آنچه باقیست فقط خوبی هاست . محمد نعمتی هستم متولد بیستم بهمن 1352 روستای هزارانی (شهرستان آبدانان)فوق لیسانس تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش ، بیش از بیست و پنج سال سابقه خدمت در آموزش و پرورش( ۱۱ سال كارشناس اداری ) یك دوره چهار ساله عضو شورای اسلامی هزارانی - بیش از ۱۰ سال عضو شورای حل اختلاف - در دانشگاه آزاد اسلامی ، جهاد دانشگاهی و آموزشهای ضمن خدمت فرهنگیان تدریس داشته ام . نوشتن را بیش از هر سرگرمی دیگری دوست دارم یاد گرفته ام حرفم را بدون لكنت زبان و با حفظ احترام و رعایت حقوق دیگران به زبان آورم . مفتخرم كه خداوند توفیقی نصیب نمود تا در ایجاد سازش صدها اختلاف خانوادگی سهمی كوچك داشته باشم چرا كه به این كلام گهر بار رسول اعظم حضرت محمد(ص) باور دارم كه هیچ عبادتی برتر از ایجاد صلح و سازش میان مردم نیست و معلمی را تنها هنر خود می دانم پس از حدود دو سال از شروع به كار این وبلاگ این چند سطر را علیرغم میل باطنی ام و به اصرار برخی همراهان عزیز كه از میزان تحصیلات و ارتباط آن با نوشته هایم سؤالاتی داشتند نگاشتم باشد كه مورد رضای حق تعالی و مقبول همراهان عزیز واقع شود . http://mohammad-namati.mihanblog.com 2017-09-21T00:09:54+01:00 text/html 2017-09-16T17:43:53+01:00 mohammad-namati.mihanblog.com محمد نعمتی شمالی هستید یا جنوبی ؟ http://mohammad-namati.mihanblog.com/post/121 <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: center;"><font face="arial, helvetica, sans-serif"><b><span lang="FA"><font size="5" color="#000099">&nbsp;شمالی هستید یا جنوبی ؟</font></span></b></font></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: center;"><font face="arial, helvetica, sans-serif"><b><span lang="FA"><font size="5" color="#000099">( بازی شمالی - جنوبی ! )</font></span></b></font></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: center;"><font face="arial, helvetica, sans-serif"><b><span lang="FA"><font size="5" color="#000099">(این یادداشت تحلیلی در مردادماه ۱۳۹۳ متناسب با شرایط آنزمان نگاشته شده است اما شاید مناسب شرایط این روزهای استان ایلام هم باشد .)</font></span></b></font></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify"><font face="arial, helvetica, sans-serif"><b><span lang="FA"><font color="#990000" style="font-size: medium;">یا أَیُّهَا النّاسُ إِنّا خَلَقناكُم مِن ذَكَرٍ وَأُنثىٰ وَجَعَلناكُم شُعوبًا وَقَبائِلَ لِتَعارَفوا ۚ إِنَّ أَكرَمَكُم عِندَ اللَّهِ أَتقاكُم ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیرٌ&nbsp;</font></span></b></font><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><font size="1">سوره مبارکه حجرات (آیه 13)</font></b><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3"><b><span dir="LTR"><br> </span><span lang="FA"><font color="#000099">ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ (اینها ملاک امتیاز نیست،) گرامی‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست؛ خداوند دانا و آگاه است</font></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>!</span><span lang="FA"><o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify"><span lang="FA"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3"><b>با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید و انتصاب افرادی از شهرستانهای آبدانان ، دره شهر ، دهلران و بدره (حوزه ی به اصطلاح جنوب استان ) در مصادر سیاسی و اجرائی استان بحث شمال و جنوب رونق دوباره ای پیدا کرد. اهمیت این بحث از آن روست که عده ای مدافع سرسخت این انتصاب ها و گروهی مخالف سینه چاک آن هستند . متاسفانه هیچکدام از این گروهها دلائل منطقی و قانع کننده ای برای دفاع از دلائل مخالفت یا موافقت خود بیان نمی کنند . استان ایلام در قانونی نانوشته و توسط عده ای سیاسی کار &nbsp;در سالهای گذشته تا به امروز دچار تقسیم بندی های کذائی جغرافیائی شده است . تقسیم این استان مرزی به دو حوزه ی جنوب و شمال همان بدعت نامبارکی است که جهت تامین منافع عده ای &nbsp;در طول سالهای گذشته تا به امروز رونق گرفته است . اگر نگاهی عمیق به جریان سازی این گروه ها داشته باشیم متاسفانه رد پای برخی مسئولان اجرائی ، سیاسی و حزبی &nbsp;استان در گذشته و حال در آن به وضوح مشاهده می شود . &nbsp;سوال اساسی این است که دستاورد این تقسیم بندی کذائی برای مردمان این استان چه بوده است ؟ فارغ از این تقسیم بندیهای ناروا و دسته بندی کردن مردم ، ساکنان این استان با هم قرابت های سببی و نسبی فراوانی دارند که آنها را بیش از پیش به هم نزدیک تر می نماید و هر روز شاهد پیوندهای عمیق بیشتری میان مردمان نجیب این سرزمین هستیم در طول هشت سال دفاع مقدس تمام مردم این خطه ی قهرمان پرور دوشادوش هم در برابر دشمن بعثی در کمال &nbsp;رفاقت و صمیمیت از مرزهای استان دفاع کردند و لحظه ای تفکر انحطاطی شمال - جنوب آنان را از هدف مقدسی که داشتند دور نساخت . امروز باید به نیت مروجان این نگاه قومیتی و جغرافیائی به دیده ی شک و ترید د نگریست هر چند که در سالیان گذشته عده ای ای از سیاسیون &nbsp;استان خط فکری این مسیر نامبارک را ترسیم نموده اند تا منافع آنان حفظ شود ولی وظیفه ی نخبگان و عالمان اندیشمند این استان است تا به هر طریق ممکن جلوی این بدعت ناروا را گرفته و شایسته سالاری را به عنوان تنها ملاک انتخاب مسئولان اجرائی استان مد نظر قرار دهند . آیا کسی می تواند دستاورد مثبت این حرکت خزنده و سودجویانه را برای افکار عمومی تشریح نماید ؟ رقابت شمال - جنوب عن قریب است که به نبرد شمال - جنوب منجر شود و اگر جلوی این انحطاط فکری سیاسی&nbsp; در استان گرفته نشود در سالهای آینده باید شاهد شکاف اجتماعی عمیق و نبرد سیاسی ناروائی میان نسل آینده این استان بود .در دولت تدبیر و امید با انتصاب برخی افراد از شهرستانهای آبدانان، دره شهر ، دهلران و بدره مقاومت هایی در بدنه ی اجرائی و سیاسی استان صورت گرفت که باعث به روز شدن دوباره ی این بحث انحرافی شد . آنچه که باید مد نظر مسئولان کشور ، گروههای سیاسی و کسانی که حرف و سخن آنان در تعیین مسئولان استان اثر گذاراست قرار گیرد تنها شایسته سالاری است و روشن است که هیچ کسی نمی تواند مدعی شود که همه ی شایستگان در یک حوزه ی جغرافیایی قرار دارند و ساکنان سایر بلاد ناشایست و بی لیاقت هستند .<span style="color:red"> </span>نخبگان ، اندشمندان و صاحب نظران این استان باید مسیر خزنده این طرز تفکر شمال&nbsp; - جنوب را سد کرده و جلوی پیشروی بیشتر آنرا گرفته و قبل از آنکه این تلقی نادرست بر تمام ارکان و شئون زندگی مردم این استان مستولی شود افکار عمومی را بیدار سازند . متاسفانه عملکرد نادرست مسئولان سیاسی و اجرایی استان در ادوار گذشته که با کمک و همراهی برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی به وقوع پیوست باعث ایجاد این نگرش منفی شده است که استان ایلام به دو حوزه ی شمال و جنوب تقسیم شده است و هر کس که برمسند تصمیم گیری می نشیند سعی می کند بودجه و اعتبارات شهرستانهای حوزه ی شمال یا جنوب را افزایش یا زمینه ی استخدام و &nbsp;جذب نیروی انسانی یا سرمایه های مادی و معنوی را برای آنان بیش از دیگران فراهم نماید همین تلقی و برداشت نادرست باعث عدم شایسته سالاری در انتصابات گردیده که برخی از نتایج آن کاملاً ملموس و قابل مشاهده هستند. تفکرشمال – جنوب باعث یارگیری نادرست برخی مسئولان استان گردیده است که شوربختانه ریشه ی تمام این تصمیمات و انتصابات در معادلات انتخاباتی نهفته است . امروز اگر به برخی انتصابات انجام گرفته و یارگیری برخی از حوزه ی به اصطلاح جنوب استان نظری دقیق داشته باشیم بیشتر از آنکه منافع مردم محروم منطقه مد نظر باشد رد پای تصمیمات انتخاباتی برای مجلس شورای اسلامی آینده &nbsp;در آن دیده می شود &nbsp;و عده ای سوار بر امواج رای مردم برای انتخابات مجلس شورای اسلامی خواب و خیال می بینند غافل از آنکه مردم بیدار این منطقه آگاه تر و هوشیار تر ار آن هستند که فریب نیات فرصت طلبانه ی آنان را بخورند &nbsp;متاسفانه بیشتر این افراد به &nbsp;دنبال منافع سیاسی ، حزبی و انتخاباتی خود هستند. نگاه مسئولان اجرائی استان باید فراگیر و کلی نگر باشد آنان باید در تصمیماتی که می گیرند نگاه جغرافیائی نداشته باشند بلکه اولویت ها را در نظر گرفته و با توجه به رعایت اصل عدالت محوری ،حقوق همه ی مردمان را به طور یکسان در نظر گرفته و احقاق نمایند . با کمال تاسف وجود همین نگاه کذائی تقسیم بندی استان باعث شده تا در تخصیص اعتبارات ، استخدام دولتی و... نگاه جغرافیائی بر استان چیره و غالب شده و باعث بی عدالتی و تضییع حقوق مردم شود . چند صباحی است که درسپهر سیاسی ایران اصطلاحات عجیب و غریب فراوانی ظهور و بروز می کند یکی از این اصطلاحات که بیشتر در موضوع بحث انرژی هسته ای و مذاکرات جمهوری اسلامی ایران با کشورهای غربی رواج پیدا کرد بازی برد - برد یا باخت – باخت است امروزه باید گفت نتیجه ی بازی شمال – جنوبی که برخی در این استان به راه انداخته اند باخت – باخت&nbsp; خواهد بود این نتیجه ی بی حاصل که&nbsp; توسط بازی گردانان این بازی ناجوانمردانه رقم خواهد خورد سودی به حال مردم نجیب این سرزمین نخواهد داشت و در پس پرده ی آن منافع عده ای منفعت طلب سیاسی کا ر رقم خواهد خورد . وظیفه ی نخبگان و اهالی قلم و رسانه است که&nbsp; بازی ناجوانمردانه ی شمال – جنوب را محکوم کرده و خود را&nbsp; اسیر بازی عده ای از سیاسیون قرار ندهند &nbsp;قبل از آنکه این بازی پوچ بی حاصل به نبردی تمام عیار تبدیل شود باید دلسوزان این استان سوت پایان آنرا به صدا درآورند .به عنوان یک شهروند آبدانانی هیچ وقت تمایل ندارم که افرادی سیاسی کار منفعت طلب بر مصادر سیاسی یا اجرائی استان منصوب شوند بلکه بیشتر از آن دوست دار آن هستم که افراد شایسته ، کاردان و متعهد از شمال تا جنوب &nbsp;و شرق تا غرب استان بر مصدر&nbsp; تصمیم گیری&nbsp;&nbsp; نشسته و سکان حرکت کشتی استان را در دست گرفته و آنرا از طوفان پر تلاطم و امواج خروشان محرومیت فکری و اقتصادی نجات داده و در مسیر اعتلای فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی که حاصل خون هزاران شهید این دیار است به حرکت در آورده و درسایه ی توجهات حضرت ولیعصر(عج) و زعامت مقام معظم رهبری و دولت تدبیر و امید شاهد رفع محرومیت ها و تسریع در پیشرفت و شکوفائی اقتصادی و عمرانی این سرزمین قهرمان پرور باشیم ما بیش از آنکه شمالی یا جنوبی باشیم کرد و لر و لک و عرب و... ارکان جدانشدنی یک واحد بوده &nbsp;&nbsp;و برای وجب به وجب خاک مقدس این سرزمین ارزش و اعتبار قائل هستیم باید به عنوان یک کار فرهنگی در سالی که توسط مقام معظم رهبری به نام فرهنگ مزین &nbsp;شده به بازی شمال – جنوب پایان داده و در کنار هم برای سربلندی خود و فرزندانمان تلاش نماییم .</b></font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><font face="arial, helvetica, sans-serif"><b><i><span lang="FA"><font color="#990000" style="font-size: medium;">إِنَّمَا المُؤمِنونَ إِخوَةٌ فَأَصلِحوا بَینَ أَخَوَیكُم ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُم تُرحَمونَ </font><font size="3">&nbsp; </font><font size="1">&nbsp;(</font></span></i></b></font><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; text-align: justify;"><font size="1">سوره ی مبارکه حجرات (آیه ی 10)</font></b><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3"><b><i><span dir="LTR"><br> </span><span lang="FA"><font color="#000066">مؤمنان برادر یکدیگرند؛ پس دو برادر خود را صلح و آشتی دهید و تقوای الهی پیشه کنید، باشد که مشمول رحمت او شوید</font></span></i><font color="#000066"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><i><span dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>!