تبلیغات
آنچه باقیست فقط خوبی هاست .

آنچه باقیست فقط خوبی هاست .
در کله پزی ها هم 'زبان' از 'مغز' گرانتر است،درست مثل جامعه ای که چرب زبان ها از عاقلان ارزشمندترند...
نویسندگان

انتصاب ایلامی ها در مصادر کشوری فرصت یا تهدید ؟

چند سالی است که آرام آرام و به تدریج ایلامی ها از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب  ، بر اساس شایسته سالاری یا رانت و رابطه در برخی مصادر کلیدی کلان  کشور منصوب می شوند . این روزها خبرهای زیادی از انتصاب ایلامی ها در بسیاری مصادر کلیدی ، درجه یک ، دو و..... کشوری می شنویم . از شهرداری تهران تا دیوان محاسبات ، از وزارت آموزش و پرورش تا وزارت ارشاد و از فلان وزارتخانه تا فلان استانداری و.‌..‌‌‌ این خبرها و این انتصابات خبرهای خوشی است که مردم استان را در کوتاه مدت خوشحال و امیدوار می کند که بسیاری از فرزندان آنان امکان ورود به پستهای مدیریتی کلان کشوری را پیدا کرده اند . اما مردم مترصد عملکرد این افراد برای افزایش توانمندی و قدرت چانه زنی آنان برای جذب بیشتر اعتبارات و توجه خاص مدیران ارشد کشوری به استان ایلام و حرکت قطار توسعه ی و پیشرفت آن هستند . هر چند زمان زیادی از این انتصابها نمی گذرد و حداقل یک دهه باید چنین روندی استمرار داشته باشد تا بتوان از ظرفیت این نیروی انسانی رشد یافته بهره مند شد اما وجود رگه هایی از قوم گرایی و تبار گماری در پستوی ذهن برخی از این آقایان باعث شده تا بیشتر وقت و انرژی آنان صرف دخالت در عزل و نصب های مدیران استانی و شهرستانها ، استخدام های نزدیکان ، بکارگیری اَقربا و خویشاوندان ، مخالفت و کارشکنی بر علیه برخی افراد از طوایف و ایلات دیگر ، مهره چینی برای انتخابات های پیش رو  .... باشد . مردم امروز می پرسند که فوائد و بهره مندی عامه ی مردم منطقه از این بالا رفتن ها و نشستن بر مصادر کلیدی کشوری چیست ؟ نگاه بلند دولت جمهوری اسلامی ایران استفاده از همه ی اقوام ، زبان ها و نیروی انسانی همه استانهاست . حالا که این نگاه در میان مسئولان عالی نظام وجود دارد و قطعا به برخی فرزندان استان ایلام هم فرصت داده می شود تا در برخی مصادر کلیدی بکار گماشته شوند آیا شایسته است منتصبان کشوری بجای نگاه همه جانبه و توسعه محور به استان و تلاش برای رفع محرومیت ها و خدمت به مردم ، سرگرم تلاش برای انتصاب فلان مدیر استانی یا شهرستانی و جابجایی فلان خدمتگزار اداره  شوند ؟ آنچه تاکنون رهاورد چنین پروژه ای می باشد یارکشی و یارگیری برخی از این افراد در میان مدیران استان است . برخی از آنان سعی دارند به هر طریق ممکن و در راستای منافع حزب ، طایفه و ایل و تبار خود دخالت های آشکار و پنهانی در بسیاری تصمیم گیری های استان داشته باشند تا از قافله ی دخالت گران عقب نیفتند . ادامه و تسری این روند به دیگران در دراز مدت جز خسارت محض، سرخوردگی و یاس فراوان ، ارمغان دیگری برای استان و جوانان جویای نام آن نخواهد داشت . پیشنهاد می شود نخبگان ، اندیشمندان و صاحب نظران با واکاوی و تحلیل رفتار و دخالت های برخی از این مرکز نشینان اجازه ندهند فرصت حضور ایلامی ها در پستهای کشوری به چالش و تهدیدی برای از سرگیری نبرد شمال و جنوب و قوم گرایی و تبارگماری زودرس بیانجامد .

