان امکان سوء استفاده از رفتار سیاسی ایشان را نداشته باشند . نگارنده در طول حیات سیاسی آقای هاشمی سه بار فرصت نوشتن نام ایشان در برگه اخد رای را داشته است اما نگاه من به شخصیت سیاسی آقای هاشمی نگاهی سیاه یا سفید نیست چرا که هم رفتار کسانی که در طول حیات ایشان به شخصیت او حمله کرده و ایشان را تخریب نموده اند قابل دفاع نمی دانم و هم کسانی که از او یک قدیسه می سازند و او را بری از هر اشتباه می دانند برخی که امروز برای او رخت سیاه بر تن کرده و در شهرستانها در صف اول مراسم ترحیم او حاضر می شوند شاید هیچ گاه حاضر نشده اند نام او را بر برگه ی اخذ رای بنویسند اما امروز به جهت نزدیکی منافع آنها به مواضع سیاسی آقای هاشمی برای او دایه ی مهربان تر از مادر شده اند . آنچه مسلم است مقام معظم رهبری در پیام پر محتوای خویش به درستی به همرزم و همراه ۵۹ ساله ی خویش اشاره فرموده اند در مراسم تشییع پیکر او گروههای مختلفی حضور داشتند هم دوستان بودند و هم دشمنان هم موافقان بودند و هم منتقدان و مخالفان ، اما رفتار و واکنش آنها در قبال رحلت آیت الله هاشمی رفسنجانی و بدرقه ی ایشان قابل تامل است برخی منتقدان با الهام از آموزه های دینی و باورهای مذهبی برای او نماز میت خواندند و همصدا و همنوا با رهبری معظم انقلاب او را تا جایگاه ابدی خویش در جوار بنیانگذار انقلاب اسلامی بدرقه و تشییع کردند و برخی مدعیان دوستی با ایشان به جای تکبیر و سایر اذکار مراسم تشییع ،  شعارهای سیاسی و... سر دادند تاریخ گواهی خواهد داد که دوستان راستین و حقیقی آیت الله هاشمی رفسنجانی چه کسانی خواهند بود ؟ برخی او را عالیجناب سرخ پوش و برخی مرد شماره دو نظام می نامیدند . عده ای او را عامل اشرافیت و عده ای سردار سازندگی خواندند. زمانی به علت برخی رویدادهای خارجی به برخی کشورها ممنوع الورود شد و گاهی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ممنوع التصویر شد . اما شاید صمیمی ترین و بی تکلف ترین تعبیر را خانم مرعشی همسر مکرم ایشان داشتند که او را " آشیخ اکبر "صدا می زد .  به هر حال شاید در تاریخ معاصر ایران افرادی به اندازه ی انگشتان دست وجود داشته باشند که تاثیرات مهم و ماندگاری در عرصه سیاسی این کشور داشته باشند و بی تردید  آقای هاشمی رفسنجانی با مجموع عملکردهای مثبت و منفی یکی از برجسته ترین آنها خواهد بود . آیا در سال های آینده باز شاهد چرخش ناگهانی  اصولگرایان یا اصلاح طلبان نسبت به مواضع هاشمی رفسنجانی خواهیم بود ؟ آیا چنانچه در آینده فیلم هایی از سخنان و مواضع سیاسی ایشان منتشر شود جای موافقان و مخالفان "  آشیخ اکبر " باز هم جابجا خواهد شد ؟ باید منتظر ماند تا حوادث و رویدادهای آینده پرده از بسیاری واقعیت ها بردارد .  (محمد نعمتی - آبدانان)
 



[ یکشنبه 26 دی 1395 ] [ 10:29 ب.ظ ] [ محمد نعمتی ]