</span></i></font></b></font><span lang="FA"><o:p></o:p></span></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: center;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3"><b><i>(محمد نعمتی ۱۳۹۳/۵/۲۹)</i></b></font></p> text/html 2017-09-05T09:11:34+01:00 mohammad-namati.mihanblog.com محمد نعمتی سخنی با شهردار آینده ی آبدانان http://mohammad-namati.mihanblog.com/post/210 <div style="text-align: center;"><b><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="5" color="#ff0000">سخنی با شهردار آینده ی آبدانان</font></b></div><div style="text-align: justify;"><b><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">شهر آبدانان در میان حصار تنگ کبیرکوه و دینارکوه با مردمانی خونگرم ، میهمان نواز و نجیب از دیرباز یکی از پیشتازان عرصه ی علم و فرهنگ بوده است . نام های زیادی از بزرگان قبایل ، سرداران جبهه و جنگ ، دانشمندان و اهالی علم و فرهنگ بر پیشانی این شهر چون نگینی درخشان می تابد . اما به دلائل گفته و ناگفته ی فراوان منظر و مبلمان شهری آبدانان در خور و لیاقت این مردم فرهیخته نیست . کمبود فضاهای فرهنگی ، گردشکری ، تفریحی ، ورزشی به عنوان معظلی از دیرباز تا کنون مردم و بخصوص جوانان آنرا رنج می دهد . شهر آبدانان علیرغم استعدادهای طبیعی همچون رودخانه ،&nbsp; کوه ها و دره های زیبا اما به علت فقدان مدیریت علمی و&nbsp; عدم کارآمدی بسیاری از دست اندرکاران مدیریت شهری ، روز به روز افسرده تر و بی ریخت تر می شود . شاید بسیاری از شهرهای کشور آرزو دارند سرابی مثل آبدانان داشته یا رودخانه ای از وسط شهر آن عبور کند تا با مدیریت درست این سرمایه های خدادادی&nbsp;، برای شهروندان اماکن تفریحی و جاذبه های گردشکری ایجاد نمایند تا باعث نشاط اجتماعی همشهریان خود شوند . اما متاسفانه آنچه از رهاورد چنین منابع و امکانات خدادادی برای ما به ارمغان آمده پسماندهای تعفن آور و لجن های سیاه و متعفن رودخانه و سرازیر شدن فاضلاب های شهری به درون رودخانه است . کانال کشی نامناسب و دفع غیر بهداشتی فاضلاب در کنار عدم وجود سیستم دفع فاضلاب شهری مشکلات عدیده ای برای آینده این شهر در پی خواهد داشت . هر چند از سالهای گذشته شهرداری بنا به وظیفه ی ذاتی خود اقداماتی انجام داده است اما این اقدامات کافی و مناسب نیستند . شهردار آینده ی آبدانان باید از چند ویژگی مهم و اساسی زیر برخوردار باشد تا بتواند با سرعت بیشتری به رفع موانع و کمبودها اقدام نماید ‌.</font></b></div><b><div style="text-align: justify;"><b><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">۱- شهردار آینده باید فردی با تحصیلات مرتبط با مدیریت شهری و آشنا به تعاملات اداری باشد .</font></b></div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><div style="text-align: justify;"><b style="font-family: tahoma; font-size: 11px;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">۲- شهردار آینده&nbsp; باید از تجربه و تخصص کافی در امور شهری برخوردار و از مقبولیت اجتماعی کافی برخوردار باشد .&nbsp;</font></b></div><div style="text-align: justify;"><b style="font-family: tahoma; font-size: 11px;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">۳- شهردار آینده&nbsp; باید فردی شجاع باشد و از انجام طرح های بزرگی همچون سیستم فاضلاب شهری&nbsp; ، برخورد جدی با متخلفان ساخت و ساز و متعرضان به حریم فیزیکی شهر ترسی نداشته باشد .&nbsp;</font></b></div><div style="text-align: justify;"><b style="font-family: tahoma; font-size: 11px;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">۴- شهردار آینده&nbsp; باید اهل مشورت با نخبگان و صاحبنظران بوده&nbsp; و جسارت و قدرت تصمیم گیری شجاعانه را داشته باشد .</font></b></div><div style="text-align: justify;"><b style="font-family: tahoma; font-size: 11px;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">۵ - شهردار آینده&nbsp; باید دارای برنامه های کوتاه ، میان و بلند مدت بوده و&nbsp; از همان روز اول با برنامه ای مدون و برای رسیدن به سند چشم اندازی که طراخی نموده است قدم بردارد .&nbsp;</font></b></div><div style="text-align: justify;"><b style="font-family: tahoma; font-size: 11px;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">۶- مهمترین اولویت های شهردار آینده باید توسعه ی متوازن شهر آبدانان متناسب با امکانات و ظرفیتهای محلات مختلف باشد و از تمرکز بازار در مرکز شهر جلوگیری نماید .</font></b></div><div style="text-align: justify;"><b style="font-family: tahoma; font-size: 11px;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">مهم‌نیست که شهردار آینده ی آبدانان زن یا مرد باشد ، مهم نیست که فرهنگی یا غیر فرهنگی باشد ، مهم نیست که پیر یا جوان باشد ، مهم این است که مثل مرد باشد و تمام سعی و تلاش خود را بکار گیرد تا غبار غم و افسردگی را از چهره ی عبوس و گرفته ی این شهر بزداید و برای مردمانش خدمتگزاری نماید .</font></b></div> <div style="text-align: justify;"><br></div><div style="text-align: justify;"><b style="font-family: tahoma; font-size: 11px;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp;جناب شهردار آینده ی آبدانان</font></b></div><div style="text-align: justify;"><b style="font-family: tahoma; font-size: 11px;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">با سلام و احترام فراوان ، هر که هستی &nbsp;و هر چه هستی ، باش، اما مثل مرد باش ، یادت باشد این میزها به کسی وفا نکرده به تو &nbsp;نیز وفا نخواهد کرد .&nbsp;</font></b></div> <div style="text-align: justify;"><br></div><div style="text-align: justify;"><b style="font-family: tahoma; font-size: 11px;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">بر چهره ی این شهر غبار غَم نشسته است&nbsp;</font></b></div><div style="text-align: justify;"><b style="font-family: tahoma; font-size: 11px;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">باران که نه ، تنها کمی نَم نشسته است&nbsp;</font></b></div> <div style="text-align: justify;"><br></div><div style="text-align: justify;"><b style="font-family: tahoma; font-size: 11px;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">برخیز و غبار از چهره ی شهر بِزُدای</font></b></div><div style="text-align: justify;"><b style="font-family: tahoma; font-size: 11px;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">پشت این میز نوکرِ مردم نشسته است</font></b></div> <div style="text-align: justify;"><br></div><div style="text-align: justify;"><b style="font-family: tahoma; font-size: 11px;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">با احترام&nbsp;</font></b></div><div style="text-align: justify;"><b style="font-family: tahoma; font-size: 11px;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">محمّد نعمتی&nbsp;</font></b></div></font></b> text/html 2017-08-10T07:40:43+01:00 mohammad-namati.mihanblog.com محمد نعمتی درد زمانه http://mohammad-namati.mihanblog.com/post/209 <div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>از دَرد زمانه ، گرفتار لحظه ها شده ایم</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>اسیر گردش کُندِ عقربه ها شده ایم</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>از سکوتِ لحظه های تنهایی است که</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>چون عقربه ، عاشق ثانیه ها شده ایم</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>پُر از عشقیم برای جوانه زدن ، اما</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>چون دانه ای سَهم پرنده ها شده ایم</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>چند کیلو کله بر بدن داریم ، افسوس</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>&nbsp;مَسحور سِحر موعظه ها شده ایم&nbsp;</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>پُر از شوقیم و لاف رهایی می زنیم</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>کیش و مات خُلف وعده ها شده ایم</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>دفتر عمر را چون وَرق می زنیم</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>برای بسیاری برگ بَرنده ها شده ایم</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>عمر گرانمایه به ثَمَن بُخس فروختیم</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>باعث خانه آبادی کله گنده ها شده ایم</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>سرگرم شده ایم به این بازی روزگار</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>حکایت روغن و چرخ دنده ها شده ایم</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>(محمّد نعمتی ۱۳۹۶/۵/۱۸ آبدانان)</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>آدرس کانال تلگرامی : &nbsp; &nbsp; &nbsp; https://t.me/Mnamati</b></font></div> text/html 2017-08-07T04:31:05+01:00 mohammad-namati.mihanblog.com محمد نعمتی مرز میان روابط عمومی و خبرنگاری ! http://mohammad-namati.mihanblog.com/post/119 <p class="MsoNormal" align="center" dir="RTL" style="text-align:center"><span lang="FA"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="5" color="#cc0000"><b>مرز میان روابط عمومی و خبر نگاری &nbsp;!</b></font><o:p></o:p></span></p><p class="MsoNormal" align="center" dir="RTL" style="text-align:center"><span lang="FA"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="5" color="#cc0000"><b>هفدهم مرداد روز خبرنگار مبارک باد&nbsp;‌.</b></font></span></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3"><b><span lang="FA">"خبرنگار</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>&nbsp;</span><span lang="FA">کسی است که با اتکا به ذوق&nbsp;</span><span dir="LTR">&nbsp;</span><span lang="FA">و استعداد شخصی، پس از گذارنیدن دوره</span><span lang="FA"> ی</span><span lang="FA"> آموزش تخصصی و همچنین با توجه به مسئولیت اجتماعی&nbsp;</span><span lang="FA">که این پیشه بر گردن او می‌گذارد، وظیفه بدست‌آوردن، آماده‌کردن، گردآوری و سامان‌دادن اخبار و انتقال آنها را با</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>&nbsp;وسایل ارتباط جمعی ،&nbsp;مطبوعات&nbsp;</span><span lang="FA">، رادیو&nbsp;</span><span lang="FA">،تلویزیون&nbsp;</span><span lang="FA">و خبرگزاری&nbsp;</span><span lang="FA">به مخاطبان بر گردن دارد</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>.</span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span><span lang="FA"><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span>"</span><span dir="LTR"><o:p></o:p></span></b></font></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3"><b><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span><span lang="FA"><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span>" </span><span lang="FA">برپایه</span><span lang="FA"> ی</span><span lang="FA"> اعلامیه سازمان</span><u>&nbsp;</u><span lang="FA"><u>&nbsp;</u>یونسکو&nbsp;</span><span lang="FA">، خبرنگاران باید کوشش کنند تا اخباری که در اختیار عموم می‌گذارند درست، دقیق و معتبر باشد و در درستی اخباری که به دست می‌آورند، پژوهش و اندیشه کنند. خبرنگاران نباید حقیقتی را عمداً تحریف یا خراب کنند و نیز هیچ گونه مطلبی را نباید از دید مردم پنهان نگهدارند.</span><span lang="FA" style="color: rgb(37, 37, 37);"> </span><span lang="FA">خبرنگار باید تفاوت خبر و رویداد را بداند و از سیر تحول یک رویداد به خبر آگاه باشد. اگر از خبرنگاری بپرسند خبر چیست؟ او باید از جایگاه یک صاحب نظر و یک کارشناس خبر اظهار نظر کند؛ نه اینکه کلمات حفظ شده‌ای را باز گوید با این گمان که خبر را تعریف کرده‌است. خبرنگاری که خبر را نمی‌شناسد، چگونه می‌تواند به صحت و جامعیت آن پی ببرد؟ شناخت خبر مستلزم شناخت اوضاع سیاسی جهان و جامعه‌است</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>.</span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span> <span lang="FA">روابط عمومی</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>&nbsp;</span><span lang="FA">مجموعه‌ای از اقدامات و کوششهای حساب‌شده‌ای است که هر سازمان برای برقراری ارتباط موثر و هدفمند با گروه‌هایی که با سازمان در ارتباطند انجام می‌دهد</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>.</span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span> <span lang="FA">روابط عمومی کار روبه‌ رو شدن یک سازمان یا موسسه با مخاطبانش را از طریق پرداختن به موضوعات و مطالب و اخباری انجام می‌دهد که به منافع مشترکشان مربوط است. سخنرانی در&nbsp;کنفرانس ها&nbsp;</span><span lang="FA">، کار با رسانه ها&nbsp;</span><span dir="LTR"><span lang="FA" dir="RTL"><font color="rgba(0, 0, 0, 0)">&nbsp;</font></span></span><span lang="FA">، ارتباطات&nbsp;بحران&nbsp;</span><span lang="FA">، اشتغال به امور اجتماعی از طریق رسانه‌ها و ارتباط با کارکنان در زمره وظایف این حرفه‌است. فعالیت روابط عمومی چندان مستقیم و ملموس نیست و همین فرق آن با&nbsp;تبلیغات&nbsp;</span><span lang="FA">است. کار روابط عمومی می‌تواند برای ساختن روابط تفاهم‌آمیز با کارکنان، مشتریان، سرمایه‌گذاران، رأی‌دهندگان و عموم مردم به کاررود</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>.</span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span> <span lang="FA">تقریباً هر سازمانی که با&nbsp;افکار عمومی&nbsp;</span><span dir="LTR">&nbsp;</span><span lang="FA">سر و کار دارد و نیازمند تصویر روشنی از خود نزد آن است، گونه‌ای از روابط عمومی را به خدمت می‌گیرد روابط عمومی به مثابه پلی است میان یک سازمان و مخاطبان آن</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>.