                    (محمّد نعمتی )



[ سه شنبه 26 دی 1396 ] [ 10:38 ق.ظ ] [ محمد نعمتی ]

جناب آقای مهندس شادمهر کاظم زاده نماینده ی محترم مجلس شورای اسلامی 

با سلام و احترام و آرزوی موفقیت به استحضار می رساند مسیری و عهدی که با هم بسته بودیم بر پایه های صداقت ، همدلی و شفافیت استوار بود . عهدی که بر پایه ی اخلاق مداری ، حفظ کرامت رقیب انتخاباتی ، مردمداری و احترام متقابل میان وکیل و موکل بسته شده بود . با هم عهد بستیم که در مسیر تعالی حوزه ی انتخابیه گام برداریم . استبداد رای را با خرد جمعی جایگزین کنیم . بر وحدت اقوام و قبایل تاکید داشتیم و انتخابات را فرصتی برای تمرین مردم سالاری و نمایندگی مردم را کرسی خدمتگزاری تعریف کردیم . گفتیم که صندلی سبز بهارستان باغ سبزی برای اطرافیان ، اقوام و دوستان نیست بلکه دریچه ای برای خدمت به هم وطنان و هم ولایتی های عزیز است . بلندگویی برای بیان مشکلات حوزه ی انتخابیه و تلاش برای جذب اعتبارات عمرانی ، توسعه ی پایدار و اشتغال فراگیر است . جوان تحصیل کرده ی آبدانانی ، دهلرانی ، دره شهری و بدره ای اشتغال می خواهد و مسیر اشتغال از بزرگراه توسعه و عمران می گذرد و  توسعه و آبادانی جز با جذب سرمایه و تزریق اعتبارات رونق نمی گیرد . اما این گذرگاه مسیری دوطرفه است به عبارتی سرمایه گذار برای سرمایه گذاری و ایحاد اشتغال به زیرساخت های عمرانی نیازمند است ‌ . در فهرست شاخص های توسعه علاوه بر نیروی انسانی تحصیل کرده راه های دسترسی آسان به سایر مناطق برای ترانزیت تولیدات یا مواد خام  (و بر عکس )نقش حیاتی دارد .وقتی نگاهی به وضعیت را های حوزه ی جنوب می کنیم جز مسیرهای پر خطر و زوار در رفته چیزی به چشم نمی آید . تنها راه دسترسی همان جاده ها و مسیرهای قدیمی است که تنها روکشی از آسفالت بی کیفیت سرد ، بر پیشانی آنها خود نمایی می کند .از راه آهن و حمل و نقل هوایی و راه های دو بانده در این حوزه هیچ خبری نیست . دهان کبیرکوه باز شده و تونل آن تشنه ی تزریق اعتبارات عمرانی است اما گلوی قطره چکان استانی یا ملی اعتبارات این پروژه ی حیاتی سخت گرفته و تنگ شده است . عزمی راسخ و تلاشی مضاعف می خواهد که در بودجه ی سال ۱۳۹۷ اعتبار خوبی برای ادامه ی کار آن اختصاص داده شود . اگر جنابعالی تمام همت و تلاش خویش را در جذب اعتبارات عمرانی خوب و امیدوار کننده برای طرح های عمرانی حوزه ی جنوب و بخصوص تونل کبیرکوه بکار گیرید شاید بتوانید بخش کوچکی از لطف و محبت این مردم را پاسخگو باشید . تا به حال تلاشتان دلچسب و راضی کننده نبوده است بنا به دلائل مختلفی از جمله عدم همراهی بدنه ی اداری استان ، نداشتن مدیران همراه و فاصله گرفتن از نخبگان و صاحب نظران  و عدم استفاده از ظرفیت خرد جمعی نتوانسته اید قدم مناسبی در این مسیر بردارید . تعهد اخلاقی که با جنابتان بسته ایم معطوف به خدمتگزاری به مردم حوزه ی انتخابیه است . پیشنهاد می کنیم تا می توانید در مسیر تعالی حوزه ی انتخابیه گام بردارید . بیان صِرف مشکلات تنها راه علاج مشکل نیست بلکه باید راهکار و برنامه ی عملیاتی داشت . محصول فقدان استراتژی مناسب و برنامه ی عملیاتی روشن تنها روزمرگی بی حاصل خواهد بود . ما همچنان منتظر اقدامات عملی و موثر جنابعالی در حوزه ی انتخابیه هستیم و تنها دلیل محکم مان در ادامه ی حمایت از حضرتعالی خدمتگزاری بیشتر و تلاش مضاعف به مردم حوزه ی انتخابیه خواهد بود  . 
( محمّد نعمتی ۱۳۹۶/۱۰/۱۰ )



[ جمعه 22 دی 1396 ] [ 06:19 ب.ظ ] [ محمد نعمتی ]

دخیل دست های بسته

به یاد غواصان شهید 

( این یادداشت مقام سوّم استانی  بخش مسابقه  یادداشت و سرمقاله جشنواده ویژه 17 مرداد 1394 را کسب نموده است.)

(در فرهنگ عاشورایی ما دست های بریده یادآور بزرگ پرچمدار كربلا حضرت ابوالفضل العباس (ع) و دستان بسته  سمبل اسارت اهل بیت رسول الله (ص) است بنابراین دو واژه ی دستان بریده و دستان بسته  ناخودآگاه هر شیعه ای را به یاد كربلا و مصائب آن می اندازد .)