آتش در نَیِستان 

متاسفانه دیرهنگامی است که اعتقادات دینی مردم هدف شبیخون فرهنگی دشمن قرار گرفته است  و به هزار دلیل غیر موجه مسئولان فرهنگی و عالمان دینی از تاثیرات مخرب آنها غافل مانده اند یکی از این نقاط هدف که شوربختانه خیلی آرام و بی سر و صدا در میان لایه های مختلفی از جامعه ی انسانی ما شیوع پیدا کرده و مثل خوره به جان عده ای از هموطنان ما افتاده است بحث نزول و ربا خواری است . سالهاست که توجیهات غلط و نادرستی در باور مردم شکل گرفته است که چون بانک ها به سپرده های مردم سود می دهند یا با پرداخت تسهیلات بانکی از مردم سود می گیرند بنابراین ما هم می توانیم بدون انجام تشریفات بانکی پول های خودمان را به عنوان وام به مردم پرداخت کرده و از آنان بهره و سود بگیریم . بدعتی که خیلی سریع برای آن کلاه شرعی هم درست شد و با فریب افکار عمومی نزول و ربا خواری که در قرآن کریم گناهی بزرگ و جنگ با خدا و رسولش معرفی شده به کار روز مره ی عده ی سود جو و منفعت طلب از خدا بی خبر تبدیل گردید تا آنجا که حتی عده ای در پوشش مغازه دار و کاسب عملاً به مردم پول می دهند و نزول آنرا با بهره های فراوان از آنان می گیرند. خداوند  ربا خواری را حرام دانسته و در آیات متعددی از قرآن کریم مردم را از ربا خواری نهی فرموده و آنان را بر حذر داشته است . از جمله در سوره بقره آیه 279 (( فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ فَأْذَنُواْ بِحَرْبٍ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَإِن تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُؤُوسُ أَمْوَالِكُمْ لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ )) " پس اگر نمی کنید این کار را و دست از ربا نمی کشید اعلام کنید به جنگ با خدا و رسول خدا و اگر توبه کنید از ربا پس از برای شماست مایه و اصل اموال شما نه سود آن که ربا است ، ظلم نکنید و مظلوم هم نشوید. "

قرآن کریم در این آیه ی شریفه ، ربا خواری را اعلام جنگ با خدا و رسول خدا دانسته است . اگر همین یک آیه هم در باب ربا خواری نازل شده باشد کافی است تا آدمی به این کار متوسل نشود چرا که اعلام جنگ با خدا و رسول خدا یعنی  کفر ، طغیان و سرکشی در برابر خداوند متعال و کسی که در برابر  فرمان الهی طغیان کند کافر و محکوم به عذاب و آتش دوزخ است  . یا در سوره روم آیه 39 (( وَ ما آتَیْتُمْ مِنْ رِباً لِیَرْبُوَا فی‏ أَمْوالِ النَّاسِ فَلا یَرْبُوا عِنْدَ اللَّهِ وَ ما آتَیْتُمْ مِنْ زَكاةٍ تُریدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُون‏ ))  "و آنچه می دهید از ربا تا اینکه بیفزاید در مالهای مردم ، بدانید که زیاد نمیشود آن مال نزد خدا و برکت در آن مال نیابد و آنچه میدهید از زکات که میخواهید ثواب خدا و رضای او را آن گروه زیاد کننده اند مال خود را. "

رسول اكرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله می فرمایند
اِنَّ اللّه عَزَّوَجَلَّ لَعَنَ آكِلَ الرِّبا وَمُؤكِلَهُ وَكاتِبَهُ وَشاهِدَیْهِ؛
خداى عزوجل رباخوار و ربا دهنده و نویسنده و شاهد بر آن را لعنت كرده است.

یا در حدیثی دیگر رسول اكرم صلى الله علیه و آله می فرمایند :  
أتَیْتُ لَیْلَةً اُسْرِىَ بى عَلى قَوْمٍ بُطونُهُم كَالْبُیوتِ فیهَا الْحَیّاتُ تُرى مِنْ خارِجِ بُطونِهِمْ فَقُلْتُ: مَنْ هؤُلاءِ یا جَبْرَئیلُ؟ قالَ: هؤُلاءِ أَكَلَةُ الرِّبا؛
شبى كه به معراج رفتم برمردمى گذشتم كه شكم هایشان چون خانه اى بود و در آنها مارهایى وجود داشت كه از بیرون شكمهایشان دیده مى شد. پرسیدم: اى جبرئیل اینها كیستند؟ گفت: اینان رباخوارانند.