</span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span> <span lang="FA">روابط عمومی تلاش دارد تا با ارتباطی هدفمند و موثر، ضمن برآوردن نیازهای سازمان خود در جهت شکل دهی صحیح به ارتباط مشتریان و سازمانش اقدام کند و از این طریق ارتباط مخاطبان با سازمان را تسهیل کند</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>.</span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span><span lang="FA"><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span>"</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>&nbsp;</span></b></font></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3"><b><span lang="FA">حرفه ی خبرنگاری از جمله مشاغلی است که باید صداقت ، امانت و عدالت در آن به درستی حفظ شود . خبرنگاران وظیفه دارند تا با حضور در صحنه یا از روش های معتبر و مرسوم ، اخبار دقیق و درستی از رویدادهای اجتماعی ، اقتصادی ، هنری ، ورزشی ، فرهنگی ، سیاسی و... متناسب با حوزه ی فعالیت خود گردآوری ، تنظیم و اطلاع رسانی نمایند . خبرنگار باید به دور از تعلقات حزبی و سیاسی تنها به اطلاع رسانی درست در چارچوب قوانین و قواعد حاکم بر جامعه بپردازد . پرهیز از جهت گیریهای سیاسی ، شخصی و حزبی در تنظیم ، تدوین و اطلاع رسانی همان مشخصه ی اصلی و مهم هر خبرنگاری می باشد . خبرنگاران باید با عزت نفس کامل و رعایت شان و جایگاه خود با مسئولان و مدیران و یا توده های مختلف جامعه مواجه شوند . خبرنگاران نباید اهرمی در دست مسئولان و سایر اقشار جامعه باشند و هر آنگونه که آنان صلاح و مصلحت خویش می دانند خبررسانی نمایند . خبرنگاران &nbsp;باید از چنان استقلال و صلابتی برخوردار باشند که مسئولان و سایر اقشار جامعه متاثر از شان و جایگاه آنان شوند . متاسفانه در برخی موارد در حوزه های خبرنگاری با چند چالش اساسی و عمده مواجه هستیم . نخست آنکه بیشتر خبرنگاری ها در حد روابط عمومی ادارات شهرستان و استان تنزل یافته و در واقع به بلندگوئی برای تشریح اوامر و دستورات برخی مدیران قرار گرفته اند و تنها به پوشش خبری فعالیتهای برخی مسئولان و ادارات می پردازند و در بقیه ی موارد انگار هیچ گونه خبر و اتفاقی برای اطلاع رسانی نیست . دوم آنکه برخی از خبرنگاری ها با جهت گیریهای سیاسی و یا شخصی بر عکس مسیر بالا را می پیمایند آنان انگار تنها وظیفه ی تخریب رقبای خود را دارند . این گروه از طریق تنظیم اخبار خاص و یا نقاط ضعف و اشتباهات دیگران سعی در تخریب و حمله به رقبای خود را دارند . اینان موفقیتها و عملکردهای مثبت رقبای خود را کمرنگ و نقاط ضعف و اشتباهات آنان را با آب و تاب اطلاع رسانی می کنند .گروه سوم کسانی هستند که مستقل از تمام این جهت گیری ها تنها به تنظیم و اطلاع رسانی حقیقی اخبار و اتفاقات جامعه می پردازند و هیچگونه تجزیه و تحلیل دیگری پیرامون آن ارائه نمی دهند . نکته ی مهمی که باید به آن اشاره کرد اعلام وابستگی یک خبرگزاری به یک حزب و یا نهاد خاص است .شوربختانه سالهاست که برخی سایت های خبری عنوان خود را به سایت تحلیلی خبری تغییر داده اند و اخبارو اطلاعات را هرآنگونه که خود بخواهند اطلاع رسانی و تجزیه و تحلیل کرده و به خورد مخاطبان می دهند &nbsp;هر حزب ، نهاد و ارگان دولتی و غیر دولتی می تواند برای خود خبرگزاری داشته باشد و اگر چنین خبرگزاری هایی &nbsp;خبرهای حزب یا نهاد وابسته به خود را اطلاع رسانی کنند هیچ اشکال و ایرادی بر آنها مترتب نیست حتی اگر این اطلاع رسانی کاملا یک سویه باشد چرا که آنان به روشنی موضع سیاسی و یا حزبی خود را اعلام کرده اند اما اتفاق نامبارک در جایی است که یک خبر نگار یا خبرگزاری ادعای استقلال خبری می کند اما تمام اخبار و اطلاعات خبری آن یک سویه و جهت دار است .متاسفانه تقلیل جایگاه برخی خبرنگاران به روابط عمومی برخی ادارات بدعت نامبارکی است که ساحت مقدس خبرنگاری را با چالش اساسی مواجه کرده است . امروزه بیشتر خبرگزاری ها با مراجعه به سایت روابط عمومی ادارات خبرهای خود را تنظیم و اطلاع رسانی می کنند و روشن &nbsp;است که روابط عمومی هیچ اداره ای اخباراقدامات اشتباه و نادرست خود را منتشر نمی کند بنابراین خبرنگاران مستقل باید با مراجعه به ادارات و اتفاقات جاری در جامعه برداشت آزاد خود که همان واقعیت موجود است را از طریق تحقیق و پژوهش بی کم و کاست گرد آوری و اطلاع رسانی نمایند البته این اطلاع رسانی باید با رعایت مصالح کلی نظام و جامعه باشد . انشتار اخباری که باعث جریحه دار شدن احساسات مردم یا تشویش اذهان عمومی و یا توهین و افترا به اشخاص حقیقی یا حقوقی می شود از این قاعده مستثنی است . تقریبا در تمام جوامع انسانی حتی در کشورهایی که مدعی آزادی کامل&nbsp; مطبوعات هستند این ضوابط با سلیقه های متفاوت وجود دارد . به هر روی آنچه مد نظر این نوشته است اینکه خبرنگاری با روابط عمومی تفاوت های فاحشی دارد نگارنده &nbsp;در سالهای نه چندان دور &nbsp;مدت دو سال کارشناس روابط عمومی آموزش و پرورش بوده است بنابراین با حوزه ی فعالیت روابط عمومی و کار اطلاع رسانی آشنائی دارد . هیچ روابط عمومی برای تنظیم اخبار و اطلاعات خود مستقل &nbsp;نیست بلکه تابع شرایط و ضوابط مدیران دستگاه ذیربط می باشد تقریباً تمامی اخبار و اطلاعات تدوین شده که بر خروجی روابط عمومی نقش می بندد باید بیان کننده نقاط قوت و عملکردهای مثبت مدیران باشد و از انتشار اشتباهات ، نواقص ، سوء مدیریت ها و... به شدت جلوگیری می شود (برای اثبات این ادعا اگر دوستان عزیز تا به حال در خروجی سایت روابط عمومی ادارات مختلف &nbsp;خبری که حکایت از نقاط ضعف دستگاه مربوطه است را پیدا کردند این حقیر را نیز مطلع فرمایند )البته این موضوع فی نفسه اشکالی ندارد شاید فلسفه ی ایجاد روابط عمومی ، اطلاع رسانی از اقدامات و فعالیتهای دستگاههای مختلف باشد اما همیشه با دخالت روسا و مدیران ، روابط عمومی ها به ابزاری در اختیار مطامع و اوامر آنان تبدیل شده اند. متاسفانه اگر به برخی خبرگزاری ها ی مختلف نگاه کنیم &nbsp;آنان به تابلوی اعلاناتی برای انتشار اخبار روابط عمومی ادارات تنزل پیدا کرده اند و این همان تهدیدی است که کیفیت کار خبرگزاری ها و خبرنگاران را با چالشی اساسی مواجه کرده است . اخبار روابط عمومی ادارات مملو از اغراق و آمار و ارقام غیر واقعی است و برخی &nbsp;خبرگزاری ها هم بدون &nbsp;انجام کار خبری تنها از تابلوی اعلانات سایت روابط عموی ها این اخبار را کپی و درسایت خود منشتر می کنند &nbsp;این همان بیراهه ای است که در مسیر صحیح خبرنگاری ایجاد شده است. برای همه ی روابط عمومی ها و خبرنگاران عزیز چه آنان که شناخته شده هستند و چه کسانی که ناشناخته فعالیت می کنند &nbsp;و اخبار وقایع شهرستان را به مردم اطلاع رسانی می نمایند تبریک گفته و برای موفقیت و بهروزی آنان بهترین ها را آرزو می نمایم (محمد نعمتی - آبدانان)</span></b></font></p><p class="MsoNormal" align="center" dir="RTL" style="text-align:center"> </p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify"><span lang="FA"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>&nbsp;</b></font></span></p> text/html 2017-08-05T22:10:25+01:00 mohammad-namati.mihanblog.com محمد نعمتی سِلفی http://mohammad-namati.mihanblog.com/post/208 <div style="text-align: justify;"><b><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">یک ضربه مثل قدیمی ایرانی می گوید :&nbsp;</font></b></div><b><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><div style="text-align: justify;"><b>"از هول حلیم توی دیگ افتاد "</b></div><div style="text-align: justify;"><b>این ضرب المثل حکایت سلفی گرفتن برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی با " فدریکا موگرینی " مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در مراسم تحلیف ریاست محترم جمهوری دکتر حسن روحانی است . نمایندگانی که نمادی از من و شما و دیگران هستند . به درستی از هول حلیم توی دیگ افتادند و برخی بابت این رفتار مجبور به عذرخواهی از ملت بزرگ ایران شدند . این رفتار تحلیل سیاسی ندارد سلفی گرفتن ، رفتاری اجتماعی شده است که باید ریشه های آن را در هنجارها و ناهنجاریهای اجتماعی و فرهنگی جستجو کرد . کاش نمایندگان ملتی که من و شما باشیم در گوشه ای از صحن مجلس عکسهای دسته جمعی با موگرینی می گرفتند کسی به رفتار آنها ایرادی نمی گرفت اما این نوع ذوق زدگی بیش از حد خارج از خاستگاه سیاسی آنان برای مردم قابل هضم و پذیرش نیست . کاش آنها هم مثل محمد جواد ظریف بودند .&nbsp;</b></div> <div style="text-align: justify;"><br></div><div style="text-align: justify;"><b>بگذار از بیقراری دلم بگویم</b></div><div style="text-align: justify;"><b>از شوق "موگرینی" دیدنم بگویم</b></div> <div style="text-align: justify;"><br></div><div style="text-align: justify;"><b>از صبح که اینجا رسیده است&nbsp;</b></div><div style="text-align: justify;"><b>رنگ رُخساره ام پَریده است&nbsp;</b></div> <div style="text-align: justify;"><br></div><div style="text-align: justify;"><b>شارژ موبایلم صَد و عطشم هزار</b></div><div style="text-align: justify;"><b>در صفِ انتظارم و دلم بیقرار</b></div> <div style="text-align: justify;"><br></div><div style="text-align: justify;"><b>نگرانم که نکند لحظه ی دیدار</b></div><div style="text-align: justify;"><b>یِهویی موبایلم بیفتد از کار&nbsp;</b></div> <div style="text-align: justify;"><br></div><div style="text-align: justify;"><b>تمرین کردم سِلفی گرفتن را</b></div><div style="text-align: justify;"><b>خوشحال بودن و لبخند زدن را&nbsp;</b></div> <div style="text-align: justify;"><br></div><div style="text-align: justify;"><b>بالاخره لحظه ی دیدار رسید&nbsp;</b></div><div style="text-align: justify;"><b>سِلفی بگیر از در و دیوار پرید</b></div> <div style="text-align: justify;"><br></div><div style="text-align: justify;"><b>تلاش می کرد آن آقای جلویی&nbsp;</b></div><div style="text-align: justify;"><b>بگیرد دست "موگرینی" یهویی</b></div> <div style="text-align: justify;"><br></div><div style="text-align: justify;"><b>من خودم را وسط قائله انداختم</b></div><div style="text-align: justify;"><b>دو سه تا سِلفی معرکه انداختم</b></div> <div style="text-align: justify;"><br></div><div style="text-align: justify;"><b>سِلفی"من و موگرینی یهویی "</b></div><div style="text-align: justify;"><b>بر پا نموده عجب هیاهویی</b></div> <div style="text-align: justify;"><br></div><div style="text-align: justify;"><b>مَلول گشته و از سِلفی خود بیزارم</b></div><div style="text-align: justify;"><b>از زهر هَلاهِل چشیدن شرمسارم&nbsp;</b></div> <div style="text-align: justify;"><br></div><div style="text-align: justify;"><b>کاش من هم مثل "ظریف "بودم</b></div><div style="text-align: justify;"><b>مثل آن مرد بزرگ و شریف بودم</b></div> <div style="text-align: justify;"><br></div><div style="text-align: justify;"><b>محمد نعمتی&nbsp; -۱۳۹۶/۵/۱۵ آبدانان</b></div></font></b> text/html 2017-07-17T21:58:19+01:00 mohammad-namati.mihanblog.com محمد نعمتی اینجا مرز عاشقی است . http://mohammad-namati.mihanblog.com/post/171 <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="padding: 0px; margin: 0px; font-family: koodak; font-size: 14px; line-height: 23.8px; text-align: justify;"><span lang="FA" style="font-size: 9pt; line-height: 26.8567px; font-family: Tahoma, sans-serif;">مهران و دهلران &nbsp;برگی های زرینی از شناسنامه دفاع مقدس هستند . بسیاری از سرداران نامدار جبهه و جنگ&nbsp; بر پیشانی خود گرد خاک مقدس مهران و دهلران را به یادگار دارند خون هزاران شهید والامقام خاک این شهرها را مقدس کرده است&nbsp; مهران و دهلران نامهایی فراموش نشدنی و پنجره ای به خاک مقدس کربلاهستند .</span></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="padding: 0px; margin: 0px; font-family: koodak; font-size: 14px; line-height: 23.8px; text-align: justify;"><span lang="FA" style="font-size: 9pt; line-height: 26.8567px; font-family: Tahoma, sans-serif;">چند سالی است که زمزمه هایی مبنی بر تصویب منطقه ی آزاد تجاری مهران نقل محافل سیاسی است مسئولان اجرایی و سیاسی استان و نمایندگان مجلس شورای اسلامی تلاش هایی برای به سرانجام رساندن این طرح بزرگ و حق مسلم مردمان نجیب و مرز نشین استان ایلام انجام داده اند که باید این تلاش ها تا سرمنزل مقصود با همدلی و همزبانی مردم و مسئولان ادامه داشته باشد گاهی برخی سیاسیون و نمایندگان مجلس شورای اسلامی از استانهای مرفه و برخوردار حرف ها و اظهار نظرهایی دارند که اگر مغرضانه نباشد بی شک قشنگ و زیبنده جایگاه آنان نیست&nbsp; اختصاص و تصویب منطقه ی آزاد تجاری مهران ، دهلران و موسیان کمترین هدیه ای است که دولت جمهوری اسلامی ایران باید به مرزبانان غیور و دلاور استان قهرمان پرور ایلام تقدیم نماید</span><span dir="LTR" style="font-size: 9pt; line-height: 26.8567px; font-family: Tahoma, sans-serif;">&nbsp;.