اروند ، رودی غریب و گل آلود  بود كه در سحری فراموش نشدنی  با عبورغواصان دریای عشق  جان گرفت و جاری زلال شد. اروند برای همیشه تاریخ  به خود خواهد بالید كه گذرگاه عبور فرشته های مهربانی و معبر عروج آنان تا اوج آسمان شد  ملائكه ای كه از اقیانوس منیّت و از دنیای مادی گذشتند و از اروند تا اوج آسمان پلی از نور ساختند تا روشنی بخش چشمان گمراه و نگاههای پر از تردید زمینیان باشند .آنان  نه  غواص آب های اروند بلكه مسافران مهتاب و سرنشیان كهكشان نور بودند هنوز رد پای نورانی آنان بر امواج خروشان اروند دیده می شود . هنوز نجوای یا محمد رسول الله (رمز عملیات كربلای 4) آنان سكوت مرموز شبهای  اروند را می شكند آنان از خط الراس اروند گذشتند تا تراز انسانیت امروز ما باشند دژخیم پلید بر دستان نورانی آنان دست بند زد  غافل از آنكه  آنان ملائكه ای هستند كه قید و بند این دنیا هرگز نخواهد توانست قفسی در برابر پروازشان  باشد. امروز ملّتی بزرگ ، تمام قد  به احترام دستان بسته ی  تو ، ایستاده و ادای احترام می كند طناب هایی كه بر دستان گره گشای  تو گره خوردند نماد مظلومیت و نشان مقاومت  تو در اعماق زمان خواهند بود آنان كه بر دستان تو گره بستند چه  نادان و ناتوان بودند كه پرواز فرشتگانی كه برای پیشواز تو هبوط كرده بودند  را در اوج آسمان ندیدند . آری باریكه ی اروند معبر عبور انسانیت و سكوی پرتاب ملائكه شد تا امروز در انتهای بهار طبیعت دستان بسته ی تو شمیم عطر رمضان را به مشام جان میهن  به ارمغان آورد و روحمان از طراوت عطر تو سرمست شود هر چند عده ای قلیل ، دستان بسته ی تو را دستاویزی برای ریختن آب به آسیاب خود پنداشتند  اما ملّّتی بزرگ به احترام دست های بسته تو، دست به سینه ایستاد و ادای احترام كرد  سیل خروشان مردم و عرض ارادت و مودت آنان كه به پیشواز تو آمده بودند و دخیل از دستان بسته ی تو می خواستند شكوهی وصف ناشدنی رقم زد . روزگاری دستان مهربان  تو امواج خروشان اروند را نوازش داد و باریكه ای به چشمه ی نور گشود و امروز دستان بسته ات  دخیل پدران و مادرانی است كه چشم به راه آمدن فرزندان خوداز بهشت شهیدان  بیقراری می كنند .   دستان بسته ی تو ای شهید سرافراز دستان بسیاری را كه از جاده ی انسانیت و تعهد و وفاداری به آرمانهای انقلاب و شهیدان خارج شده و به بیراه رفته اند را خواهد بست  آنانكه دانسته یا ندانسته با سوء استفاده های مالی و مادی خود آرمانهای والای شهیدان را نشانه گرفته اند دیر یا زود خواهند فهمید كه این دستان بسته در میان خیل مشتاقان ولایت  معبری تا سرچشمه ی نور خواهد گشود و دیدگان بی بصیرت را كور خواهد كرد آری امروز دستان بسته ی تو تراز سنجش انسانیت ما خواهد بود  حضورعطرآگین امروز شما پروانه های خونین ، معبری  در امتداد بزرگراه دفاع مقدس است كه از باریكه ی اروند گذشت تا ما را به خاكریز آرمانهای والای شهیدان پیوند زند .  تا زنده ایم  در امتداد اعتقادات و باورهای الهی تو ای شهید سرافراز دخیل دست های بسته ات خواهیم ماند . پیكر معطر تو  ترجمان واژه  واژه ی عشق و ارادت به مولایمان ابا عبدالله الحسین (ع) است . سربلند و خوشحال  باش در روزی كه بسیاری آدم های متظاهر دست بسته در پیشگاه الهی حاضر می شوند دستان باز توای شهید سرافراز شفاعت كننده ی دخیل بستگان  به دست های بسته ات خواهند بود دیروز تو از باریكه ی عشق گذشتی و آسمانی شدی و امروز آمدنت بهار را همخانه ی چشم های اشك بار و به انتظار ایستاده ی پدران و مادرانی نمود كه یعقوب وار  به  وصال یوسف بینا شدند تا فردایی دیگر " .... بَل اَحیاءُ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقون "  باش تا در  پیشگاه پروردگار سبحان باز دخیل دستان بسته ات شویم .(محمّد نعمتی )