باز حدیث دیگری از رسول اكرم صلى الله علیه و آله نقل است که می فرمایند : 

مَن باعَ وَ اشتَرَی فَلیَحفَظ خَمسَ خِصال وَ إلّا فَلا یَشتَرینَّ وَ لَا یَبیعَنَّ: ألرِّبا وَ الحَلفَ وَ کِتمانَ العَیبِ وَ الحَمدَ إذا باع وَ الذَّمَّ إذا اشتَرَی.
هر که تجارت می کند باید از پنج چیز دوری گزیند و گرنه اصلا خرید و فروش نکند: ربا، قسم خوردن، کتمان عیب، تعریف از کالایی که می فروشد و بدگویی از کالایی که می خرد

با این اوصاف و حکم صریح قرآن کریم ،  متاسفانه برخی مثل آب خوردن ربا می خورند وجامعه ی انسانی و اسلامی ما را به ننگ ربا خواری آغشته می کنند .  در کمال تاسف ربا خوار و ربا دهنده و بنویس و شاهد بر آن فراوانند در گوشه و کنار ما کسانی هستند که حتی دم از دیانت می زنند اما به ربا خواری مشغولند شاید شما نیز در اطراف و اکناف خود کسانی را سراغ داشته باشید که پول ربا می خورند آنچه که مایه ی تاسف شدید است اینکه هیچ کار فرهنگی در این رابطه و برای جلوگیری از این کار صورت نمی گیرد شاید تنها کاری که سالی یک بار انجام می پذیرد در فصل برداشت محصول گندم است که عده ای با نصب بنر به سنت نیکوی جمع آوری زکات آگاهی می دهند  شورای فرهنگ عمومی این شهرستان باید در این زمینه کاری انجام دهد  متاسفانه چالش های ضد فرهنگی فراوانی همچون ربا خواری ، دروغ گوئی ، ریا ، طلاق، زیر آب زنی ، تهمت و اتهام ، ظاهر سازی ، غیبت و... به کار روزمره ی عده ای تبدیل شده و حسناتی مانند احسان ، نیکی کردن ، صله رحم ، قرض الحسنه ، خمس و زکات و.... آنچنان که شایسته است انجام نمی گیرد .  زندگی انسان همچون نیستانی است که هر لحظه با شعله ای می تواند آتش گرفته و از بین رود . ربا خواری همچون آتشی در نیستان زندگی است که نه تنها ربا خوار و ربا دهنده که سایر هموطنان ما را نیز طعمه ی شعله های خود خواهد نمود  ما امیدواریم که سنت نیکوی قرض الحسنه جای خود را به جنگ و دشمنی با خدا و رسولش یعنی ربا خواری بدهد در نوشته های بعدی بیشتر در این خصوص خواهم نوشت .(محمد نعمتی - وبلاگ نقاطع)





[ شنبه 25 دی 1395 ] [ 05:11 ب.ظ ] [ محمد نعمتی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

محمد نعمتی هستم متولد بیستم بهمن 1352 روستای هزارانی (شهرستان آبدانان)فوق لیسانس تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش ، بیش از بیست و پنج سال سابقه خدمت در آموزش و پرورش( ۱۱ سال كارشناس اداری ) یك دوره چهار ساله عضو شورای اسلامی هزارانی - بیش از ۱۰ سال عضو شورای حل اختلاف - در دانشگاه آزاد اسلامی ، جهاد دانشگاهی و آموزشهای ضمن خدمت فرهنگیان تدریس داشته ام . نوشتن را بیش از هر سرگرمی دیگری دوست دارم یاد گرفته ام حرفم را بدون لكنت زبان و با حفظ احترام و رعایت حقوق دیگران به زبان آورم . مفتخرم كه خداوند توفیقی نصیب نمود تا در ایجاد سازش صدها اختلاف خانوادگی سهمی كوچك داشته باشم چرا كه به این كلام گهر بار رسول اعظم حضرت محمد(ص) باور دارم كه هیچ عبادتی برتر از ایجاد صلح و سازش میان مردم نیست و معلمی را تنها هنر خود می دانم پس از حدود دو سال از شروع به كار این وبلاگ این چند سطر را علیرغم میل باطنی ام و به اصرار برخی همراهان عزیز كه از میزان تحصیلات و ارتباط آن با نوشته هایم سؤالاتی داشتند نگاشتم باشد كه مورد رضای حق تعالی و مقبول همراهان عزیز واقع شود .
موضوعات
آمار سایت
  بازدیدهای امروز : نفر
  بازدیدهای دیروز : نفر
  كل بازدیدها : نفر
  بازدید این ماه : نفر
  بازدید ماه قبل : نفر
  تعداد نویسندگان : عدد
  كل مطالب : عدد
  آخرین بروز رسانی :
لینک های مفید
امکانات وب