&nbsp;</span><span lang="FA" style="font-size: 9pt; line-height: 26.8567px; font-family: Tahoma, sans-serif;">مهم نیست که من و شما در کدام نقطه از استان ایلام زندگی می کنیم در آبدانان یا ایوان ، در دره شهر یا سیروان ، وجه اشتراک همه ی ما ،&nbsp; باید دفاع از این حق مسلم استان ایلام باشد .</span></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="padding: 0px; margin: 0px; font-family: koodak; font-size: 14px; line-height: 23.8px; text-align: justify;"><span lang="FA" style="font-size: 9pt; line-height: 26.8567px; font-family: Tahoma, sans-serif;">&nbsp;تصویب نهایی منطقه آزاد مهران برای همه استان و حتی استانهای همجوار منشا خیر و برکت خواهد شد .اگر دیروز شهدای ما در خاک مقدس مهران به سوی معبود خویش پر می گشودند و کربلایی می شدند&nbsp; امروز به برکت خون پاک آنان تمام ملت ایران می توانند از دروازه ی مهران ، دهلران &nbsp;، موسیان و چیلات عبور کرده و به خاک مقدس کربلا&nbsp; قدم گذارند مهران و دهلران با مقاومت جانانه ی خود معبر سخت ورود به کربلا را باز کردند تا امروز خیل مشتاقان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام بوی کربلا را از پنجره ی مرزهای قهرنان پرور ایلام استشمام نمایند</span><span dir="LTR" style="font-size: 9pt; line-height: 26.8567px; font-family: Tahoma, sans-serif;">&nbsp;&nbsp;</span><span lang="FA" style="font-size: 9pt; line-height: 26.8567px; font-family: Tahoma, sans-serif;">همه ی ملت بزرگوار ایران اسلامی مدیون مقاومت مهران و دهلران و شهدای عزیز آنها</span><span dir="LTR" style="font-size: 9pt; line-height: 26.8567px; font-family: Tahoma, sans-serif;">&nbsp;&nbsp;</span><span lang="FA" style="font-size: 9pt; line-height: 26.8567px; font-family: Tahoma, sans-serif;">هستند هر کس هر کاری که از دستش بر می آید باید برای آبادانی و توسعه ی همه جانبه ی مهران انجام دهد&nbsp; نه تنها مهران که سایر شهرهای مرزی استان ایلام از جمله دهلران قهرمان پرور و موسیان مقاوم مستعد و مستحق این توجه ویژه هستند . توسعه مهران و دهلران و تصویب این شهرها به عنوان منطقه آزاد تجاری باعث رونق اقتصاد و زیرساخت های استان ، اشتعالزایی و سرمایه گذاری خواهد شد . مراکز درمانی ، آموزشی ، راه ها و شبکه ی حمل و نقل هوایی و زمینی و سرمایه گذاری بخش خصوصی و به تبع آن کسب و کار مردم رونق خواهد گرفت</span><span dir="LTR" style="font-size: 9pt; line-height: 26.8567px; font-family: Tahoma, sans-serif;">&nbsp;.&nbsp;</span><span lang="FA" style="font-size: 9pt; line-height: 26.8567px; font-family: Tahoma, sans-serif;">امروز تمام قلم ها و تریبونها و رسانه ها باید برای تحقق این خواسته ی به حق و ضروری به کار گرفته شود مسئولان استان وظیفه دارند بدون اغماض&nbsp; تا تحقق کامل این امر تلاش نمایند و مردم با همدلی و همزبانی و بدور از جنجال و در کمال آرامش تحقق این خواسته را مطالبه نمایند نگارنده خود ساکن شهرستان آبدانان است اما نیک می دانیم که تصویب مناطق آزاد تجاری مهران و دهلران یا هر نقطه ی دیگری از این استان باعث رونق زیرساخت های سایر شهرستانهای استان از جمله توسعه راه ها و شبکه حمل و نقل خواهد شد چنانچه این مناطق آزاد تجاری در استان شکل گیرند در تکمیل تونل کبیر کوه به عنوان کریدور حمل و نقل استانهای مرکزی به جنوب غرب کشور تسریع بیشتری صورت&nbsp; خواهد گرفت</span><span dir="LTR" style="font-size: 9pt; line-height: 26.8567px; font-family: Tahoma, sans-serif;">&nbsp;.&nbsp;</span><span lang="FA" style="font-size: 9pt; line-height: 26.8567px; font-family: Tahoma, sans-serif;">با هر تصور و از قاب و دریچه ی هر دوربینی به موضوع نگاه کنیم شاه راه بزرگ تردد زوار به عتبات عالیات در کشور عراق از استان ایلام خواهد گذشت و مهران و دهلران دروازه ی این شاه راه بزرگ هستند .</span></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="padding: 0px; margin: 0px; font-family: koodak; font-size: 14px; line-height: 23.8px; text-align: justify;"><span lang="FA" style="font-size: 9pt; line-height: 26.8567px; font-family: Tahoma, sans-serif;">خیل عظیم تردد زوار اربعین در سال های گذشته از مرز مهران &nbsp;و انشاالله در سال جاری از مرز چیلات گواهی بر این مدعاست که مردم عزیز کشورمان مرز های استان ایلام را برای تردد به عتبات عالیات انتخاب نموده اند و از جمله دلایل آن امنیت کامل این استان و مرزهای آن ، مهمان نوازی مردمان خون گرم استان ایلام و سهولت دسترسی&nbsp; و نزدیکی کربلای معلا از طریق مرزهای استان ایلام است . شاه راه بزرگ تهران - کربلا باید از قلب تپنده ی استان قهرمان پرور ایلام بگذرد . همه خیرخواهان استان ، نخبگان و اساتید دانشگاه و دانشجویان و مردم ولایت مدار استان باید به گونه ای سخن گویند که انشاالله در آینده ای نزدیک شاهد تحقق عملی این خواسته ی به حق باشیم با تاسی به فرمایش بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی که فرمودند مهران را هم خدا آزاد کرد امروز شعارمان این باشد که مهران و دهلران را هم خدا آباد خواهد کرد و دروازه ی اصلی&nbsp; ورود به عتبال عالیات باید از مشهد شهیدان ،&nbsp; استان ایلام بگذرد</span><span dir="LTR" style="font-size: 9pt; line-height: 26.8567px; font-family: Tahoma, sans-serif;">&nbsp;.&nbsp;</span><span lang="FA" style="font-size: 9pt; line-height: 26.8567px; font-family: Tahoma, sans-serif;">مسئولان استان باید برای بازسازی و احداث زیر ساخت های استان در&nbsp; پذیرایی از زوار تلاش نمایند و از هیچ اقدامی در راستای جذب اعتبارات بیشتر و توسعه زیر ساخت ها از جمله توسعه ی راه ها فروگذار نکنند . نگاه&nbsp; دیروز و امروزمان&nbsp; به مهران و دهلران باید یکی باشد اینجا مرز عاشقی است دیروز جوانان سلحشور ایران اسلامی از دروازه ی مهران و دهلران خدایی شدند و امروز بازماندگان کاروان شهیدان از این نقطه ی مقدس کربلایی می شوند . مسئولان استان هم به یاد داشته باشند اگر امروز قلم هایی برای دفاع از تصویب منطقه آزاد مهران یا دهلران از شهرستان آبدانان فعال می شوند فردا روز نوبت هم استانی های دیگر است که برای راه اندازی فرودگاه آبدانان و تسریع در احداث تونل کبیرکوه مساعدت نمایند چرا که ما یک استان هستیم که منافع &nbsp;و دردهای مشترک داریم تصویب منطقه آزاد مهران یا دهلران تهدیدی برای آبدانان نیست و راه اندازی فرودگاه آبدانان و افتتاح تونل کبیرکوه هم نه تنها تهدیدی برای &nbsp;سایر شهرستانهای استان نخواهد بود &nbsp;که فرصتی برای توسعه و پیشرفت کل استان ایجاد خواهد نمود .&nbsp;</span></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="padding: 0px; margin: 0px; line-height: 23.8px; text-align: justify;"><font face="Tahoma, sans-serif"><span style="font-size: 25.8428px;">(محمّد نعمتی - آبدانان)</span></font></p> text/html 2017-07-12T11:17:14+01:00 mohammad-namati.mihanblog.com محمد نعمتی دخیل دست های بسته http://mohammad-namati.mihanblog.com/post/150 <p class="MsoNormal" align="center" dir="RTL" style="text-align:center"><span lang="FA"><font face="arial, helvetica, sans-serif"><b><font size="5" color="#ff0000">دخیل دست های بسته</font></b></font></span></p><p class="MsoNormal" align="center" dir="RTL" style="text-align:center"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="5" color="#000099"><b>( این یادداشت مقام سوّم استانی &nbsp;بخش مسابقه &nbsp;یادداشت و سرمقاله جشنواده ویژه 17 مرداد 1394 را کسب نموده است.)</b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify"><span lang="FA"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3"><b>(در فرهنگ عاشورایی ما دست های بریده یادآور بزرگ پرچمدار كربلا حضرت ابوالفضل العباس (ع) و دستان بسته&nbsp; سمبل اسارت اهل بیت رسول الله (ص) است بنابراین دو واژه ی دستان بریده و دستان بسته&nbsp; ناخودآگاه هر شیعه ای را به یاد كربلا و مصائب آن می اندازد .)<o:p></o:p></b></font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3"><b><span lang="FA">اروند ، رودی غریب و گل آلود &nbsp;بود كه در سحری فراموش نشدنی &nbsp;با عبورغواصان دریای عشق &nbsp;جان گرفت و جاری زلال شد. اروند برای همیشه تاریخ &nbsp;به خود خواهد بالید كه گذرگاه عبور فرشته های مهربانی و معبر عروج آنان تا اوج آسمان شد &nbsp;ملائكه ای كه از اقیانوس منیّت و از دنیای مادی گذشتند و از اروند تا اوج آسمان پلی از نور ساختند تا روشنی بخش چشمان گمراه و نگاههای پر از تردید زمینیان باشند .آنان &nbsp;نه &nbsp;غواص آب های اروند بلكه مسافران مهتاب و سرنشیان كهكشان نور بودند هنوز رد پای نورانی آنان بر امواج خروشان اروند دیده می شود . هنوز نجوای یا محمد رسول الله (رمز عملیات كربلای 4) آنان سكوت مرموز شبهای&nbsp; اروند را می شكند آنان از خط الراس اروند گذشتند تا تراز انسانیت امروز ما باشند دژخیم پلید بر دستان نورانی آنان دست بند زد &nbsp;غافل از آنكه &nbsp;آنان ملائكه ای هستند كه قید و بند این دنیا هرگز نخواهد توانست قفسی در برابر پروازشان &nbsp;باشد. امروز ملّتی بزرگ ، تمام قد &nbsp;به احترام دستان بسته ی &nbsp;تو ، ایستاده و ادای احترام می كند طناب هایی كه بر دستان گره گشای &nbsp;تو گره خوردند نماد مظلومیت و نشان مقاومت &nbsp;تو در اعماق زمان خواهند بود آنان كه بر دستان تو گره بستند چه &nbsp;نادان و ناتوان بودند كه پرواز فرشتگانی كه برای پیشواز تو هبوط كرده بودند&nbsp; را در اوج آسمان ندیدند . آری باریكه ی اروند معبر عبور انسانیت و سكوی پرتاب ملائكه شد تا امروز در انتهای بهار طبیعت دستان بسته ی تو شمیم عطر رمضان را به مشام جان میهن&nbsp; به ارمغان آورد و روحمان از طراوت عطر تو سرمست شود هر چند عده ای قلیل ، دستان بسته ی تو را دستاویزی برای ریختن آب به آسیاب خود پنداشتند &nbsp;اما ملّّتی بزرگ به احترام دست های بسته تو، دست به سینه ایستاد و ادای احترام كرد &nbsp;سیل خروشان مردم و عرض ارادت و مودت آنان كه به پیشواز تو آمده بودند و دخیل از دستان بسته ی تو می خواستند شكوهی وصف ناشدنی رقم زد . روزگاری دستان مهربان&nbsp; تو امواج خروشان اروند را نوازش داد و باریكه ای به چشمه ی نور گشود و امروز دستان بسته ات &nbsp;دخیل پدران و مادرانی است كه چشم به راه آمدن فرزندان خوداز بهشت شهیدان &nbsp;بیقراری می كنند .&nbsp;&nbsp; دستان بسته ی تو ای شهید سرافراز دستان بسیاری را كه از جاده ی انسانیت و تعهد و وفاداری به آرمانهای انقلاب و شهیدان خارج شده و به بیراه رفته اند را خواهد بست&nbsp; آنانكه دانسته یا ندانسته با سوء استفاده های مالی و مادی خود آرمانهای والای شهیدان را نشانه گرفته اند دیر یا زود خواهند فهمید كه این دستان بسته در میان خیل مشتاقان ولایت&nbsp; معبری تا سرچشمه ی نور خواهد گشود و دیدگان بی بصیرت را كور خواهد كرد آری امروز دستان بسته ی تو تراز سنجش انسانیت ما خواهد بود &nbsp;حضورعطرآگین امروز شما پروانه های خونین ، معبری &nbsp;در امتداد بزرگراه دفاع مقدس است كه از باریكه ی اروند گذشت تا ما را به خاكریز آرمانهای والای شهیدان پیوند زند . &nbsp;تا زنده ایم &nbsp;در امتداد اعتقادات و باورهای الهی تو ای شهید سرافراز دخیل دست های بسته ات خواهیم ماند . پیكر معطر تو&nbsp; ترجمان واژه&nbsp; واژه ی عشق و ارادت به مولایمان ابا عبدالله الحسین (ع) است . سربلند و خوشحال &nbsp;باش در روزی كه بسیاری آدم های متظاهر دست بسته در پیشگاه الهی حاضر می شوند دستان باز توای شهید سرافراز شفاعت كننده ی دخیل بستگان &nbsp;به دست های بسته ات خواهند بود دیروز تو از باریكه ی عشق گذشتی و آسمانی شدی و امروز آمدنت بهار را همخانه ی چشم های اشك بار و به انتظار ایستاده ی پدران و مادرانی نمود كه یعقوب وار &nbsp;به&nbsp; وصال یوسف بینا شدند تا فردایی دیگر&nbsp;</span><span lang="FA">" </span><span lang="FA">.... بَل اَحیاءُ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقون </span><span lang="FA">"</span><span lang="FA"> &nbsp;<a name="_GoBack"></a>باش تا در &nbsp;پیشگاه پروردگار سبحان باز دخیل دستان بسته ات شویم .(محمّد نعمتی )<o:p></o:p></span></b></font></p> <p align="right" style="text-align: right; line-height: 12pt; background-image: initial; background-attachment: initial; background-size: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; background-position: initial; background-repeat: initial;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3"><b><span lang="FA" dir="RTL">کوه پرسید ز رود ،</span><o:p></o:p></b></font></p> <p align="right" style="text-align: right; line-height: 12pt; word-wrap: break-word; background-image: initial; background-attachment: initial; background-size: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; background-position: initial; background-repeat: initial;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3"><b><span lang="FA" dir="RTL">زیر این سقف کبود</span><o:p></o:p></b></font></p> <p align="right" style="text-align: right; line-height: 12pt; word-wrap: break-word; background-image: initial; background-attachment: initial; background-size: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; background-position: initial; background-repeat: initial;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3"><b><span lang="FA" dir="RTL">راز ماندن در چیست؟