کوه پرسید ز رود ،

زیر این سقف کبود

راز ماندن در چیست؟

گفت: در رفتن من

کوه پرسید: و من؟

گفت: در ماندن تو

بلبلی گفت: و من؟

خنده ای کرد و گفت :

در غزلخوانی تو

من و تو، بلبل و کوه و رودیم

راز ماندن جز، در خواندن من ، ماندن تو ، رفتن یاران سفر کرده ی مان نیست ، بدان

                                         




[ دوشنبه 4 دی 1396 ] [ 03:47 ب.ظ ] [ محمد نعمتی ]
دیگ سیاه و مرغ سفید 
شاید خیلی از ما خواستار ساماندهی یا تعطیلی مراکز فروش مرغ زنده باشیم و بارها راجع به آلودگی های ناشی از کشتار مرغ زنده در مرغ فروشی ها سخن گفته ایم . اما هر سکه ای دو روی دارد باید روی دیگر سکه را هم دید . پاک کردن صورت مسئله راحترین راه ممکن برای حل مسئله است . با مماشات های صورت گرفته در چند سال گذشته راجع به ازدیاد جایگاه های فروش و ذبح مرغ زنده بسیاری از جوانان از این طریق امرار معاش نموده اند گویی هیچ قانون و ضابطه ای وجود نداشت . هر کس در پستوی خانه ، خیابان و کوچه چند مرغ زنده ، یک چاقوی نه چندان تیز ، یک دیگ سیاه وارفته ، یک شعله و کپسول گاز را به عنوان ابزار شغل جدید مرغ فروشی مهیا و از کله ی سحر تا بوق شب مرغ های را " بی بسم الله " و گاهی در هوا سر می برید . خون و آلودگی های امحاء و احشاء مرغ همه ی شهر را فراگرفنه بود و انگار دستگاههای متولی بهداشت و درمان و..... در خواب تشریف داشتند . اما به یکباره و بدون داشتن راهکار جایگزین دهها شغل و منبع درآمد بسیاری از خانواده ها از بین رفت . برخی از ما عادت داریم تا یک مریضی کاملا در تمام بدنمان ریشه نزند به فکر درمان آن نیستیم و به یکباره به فکر درمان و جراحی می افتیم . چه خوب است دستگاههای متولی این کار هم نسبت به تعطیلی تدریجی مکانهای کشتار مرغ زنده در یک پروسه ی زمانی تعیین شده اقدام نمایند و هم به فکر احداث مکانهای بهداشتی عرضه و کشتار مرغ زنده باشند . زائقه ی بسیاری از شهروندان ما با مرغ های کشتار روز سازگار نیست و دلائلی از قبیل کیفیت نامطلوب کشتار آنها ، بسته بندی ، نگهداری و حمل نامناسب ، قیمت بالا و....  مزید بر علت می شوند تا مردم به سمت استفاده از مرغ زنده بروند بنابراین چند پیشنهاد زیر برای حل کردن این مسئله مطرح می شود .
۱- ارتقاء کیفیت مرغ های کشتار روز
۲- ارتقاء بسته بندی ، نگهداری و توزیع مرغ کشتار روز
۳- نظارت شرعی بر ذبح مرغ در کشتارگاه های صنعتی
۴- ایجاد مراکز بهداشتی محدود همانند کشتارگاه دام برای فروش و ذبح مرغ زنده به گونه ای که خونابه و امحاء و احشاء و ضایعات آنها در محلی بهداشتی دفن شود .
۵- جمع آوری و تعطیلی مراکز توزیع مرغ زنده بصورت تدریجی تا شاغلین این بخش به آرامی و بدون سرخوردگی به دنبال شغل جایگزین باشند .
تجربه نشان داده است برخوردهای قهری در این زمینه جواب نمی دهد و چون استراتژی مشخصی در این خصوص وجود ندارد با تغییر و جابجایی یک مدیر آب در دیگ های سیاه مرغ فروشی ها یک روز داغ داغ است و دیگر روز سرد سردبه امید آنکه هیچگاه دچار افراط و تفریط نشویم بلکه همیشه جانب اعتدال را نگه داریم . 
(محمّد نعمتی ۱۳۹۶/۱۰/۱)



[ شنبه 2 دی 1396 ] [ 12:05 ق.ظ ] [ محمد نعمتی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات
آمار سایت
  بازدیدهای امروز : نفر
  بازدیدهای دیروز : نفر
  كل بازدیدها : نفر
  بازدید این ماه : نفر
  بازدید ماه قبل : نفر
  تعداد نویسندگان : عدد
  كل مطالب : عدد
  آخرین بروز رسانی :
لینک های مفید
امکانات وب