</span><o:p></o:p></b></font></p> <p align="right" style="text-align: right; line-height: 12pt; word-wrap: break-word; background-image: initial; background-attachment: initial; background-size: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; background-position: initial; background-repeat: initial;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3"><b><span lang="FA" dir="RTL">گفت: در رفتن من</span><o:p></o:p></b></font></p> <p align="right" style="text-align: right; line-height: 12pt; word-wrap: break-word; background-image: initial; background-attachment: initial; background-size: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; background-position: initial; background-repeat: initial;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3"><b><span lang="FA" dir="RTL">کوه پرسید: و من؟</span><o:p></o:p></b></font></p> <p align="right" style="text-align: right; line-height: 12pt; word-wrap: break-word; background-image: initial; background-attachment: initial; background-size: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; background-position: initial; background-repeat: initial;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3"><b><span lang="FA" dir="RTL">گفت: در ماندن تو</span><o:p></o:p></b></font></p> <p align="right" style="text-align: right; line-height: 12pt; word-wrap: break-word; background-image: initial; background-attachment: initial; background-size: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; background-position: initial; background-repeat: initial;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3"><b><span lang="FA" dir="RTL">بلبلی گفت: و من؟</span><o:p></o:p></b></font></p> <p align="right" style="text-align: right; line-height: 12pt; word-wrap: break-word; background-image: initial; background-attachment: initial; background-size: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; background-position: initial; background-repeat: initial;"><span lang="FA" dir="RTL"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3"><b>خنده ای کرد و گفت :<o:p></o:p></b></font></span></p> <p align="right" style="text-align: right; line-height: 12pt; background-image: initial; background-attachment: initial; background-size: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; background-position: initial; background-repeat: initial;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3"><b><span lang="FA" dir="RTL">در غزلخوانی تو</span><o:p></o:p></b></font></p> <p align="right" style="text-align: right; line-height: 12pt; word-wrap: break-word; background-image: initial; background-attachment: initial; background-size: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; background-position: initial; background-repeat: initial;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3"><b><span lang="FA" dir="RTL">من و تو، بلبل و کوه و رودیم</span><o:p></o:p></b></font></p> <p align="right" style="text-align: right; line-height: 12pt; word-wrap: break-word; background-image: initial; background-attachment: initial; background-size: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; background-position: initial; background-repeat: initial;"><font face="arial, helvetica, sans-serif"><b><span lang="FA" dir="RTL"><font size="3">راز ماندن جز، در خواندن من ، ماندن تو ، <font color="#ff0000">رفتن یاران سفر کرده ی مان نیست</font> ، بدان</font></span><font size="4"><o:p></o:p></font></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;tab-stops:116.8pt"><span lang="FA"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; ( &nbsp; نویسنده مطلب محمد نعمتی &nbsp; &nbsp;) &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp;</b></font><font face="B Zar"><o:p></o:p></font></span></p> text/html 2017-06-25T11:54:32+01:00 mohammad-namati.mihanblog.com محمد نعمتی کوچه ی بن بست http://mohammad-namati.mihanblog.com/post/207 <div><br></div><div style="text-align: center;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4" color="#ff0000"><b>کوچه ی بن بست "</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>من از دِه کوره ای بی نام ، تو با نام و نشان آیی</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>من از یک کوچه ی بُن بست،تو با تیر و کمان آیی؟</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>رَسیدم بر خَطِ آخر ، در آن راهی که بنمودی</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>من و چَشم و دلی خَسته ، تو اما ناگهان آیی ؟</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>نَمک بَر زخم پُر خونم زدی ، یک دَم نیاسودم</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>من و زخمی به دل تنها ، تو اما شادمان آیی ؟</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>کمانَت زخم کاری شد ، زده نیش بر دلِ ریشم</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>دِلم را پُر ز خون کردی ، به پیشم با کمان آیی ؟</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>تو ای زیباترین نَغمِه ، تَرَنُم ، ای بهار جاودانی</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>چرا چون پیش من آیی ، همیشه با خزان آیی ؟&nbsp;</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>"تو را من چشم در راهم " تَه آن کوچهِ بن بست</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>یقین دارم بر آن روزی که پیشم ناگهان آیی</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>گَرت روزی گُذر افتاد ، دِگر باره به سوی من&nbsp;</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>تو را خواهم که با خنده وَ قلبی مهربان آیی</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>&nbsp; &nbsp;(محمّد نعمتی/تیرماه ۹۶/هزارانی)</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>https://t.me/Mnamati</b></font></div> text/html 2017-06-22T05:44:09+01:00 mohammad-namati.mihanblog.com محمد نعمتی القدس لنا http://mohammad-namati.mihanblog.com/post/117 <div style="text-align: center;"><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><font color="#000099" size="6"><i>القدسُ لَنا</i></font></b></div><div style="text-align: center;"><b style="color: rgb(204, 0, 0); font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: large;">فردا صدای مظلومیت یک ملت از حنجره ی امت واحد اسلامی طنین انداز خواهد شد . &nbsp;</b><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: large;"><font color="#000099">روز جهانی قدس</font></b><b style="color: rgb(204, 0, 0); font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: large;">&nbsp; روز جوشش و حمایت همه ی مسلمانان و آزادی خواهان جهان &nbsp;از مردم مظلوم فلسطین و غزه خواهد بود .</b></div> text/html 2017-06-21T18:06:01+01:00 mohammad-namati.mihanblog.com محمد نعمتی مثلث برمودای جاده ای http://mohammad-namati.mihanblog.com/post/206 <div><br></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4" color="#cc0000"><b>"جاده ی پشت قلعه مثلث برمودای آبدانان "</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>وسیله ی نقلیه ، جاده و انسان سه مولفه ی حمل و نقل زمینی هستند . وقتی این سه مولفه در کنار هم قرار می گیرند می توانند باعث رفاه حال انسان و تسهیل در تردد و جابجایی و انجام سایر فعالیتهای روزمره و.... شوند . از طرفی از دیرباز تا به امروز در کنار هم قرار گرفتن این سه مولفه در فرآیند حمل و نقل ، حوادث ناگوار و جانکاهی را برای مردم رقم زده است . برای آنکه به عمق این فاجعه یعنی مرگ و میر در اثر حوادث رانندگی پی ببریم کافی است نگاهی به آمارهای کشته شدگان حوادث رانندگی در سالهای قبل داشته باشیم . آماری که در برخی سالها از مرز ۲۵/۰۰۰نفر هم گذشت یعنی در سی سال گذشته شاید بالغ بر ۷۰۰/۰۰۰ کشته ی جاده ای داشته ایم . این تنها مرگ و میرهای ناشی از تصادفات جاده ای است . آمار زخمی ها ، مجروحان و معلولان حوادث رانندگی بسیار بیشتر از این اعداد و ارقام است . راه دور نرویم اگر سری به قبرستانهای شهرستان آبدانان بزنیم براحتی می توانیم به آمار قربانیان جاده ، ماشین و انسان دست یابیم .</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>کارشناسان در وقوع حوادث رانندگی تاثیر هر سه عامل جاده ، ماشین و انسان را اگر چه یکسان نمی دانند ولی هر سه عامل را با درصدهای کم و زیاد از هم ، در وقوع حوادث رانندگی دخیل می دانند .&nbsp;</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>شهرستان آبدانان با داشتن جاده ها و پیچ های خطرناک سهم زیادی از حوادث جاده ای استان را به خود اختصاص داده است و در این میان ، جاده و پیچ های مسیر معروف به پشت قلعه که راه اصلی دسترسی روستاهای شرق شهرستان به بخش مرکزی و شهر آبدانان به شهرستان دهلران و استان خوزستان است کارکردی شبیه " مثلث برمودا " پیدا کرده است . در این مسیر گاهی در یک روز چند اتفاق و گاهی در هفته یا ماه اتفاق های ناگواری رخ می دهد که هر سه عامل ماشین ، جاده و انسان در بروز آنها نقش دارند . بنابراین برای کاهش آمار تصادفات و در نتیجه کاهش مرگ و میر و مجروحان جاده ای باید هر سه مولفه ای که نام برده شده اند و در فرآیند حمل و نقل جاده ای در کنار هم هستند نسبت به رعایت حداقل استانداردهای لازم اهتمام جدی داشته باشند .&nbsp;</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>۱) جاده :&nbsp;</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>جاده در حمل و نقل زمینی دارای تعریف ، استاندارد و شاخص هایی است . در کشور ما طراحی ، ساخت و ساز ، نظارت و بهره برداری از آن عموماً توسط دولت و با بودجه های عمرانی دولتی انجام می گیرد . جاده ی استاندارد &nbsp;باید دارای طراحی و مشخصات فنی مناسب ، زیر سازی ، روسازی ، شیب عرضی و شانه ی راه مناسب ، پیچ های استاندارد ، سرعت گیر، علائم &nbsp;راهنمایی و رانندگی کافی و..... باشد تا نقش آن در وقوع حوادث رانندگی کاهش یابد .&nbsp;</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>۲) ماشین :&nbsp;</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>ماشین یا خودرویی که هر کدام از من و شما سوار آن شده و با آن تردد می کنیم باید از استانداردهای لازم و فنی برخوردار باشد . بدنه ی محکم ، سیستم تعلیق استاندارد ، قدرت موتوری مناسب ، سیستم ترمز استاندارد ، داشتن قدرت تعادل کافی در پیچ ها ، سربالایی ها و سرازیری ها ، ایربگ و کیسه ی هوای راننده و سرنشین و..... از حداقل های لازم برای یک خودروی فنی مناسب است .</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>۳) انسان :</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>انسان همیشه می تواند یک پای خوشی ها یا ناخوشی ها باشد . انسان این موجود زنده ی صاحب عقل و ادراک می تواند با تصمیمی درست یا نادرست حادثه ای تلخ یا شیرین را رقم زند . در بیشتر حوادث رانندگی خطای انسانی جزئی جدایی ناپذیر از علل حادثه بوده است . خواب آلودگی ، استفاده از تلفن همراه ، سرعت و سبقت غیر مجاز ، حرکات نمایشی ، کورس گذاشتن با ماشین های دیگر ، جر و بحث با سرنشینان ، عصبانیت و.... می توانند از علل مهم خطای انسانی در وقوع حوادث رانندگی باشند .&nbsp;</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>با این تفاسیر تا زمانی که این سه عامل به سطح قابل قبولی از استانداردهای لازم نرسند باید منتظر وقوع حوادث تلخ جاده ای بود . در برمودای جاده ی پشت قلعه آبدانان سه عامل خطای جاده ای ، ماشین و انسان سه ضلع این &nbsp;مثلث شوم هستند . در سالهای اخیر شاهد جان باختن بسیاری از همشهریان عزیزمان در این مسیر و سایر نقاط حادثه خیز جاده ای همچون مسیر موازی با باند فرودگاه هزارانی و... بوده ایم . مسئولان شهرستان و استان باید تدابیر مناسبی برای اصلاح نقاط حادثه خیز بیندیشند به عنوان مثال در مسیر پشت قلعه تعریض جاده ، &nbsp;نصب گارد ریل در مسیرهایی که احتمال سقوط ماشین از کنار جاده وجود دارد یا دو بانده کردن جاده و جداسازی لاین های رفت و برگشت می تواند باعث کاهش حوادث ناگوار شود . در مسیر شهرک هزارانی ایجاد بلوار و جداکننده های مسیر ، ساخت پل عابر پیاده و &nbsp;تعریض پل های جاده ای می تواند راهکار مناسبی باشد البته کارشناسان و اهل فن در این زمینه صاحب نظرند و می توانند نیازمندیهای هر مسیری برای بهبود تردد را تشخیص دهند . اما آنچه که نباید از نظر دور بماند خطای انسانی است. &nbsp;</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>ما آدم ها وقتی پشت فرمان ماشین قرار می گیریم یادمان باشد روی حداکثر ۳۲ درجه باد هوا (باد لاستیک خودرو ) قرار داریم خیلی دچار غرور نشویم &nbsp;. یادمان باشد همیشه احتیاط را سرلوحه ی رانندگی خود کنیم . چرا که ممکن است مجموع خطاهای انسانی و علل جاده ای و نواقص خودرو دست به دست هم دهند و ما را در مثلث برمودا، گرفتار طوفان حوادث نمایند . آنچه در این نوشته به دنبال آن بودم هشدار و بیدار باشی به خودمان است که به یاد داشته باشیم نه جاده های ما استاندارد هستند و نه ماشین هایی که سوار می شویم پس حداقل ما خودمان به شکل استاندارد رانندگی کنیم تا بتوانیم بر علل جاده ای و نواقص فنی ماشین پیروز شویم و در گرداب مثلث برمودای جاده ای غرق نشویم .</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;(محمّد نعمتی - هزارانی &nbsp;)</b></font></div> text/html 2017-06-05T19:47:33+01:00 mohammad-namati.mihanblog.com محمد نعمتی بیداد http://mohammad-namati.mihanblog.com/post/204 <div><br></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>از این دنیای افسونگر که بیداد است سراسر ، داد</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>از این چرخ فلک،که می چرخد شب و روز نابرابر ، داد</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>یکی در جیب شلوارش شِپش ها می زنند پُشتَک&nbsp;</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>یکی ابریشمِ پیله ، یکی وَصله به پیراهن سراسر ، داد</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>یکی آهو خُورد ، آن یک به نان خشک هم راضیست</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>یکی در کاخ می خوابد ، یکی هم خاک بر سَر ، داد&nbsp;</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>&nbsp;</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>یکی از پُر خوری درد شکم دارد ، یکی از فقر می نالد</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>یکی هم خِشت بر بالین ، یکی هم تاج بر سَر ، داد&nbsp;</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>یکی بر " بِنز " میلیونی سوار و آن یکی بر "قاطری باری "</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>به روی جاده می بینی ، &nbsp; "بِنز و قاطر" نابرابر ، داد</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>یکی کارت و حساب بانکی و شارژ موبایلش پُر</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>یکی هم باطری قلبش،دِشارژ &nbsp;ازغصه وغم ها سراسر ، داد</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>از این بیدادِ آدم ها ، از این فَخر و فلاکت ها&nbsp;</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>از این حِرص و از این جیب گشادِ نابرابر ، داد</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>(محمّد نعمتی - هزارانی ۱۳۹۶/۳/۱۵)</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>https://t.me/Mnamati</b></font></div> text/html 2017-06-03T10:50:34+01:00 mohammad-namati.mihanblog.com محمد نعمتی محرم راز http://mohammad-namati.mihanblog.com/post/185 <div style="text-align: center;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4" color="#ff0000"><b>محرم راز&nbsp;</b></font></div><div style="text-align: center;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4" color="#ff0000"><b>غزلی از حضرت امام خمینی (ره)</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>در غــــم هجر رخ مـــاه تو، در سوز و گدازیم &nbsp; &nbsp;&nbsp;</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>تا به كى زین غم جانكـاه بسوزیم و بسازیم؟</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>شب هجــــــــــران تو آخر نشود، رخ ننمایى &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>در همــــه دهــــر تــو در نازى و ما گرد نیازیم</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>آید آن روز كه در بــــــــاز كنى، پرده‏گشایى؟ &nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp;</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>تا به خـــــاك قدمت جـان و سر خویش ببازیم</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>به اشارت، اگرم وعــــــده دیــــــــدار دهد یار &nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp;</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>تا پس از مـــرگ به وجد آمده در ساز و نوازیم</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>گر به اندیشه بیاید كه پناهى است به كویت &nbsp; &nbsp; &nbsp;</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>نـــه ســـوى بتكده رو &nbsp;كرده، نه راهى حجازیم</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>ساقى از آن خُمِ پنهان كه ز بیگانه نهان است &nbsp; &nbsp;</b></font></div><div><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;">&nbsp;</b><b><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">بـــــاده در ســـاغـــــر ما ریز كه ما محرم رازیم</font></b></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div style="text-align: center;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4" color="#3333ff"><b>سالروز رحلت جانسوز بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) تسلیت و تعزیت باد .</b></font></div> text/html 2017-05-26T23:37:48+01:00 mohammad-namati.mihanblog.com محمد نعمتی دعای روزهای ماه مبارک رمضان http://mohammad-namati.mihanblog.com/post/186 <div style="text-align: center;"><b><font size="5"><font face="arial, helvetica, sans-serif" color="#cc0000">دعای </font><font face="arial, helvetica, sans-serif" color="#000099">روز بیست و یکم &nbsp;</font><font face="arial, helvetica, sans-serif" color="#cc0000">ماه مبارک رمضان</font></font></b><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;">&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp;</b></div><div style="text-align: center;"><div style="text-align: justify;"><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="5"><b><div><div>شهادت مولای متقیان حضرت علی علیه السلام تسلیت باد .</div></div></b></font></div><div><div><br></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif"><span style="font-size: 23.6892px;">&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;</span></font><b><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="5">بسم الله الرحمن الرحیم&nbsp;</font></b></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="5"><b><br></b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="5"><b>اللهمّ اجْعَلْ لی فیهِ الى مَرْضاتِکَ دلیلاً ولا تَجْعَل للشّیْطان فیهِ علیّ سَبیلاً واجْعَلِ الجَنّةِ لی منْزِلاً ومَقیلاً یا قاضی حَوائِجَ الطّالِبین.&nbsp;</b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="5"><b><br></b></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="5"><b>خدایا قرار بده برایم در آن به سوى خوشنودیهایت راهنمایى و قرار مده شیطان را در آن بر من راهى وقرار بده بهشت را برایم منزل وآسایـشگاه اى برآورنده حاجتهاى جویندگان.</b></font></div><div><b><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="5">https://t.me/Mnamati&nbsp;&nbsp;&nbsp;</font></b></div></div></div></div> text/html 2017-05-20T10:08:05+01:00 mohammad-namati.mihanblog.com محمد نعمتی رئیس جمهور منتخب http://mohammad-namati.mihanblog.com/post/203 <div><br></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>- به نام خداوند بخشنده مهربان -</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>انتخابات با تمام تلخی ها و شیرینی هایش پایان یافت و اکثریت مردم در ۲۹ اردیبهشت ماه به تداوم و استمرار دولت یازدهم رای مثبت دادند . پذیرش نتیجه ی انتخابات از اصول و قواعد دموکراسی و مردم سالاری دینی است که ملت ما به خوبی آنرا می دانند و عمل می کنند . دکتر حسن روحانی برای چهار سال دیگر با رای قاطع مردم &nbsp;ریاست جمهور کشور بزرگ و متمدن ایران خواهد بود &nbsp;و همه ی مردم ایران زمین باید در کنار هم برای موفقیت و سربلندی دولت دوازدهم و ریاست جمهور منتخب تلاش و مساعدت نمایند . حضور حماسی مردم در ۲۹ اردیبهشت برگ زرینی از افتخارات این ملت بزرگ خواهد بود که در تاریخ پر فراز و نشیب این کشور ماندگار شد . همه با هم برای تعالی و سربلندی دولت دوازدهم تلاش نماییم تا ایران و ایرانی همیشه سربلند و مفتخر بماند .</b></font></div> text/html 2017-04-28T21:20:55+01:00 mohammad-namati.mihanblog.com محمد نعمتی سپاس معلّم http://mohammad-namati.mihanblog.com/post/99 <div><font color="#330033"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" color="#cc0000" size="5"><b>سپاس معلّم&nbsp;</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><font color="#330033">روزگاری در حصار کودکی محبوس بودیم و جهان را با چشمانی کودکانه به تماشا می نشستیم ، خانه ی ما آغوش گرم مادر بود و خوراکمان شیره ی جان او، تمام &nbsp;سرزمینمان گاهواره ای بود که با دستانی مهربان آرام آرام می چرخید ، آسمان این سرزمین توری نازکی بود که از فراسوی آن دو فرشته ی زیبا ما را نظاره گر بودند یکی مادر بود و آن دیگر پدر ، هر دو آموزگار جسم و جانمان بودند ، آرام آرام بزرگ شدیم ، در یکی از روزهای زیبا و برگ ریزان پاییز به خانه ی دوّم قدم نهادیم ، روی نیمکتهایی نشستیم که بوی مهربانی می داد ،</font><span style="color: rgb(51, 0, 51); text-align: justify;">&nbsp;فرشته ای دیگر از راه رسید و بر خط زمینه ی </span><span style="color: rgb(51, 0, 51); text-align: justify;">&nbsp;</span><span style="text-align: justify;"><font color="#330033">تخته ی سبز کلاس با گچی سفید و خطی زیبا نوشت به نام خدا ، </font><font color="#cc0000">دانا ادب دارد</font><font color="#330033"> . &nbsp;هنوز هم تصویراین تابلوی زیبا و ماندگار و بوی تازگی کتابهای درس مشام جانمان را نوازش می دهد او معلّم بود آموزگار دانائی ، ادب و خردمندی &nbsp;.&nbsp;</font></span></b></font><b style="color: rgb(51, 0, 51); font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: large;">12 اردیبهشت روز معلّم را نخست به همه ی معلّمان خودم از آغاز تا پایان و سپس به همکاران فرهنگی و تمام کسانی که &nbsp;آموزگار بشریت هستند تبریک می گویم همیشه معلّم باشید و آموزگار بمانید &nbsp;.</b><b style="color: rgb(51, 0, 51); font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><font size="3">(محمد نعمتی )</font></b></div> text/html 2017-04-25T07:37:36+01:00 mohammad-namati.mihanblog.com محمد نعمتی گل سرخ http://mohammad-namati.mihanblog.com/post/202 <font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>" سرِ هر کوچه گُلی خواهم کاشت "<br> گلی از جنس بهار<br> گل سرخ <br> لاله ی قرمز <br> چَمن سبز خواهم کاشت<br> اَبر را<br> فواره ی جاوید زمین خواهم کرد <br> باغچه را آب خواهم داد<br> باد را خواهم گفت <br> بیا تا که شوی<br> بوی خوش زُلف نِگار <br> قاصدک را&nbsp; بِبَری<br> از دلِ آن کوچه ی یار<br> رازِ گل شبدر <br> گل یاس<br> گل شب بویِ خوش فصل بهار<br> به قناری خواهم گفت<br> خواهم گفت :<br> بخوان <br> بخوان آواز خوش رقص نگار<br> باد پرسید ز من چیست ؟<br> راز خوشبویی هر کوچه ی شهر ؟<br> گفتم ای باد ببین<br> سر هر کوچه گلی ست<br> گلی با یاد شهید <br> <br> ( محمّد نعمتی - اردیبهشت ۹۶ )<br></b></font> <br> text/html 2017-04-02T18:05:14+01:00 mohammad-namati.mihanblog.com محمد نعمتی خدا کنه بارون بباره .... http://mohammad-namati.mihanblog.com/post/200 <div><br></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4" color="#006600">خدا کنه بارون بباره ....</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4" color="#006600"><br></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4" color="#006600">سیزده نوروز ۹۶ هم بدر شد .</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4" color="#006600">شاید میلیونها لیتر نوشابه ی گازدار</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4" color="#006600">ده ها هزار تُن گوشت قرمز و مرغِ هورمونی&nbsp;</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4" color="#006600">ده ها تُن زغال چوب ، نفت و چوب کبریت&nbsp;</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4" color="#006600">میلیونها نخ سیگار</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4" color="#006600">ده ها میلیون لیتر بنزین و گازوئیل&nbsp;</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4" color="#006600">کمی ماهی تازه&nbsp;</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4" color="#006600">و اندکی سبزی و میوه</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4" color="#006600">و</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4" color="#006600">&nbsp;خَروارها خاکستر و خاک سوخته</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4" color="#006600">گوشه ای از صورتحساب مالی ملّت فهیم ایران بود که امروز سر از میلیاردها تومان در آورد . اغراق نیست اگر امروز را پر مصرف ترین روز جامعه ی ایرانی در سراسر دنیا بنامیم . اما به هر حال تفریح هم جزئی از فرهنگ ملت متمدن ایران است انشالله که خوش گذشته باشد فقط خدا کنه که بارون بباره تا رَدِ پای به جا مانده ی ملّت عزیز ، فهیم و مصرف گرای ایران زمین از طبیعت برجای نماند .</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4" color="#006600">خدا کنه بارون بباره ....</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4" color="#006600">&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; (محمّد نعمتی )</font></div> text/html 2017-03-31T17:50:08+01:00 mohammad-namati.mihanblog.com محمد نعمتی طبیعت را پاس بداریم . http://mohammad-namati.mihanblog.com/post/198 <div><br></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="5" color="#ff0000"><b>سلام&nbsp;</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="5" color="#ff0000"><b>اگر اهل سیزده بدر رفتن و تفریح در دامن طبیعت هستیم یادمان باشد ما میهمان طبیعت هستیم ، هیچ میهمانی منزلگاه میزبان خود را آلوده نمی کند پس زباله های خود را در طبیعت رها نکنیم . آنها را جمع کرده و از روشهای علمی برای معدوم کردن آنها استفاده کنیم .&nbsp;</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="5" color="#ff0000"><b>(طبیعت را پاس بداریم . )</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="5" color="#ff0000"><b>محمد نعمتی&nbsp;</b></font></div> text/html 2017-03-19T01:59:00+01:00 mohammad-namati.mihanblog.com محمد نعمتی بهترین هدیه! http://mohammad-namati.mihanblog.com/post/95 <div style="text-align: center;"><span style="line-height: 30px; text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif"><b><font size="5" color="#000099">&nbsp;</font><font size="4"><font color="#000099">مادر</font><font color="#ff0000">، فرشته ای آسمانی است که خداوند به هر انسانی در روی زمین یکی از آنها را هدیه داده است.</font></font></b></font></span></div><div><p class="MsoNormal" dir="RTL"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3"><b><span lang="FA">اگر افلاطن و سقراط بوده اند بزرگ</span><span dir="LTR"><br> </span><span lang="FA">بزرگ بوده پرستار خُردی ایشان</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>.<br> </span><span lang="FA">به گاهواره مادر بسی خفت</span><span dir="LTR"><br> </span><span lang="FA">سپس به مکتب حکمت ، حکیم شد لقمان</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>.<br> </span><span lang="FA">در آن سرایی که زن نیست،انس و شفقت نیست</span><span dir="LTR"><br> </span><span lang="FA">در آن وجود که</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>&nbsp;</span><span lang="FA">دل مرد،مرده است روان</span><span dir="LTR"><br> </span><span lang="FA">به هیچ مبحث و دیپاچه ای قضا ننوشت</span><span dir="LTR"><br> </span><span lang="FA">برای مرد کمال و برای زن نقصان</span><span dir="LTR"><br> </span><span lang="FA">زن از نخست بوده رکن خانه هستی</span><span dir="LTR"><br> </span><span lang="FA">که ساخت خانه بی پای بست و بی بنیان &nbsp; &nbsp; (پروین اعتصامی)</span></b></font></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3"><b><span lang="FA">سالروز ولادت حضرت فاطمه (س) روز زن و روز مادر مبارک باد.</span></b></font></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3"><b>روزها تنها بهانه ای است &nbsp;برای آنکه محبتمان را نشان دهیم .</b></font></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right;"><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><font size="3">هرگز برای آنکه عشقمان را به مادر و همسرمان ابراز کنیم خجالت نکشیم.</font></b></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right;"><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><font size="3">روز زن و روز مادر فرصتی گرانبهاست تا مردانه و در کمال &nbsp;تواضع به همسر و مادرمان &nbsp;بگوییم دوستت داریم.&nbsp;</font></b></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right;"><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><font size="3">روز مادر فرصتی است تا اگر سایه اش مستدام است بر دستان پر مهرش &nbsp;بوسه زنیم و اگر جاودانه شده بر مزارش شمعی بیفروزیم .</font></b></p></div> text/html 2017-03-15T08:49:57+01:00 mohammad-namati.mihanblog.com محمد نعمتی دورِ گردون ! http://mohammad-namati.mihanblog.com/post/88 <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: center; margin-bottom: 0.0001pt;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="5" color="#ff0000"><b>دورِ گردون !</b></font></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: center; margin-bottom: 0.0001pt;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="5" color="#000099"><b>نوروز رستاخیز طبیعت و آغازگاه رویش و زایش باغ و بستان و تكانشی در خانه ی تن و جان مبارك باد .</b></font></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: center; margin-bottom: 0.0001pt;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="5" color="#ff0000"><b>خدا كند كه برآید به یك كرشمه دو كار &nbsp;</b></font></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: center; margin-bottom: 0.0001pt;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="5" color="#ff0000"><b>&nbsp;&nbsp; &nbsp; یكی رسیدن سال نو و دیگر ظهور نگار&nbsp;</b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify; margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="4"><span lang="FA"><font face="arial, helvetica, sans-serif"><b>روزهایمان گذشت &nbsp;، &nbsp;لحظه هایمان سپری &nbsp;شد و عمرمان کوتاه ، یک سوم در خواب بودیم &nbsp;و دو سومش بیدار ، گاهی هوشیار و گاهی سرکار ! ، چه یادها که خاطره شد و چه خاطره ها&nbsp; که از یاد رفت ، بعضی ها را دل شکستیم &nbsp;، برخی ها را خوب شکستیم&nbsp; و بعضی ها را از یاد بردیم ، دلهایی را شاد کردیم و شادی هایی را غصه &nbsp;، خیلی ها آمدند ، برخی ها &nbsp;رفتند &nbsp;&nbsp;، چشمهای زیادی از شوق گریست و اشک هایی از فراق ریخت . برخی را به خانه ی بخت فرستادیم و بعضی ها را تا سرای ابدیت &nbsp;، خیلی ها رفتند &nbsp;ولی &nbsp;دوست داشتیم بمانند و خیلی ها ماندند که &nbsp;آرزو یمان بود بروند &nbsp;. خیلی ها تنها &nbsp;، برخی بیمار و بعضی ناتوان &nbsp;، گاهی زندگی بر وفق مرادمان بود و گاهی بر خلاف آرزوهایمان ، عقربه های&nbsp; ساعت برای برخی ایستادند و برای عده ای دور تند &nbsp;زدند ، عده ای خطبه ی ازدواج خواندند برخی صیغه ی &nbsp;طلاق</b></font></span><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;">&nbsp; ، بعضی ها شکستند ، خیلی ها پیروز، &nbsp;بعضی ها جوان شدند برخی ناتوان،</b><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;">&nbsp;، گاهی بی دعوت رفتیم و گاهی با التماس هم نرفتیم ، عده ای پدر شدند برخی مادر و دیگرانی یتیم ، گاهی خنده &nbsp;گاهی گریه ، گاهی &nbsp;لبخند &nbsp;،گاهی اخم ، گاهی دعا ، گاهی نفرین ، گاهی غرور، گاهی عصبانی و گهگاهی مهربان ، گاهی بخشنده ، گاهی خسیس ..... &nbsp;آنچه باقی ماند &nbsp;ما هستیم و خاطره هایمان و خوبی ها و بدی هایی که از ما &nbsp;یادگارند ، برخی در همین نزدیکی ها منتظر سلام وتقدیم مهربانی ما هستند برخی چشم به آسمان دارند و سخاوت ابرهایش و برخی در انتظار جوانه زدن &nbsp;گل های گندم و امروز در آخرین پنجشنبه ی سال بر مزار آنانکه پر از هیاهو بودند ولی با خود هیچ نبردند و آرام گرفتند ، حاضر شدیم و ادای احترام کردیم . در این پایانی روزهای سال قبل و آغازین دقایق سال جدید آرزو دارم هر چه آرزو داشتید و در سال قبل باری به هر جهت برآورده نشد در سال نو محقق شود شادی هایتان افزون و روزهایتان ماندگار و سرانجام بر ما ببخشایند آنانکه رنجیده خاطر شدند عیدتان مبارک و نوروزتان پاینده اگر ته مانده ی عمری به دنیا داشتیم و توفیق همراهیتان نصیب ، شاید در سال جدید نیز ، هم کلامتان ماندیم . دعوت می نمایم تا هم آوا شویم &nbsp;لحظات سالهایی که در حال پیوند خوردن هستند(یا مقلب القلوب و الابصار یا &nbsp;یا مدبر الیل و النهار ِیا محول الحول و الاحوال حول حالنا الا احسن الحال ) و حرف آخر غزل حافظ شیرین سخن است که تقدیم می شود &nbsp; به &nbsp;جمله دوستانی که کمی تا قسمتی، &nbsp;نگاهی امیدوارانه به زندگی ندارند :&nbsp;</b></font></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify; margin-bottom: 0.0001pt;"><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><font size="4">یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور</font></b></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify; margin-bottom: 0.0001pt;"><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><font size="4">کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور</font></b></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify; margin-bottom: 0.0001pt;"><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><font size="4">ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن</font></b></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify; margin-bottom: 0.0001pt;"><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><font size="4">وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور</font></b></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify; margin-bottom: 0.0001pt;"><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><font size="4">گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن</font></b></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify; margin-bottom: 0.0001pt;"><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><font size="4">چتر گل در سرکشی ای مرغ خوشخوان غم مخور</font></b></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify; margin-bottom: 0.0001pt;"><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><font size="4">دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت</font></b></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify; margin-bottom: 0.0001pt;"><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><font size="4">دائماً یکسان نباشد حال دوران غم مخور</font></b></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify; margin-bottom: 0.0001pt;"><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><font color="#ff6666" size="4">هان مشو نومید چون واقف نه ای از سر غیب</font></b></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify; margin-bottom: 0.0001pt;"><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><font size="4"><font color="#ff6666">باشد اندر پرده بازی های پنهان غم مخو</font><font color="#ff0000">ر</font></font></b></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify; margin-bottom: 0.0001pt;"><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><font size="4">ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند</font></b></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify; margin-bottom: 0.0001pt;"><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><font size="4">چون تو را نوح است کشتیبان زطوفان غم مخور</font></b></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify; margin-bottom: 0.0001pt;"><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><font size="4">در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم</font></b></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify; margin-bottom: 0.0001pt;"><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><font size="4">سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور</font></b></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify; margin-bottom: 0.0001pt;"><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><font size="4">گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید</font></b></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify; margin-bottom: 0.0001pt;"><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><font size="4">هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور</font></b></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify; margin-bottom: 0.0001pt;"><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><font size="4">حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب</font></b></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify; margin-bottom: 0.0001pt;"><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><font size="4">جمله می داند خدای حال گردان ، غم مخور</font></b></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify; margin-bottom: 0.0001pt;"><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><font size="4">حافظا در کنج فقر و خلوت شب های تار</font></b></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify; margin-bottom: 0.0001pt;"><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><font size="4">تا بود &nbsp;وردت دعا و درس قرآن غم مخور</font></b></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: center; margin-bottom: 0.0001pt;"><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"><font color="#cc0000">همراهان عزیز نوروزتان پیروز و عیدتان مبارک</font></b></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right; margin-bottom: 0.0001pt;"><b style="text-align: left; font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; (محمد نعمتی – اسفند ۹۵ )</b></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: center; margin-bottom: 0.0001pt;"><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"><br><br></b></p> text/html 2017-03-07T07:48:55+01:00 mohammad-namati.mihanblog.com محمد نعمتی چشمان منتظر ! http://mohammad-namati.mihanblog.com/post/143 <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: center;"><span lang="FA"><font face="arial, helvetica, sans-serif"><font size="5" color="#ff0000"><b>چشمان منتظر</b></font><font size="3" style="font-weight: bold;"><o:p></o:p></font></font></span></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: center;"><span lang="FA"><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; text-align: justify;"><font color="#6666cc"><font size="3">&nbsp;&nbsp;</font><font size="5">جشن نیکوکاری را فراموش نکنیم</font></font></b></span></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><span lang="FA">زمستان با همه ی رخوت و سردی اش &nbsp;&nbsp;رو به پایان است و بهار با طراوت و زیبائی نوید آمدن دارد . چشمان منتظر ما ، به آمدن بهار و سرسبزی و خرمی طبیعت لحظه شماری می کنند . مادران ، خانه ها را آب و جاروب می کنند . قالی ها روی دستان اهل خانه تکانده می شود تا گرد و غبار روزهای تلخ وشیرینی که گذشت از خانه دور شود . گنجشک ها آواز بهاری می سرایند و سبزه ها ی جوانه زده نوید زندگی &nbsp;می دهند . خریدهای نوروزی آغاز ،&nbsp; خیابانها مملو از جمعیت و هر چه به آستانه ی نوروز نزدیک تر می شویم بازارچه ها شلوغ تر و شلوغ تر می شوند . خبر آمدن بهار ، نوید روزهای خوشی می دهد که همه اهل خانه باز گرد هم جمع می شوند و به یاد روزهای گذشته ایام نوروز را عید می گیرند و با هم شادیها &nbsp;را تقسیم می کنند . دید و بازدیدها پر رنگ تر می شودو نقطه ی اوج این مهربانی &nbsp;پنجشنبه ی آخر سال است که &nbsp;در ایستگاه مسافران ابدیت توقفی کوتاه داریم &nbsp;تا آنها را هم از آمدن بهار و آغاز مهربانی ها بی نصیب نکنیم &nbsp;اما آنقدر در این شلوغ بازار پر هیاهو ، غرق در پیشواز بهار می شویم که از یاد می بریم &nbsp;&nbsp;چشمهای دیگری در همین نزدیکی ها منتظر لبخند ما لحظه شماری می کنند چشم هایی که که زمانی بهاری بودند اما دست تقدیر بهار را از خانه ی آنها گرفت و خزان پاییز و برگ ریزان &nbsp;، &nbsp;ارمغانی بهتر از دلتنگی عزیزانشان به آنها هدیه نداد . کودکان یتیم را می گویم که سایه مهربان پدر یا مادر را از دست داده اند و باید باقی عمر را به انتظار نگاهی مهربان سپری نمایند . در این هیاهوی زمستان و بهار چند نفر از ما به یاد ایتام و نیازمندان افتادیم &nbsp;چقدر مهربانی هایمان را با آنها تقسیم کردیم ، غم ها و غصه های &nbsp;آنها را چگونه سهیم شدیم ؟ امروز دستان سخاوتنمد شما خوبان می تواند لبخندی بر لبان پر غصه ی کسانی بنشاند که زمانی مانند من و شما بهاری داشتند و باغبانی که مهربانی را به آنان هدیه می داد .امروز من و شما می توانیم نگاه خسته ولی معصومانه ی کودکان یتیم را به زندگی امیدوار تر کنیم .امروز&nbsp; را دریابیم و در جاده ی انسانیت &nbsp;و بر مدار مهربانی حرکت کنیم در این جاده مسافران زیادی چشم به راه آمدن ما لحظه شماری می کنند </span><span lang="FA">در این جاده ی بی پایان هر کجا نگاهی معصومانه و محتاج دیدیم توقف کنیم و با مهربانی دستان سخاوتمند خویش را به یاری همنوعان خود دراز کنیم&nbsp;<font color="#ff0000">کودکان یتیم فرصتی برای نشان دادن تراز انسانیت من و شما هستند. آنها محتاج نیستند من و شما محتاج هستیم تا به برکت وجود آنان عیار پاکی و معرفت و دانائی خود را بسنجیم .چشم های منتظر در همین نزدیکی ها ما را می بینند ولی ای کاش ما هم سعادت&nbsp; دیدن آنها را پیدا کنیم .</font><o:p></o:p></span></b></font></p><p class="MsoNormal" align="center" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt; text-align: center;"><span lang="FA"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>بر قطره‌ی سرشک یتیمان نظاره کن &nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp;</b></font></span></p><p class="MsoNormal" align="center" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt; text-align: center;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست</b></font></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify;"><span lang="FA"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>برای دیدن چشم های منتظر نیازی به پرسیدن نیست ، نیاز به صدا کردن&nbsp;&nbsp;نیست&nbsp; فقط دستانی سخاوتمند می خواهد&nbsp; تا مهربانی ها را تقسیم کند .<o:p></o:p></b></font></span></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify;"><span lang="FA"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>شاید اغراق نباشد اگر بگوییم در میان شاعران همه ی اعصار کسی عیار انسانیت را به این زیبائی نسروده است :<o:p></o:p></b></font></span></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify;"><span lang="FA"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>بنی آدم اعضای یکدیگرند<o:p></o:p></b></font></span></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify;"><span lang="FA"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>که در آفرینش ز یک گوهرند<o:p></o:p></b></font></span></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify;"><span lang="FA"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>چو عضوی بدرد آورد روزگار<o:p></o:p></b></font></span></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify;"><span lang="FA"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>دگر عضوها را نماند قرار<o:p></o:p></b></font></span></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify;"><span lang="FA"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>تو کز محنت دیگران بی غمی<o:p></o:p></b></font></span></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify;"><span lang="FA"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>نشاید که نامت نهند آدمی<o:p></o:p></b></font></span></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify;"><span lang="FA"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;(محمد نعمتی &nbsp;اسفندماه ۱۳۹۵)</b></font></span></p> text/html 2017-02-24T11:51:36+01:00 mohammad-namati.mihanblog.com محمد نعمتی هدیه ی آدم نما http://mohammad-namati.mihanblog.com/post/197 - هدیه ی آدم نما -<br> <font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><br><b> در سراشیبی این کوه ِ بلند <br> تک درختی پیر از جنس بَلوط <br> رو به خانه ی ما<br> ایستاده بر سینه ی کوه <br> <br> در نبرد صخره و سنگ <br> رَدِ پای یک دانه بلوط <br> از سراشیبی کوه پیداست<br> <br> می وَزد باد <br> می خورد تاب <br> آن بذر بلوط<br> خاک بر سر می شود اِنگار <br> می رود زیر سُمِ بزغاله ای <br> <br> اَبرهای تیره از آنسوی کوه <br> می زنند شیپور باران<br> باز باران می شود <br> در سراشیبی کوه <br> آب باران می شود جاری <br> ناگهان نَم می کشد <br> خیس&nbsp; باران می شود بذرِ بَلوط<br> <br> تک درختِ پیر می بیند <br> که آن بذر بلوط <br> می شکافد از سَرِ خود خاک <br> می فشاند ریشه های نازکش از زیر خاک <br> باد و باران و سُمِ بزغاله ها<br> می دهند جانی درونِ دانه ها<br> <br> برگِ آن بذرِ بلوط <br> از سراشیبی کوه <br> بالا می رود <br> ریشه اما <br> چَنگ بر سینه ی کوه<br> &nbsp;هر روز پایین می رود <br> <br> آفتاب <br> از بلندای آن کوه بلند <br> می شود پیدا<br> می رود آن دور<br> &nbsp;می دَوَد هر روز<br> <br> روزها می گذرد <br> دانه های سخت بلوط <br> هر کدام نهالی می شوند <br> تک درخت پیر می بیند <br> به جای بزغاله ها<br> یک شَبَه از دور می آید <br> <br> شَبَه بر دست خود یک تبر دارد<br> &nbsp;به لبهای زُمُختَش آتشی بدتر <br> ز تیغِ تیزِ آن تبر دارد <br> <br> تبر ، خاکستر و آتش <br> اَرمغان آن شَبَه <br> هدیه آدم‌نماست <br> آه ای آدم نما <br> ای شَبَه <br> ای دود<br> هیچ می دانی <br> کمتر از سُمِ های آن بزغاله ای <br> <br> (محمد نعمتی - آبدانان )<br> <br> (برای رویش یک جوانه از میوه ی درخت بلوط ابر و باد و باران و آفتاب و ..... همه در یک سمفونی زیبا و هماهنگ مشارکت دارند اما هر کجا نابودی و تخریب وجود دارد بی گمان رَدِ پای یک انسان دیده می شود&nbsp; ‌.)</b></font> text/html 2017-01-21T14:21:27+01:00 mohammad-namati.mihanblog.com محمد نعمتی آتشنشان http://mohammad-namati.mihanblog.com/post/194 <div><br></div><div style="text-align: justify;"><b><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">"به یاد آتشنشان های شهید "</font></b></div><div style="text-align: justify;"><b><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><br></font></b></div><div style="text-align: justify;"><b><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">شعله های آتش که زبانه کشید و دود و خاکستر که به هوا خاست تو بودی و یک دنیا امید حضورت . در این روزگاری</font></b></div><div style="text-align: justify;"><b><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp;که آتش افروزان جولان می دهند و شعله های سرکش آتش را پی در پی می دمند تو هستی و یک دنیا آرزو ، آرزوهای قشنگی که دستان آتش نشان تو به ارمغان می آورند . تو سخاوتمندترین انسان این روزگاری ، تو که زبانه های آتش را به کام خویش می بلعی تا روزنه ای برای رهایی دیگران بیابی.</font></b></div><div style="text-align: justify;"><b><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">گر چه امروز آوار پلاسکو تو را به کام خویش کشید امااین آوار بهت و حیرت روزگار بود که فرو ریخت تا میان تو و آدم های موبایل بدست و همان هایی که هیچگاه نیستند اما بعد ِحادثه همه جا هستند فاصله ای به اندازه ی انسانیت باشد . زبانه های آتش در حضور تو سر تعظیم فرو آوردند اما افسوس که آوار روزگار بر سینه ی مهربان تو سنگینی نمود . تو ترنم زیبای غزل انسانیت هستی و ترجمان شعر پر احساس مردانگی ، تو دیباچه ای بر کتاب قطور شجاعت و صفحه ای زرنگار از تاریخ این روزگار می مانی ، آرام و آسوده بخواب که شهره ی مردانگی ات در اعماق زمان پیچیده است .</font></b></div><div style="text-align: justify;"><b><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">(محمد نعمتی )</font></b></div> text/html 2017-01-15T17:59:57+01:00 mohammad-namati.mihanblog.com محمد نعمتی "رد پای یک مرد " http://mohammad-namati.mihanblog.com/post/193 <div><br></div><div style="text-align: center;"><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4" color="#ff0000">"رد پای یک مرد "</font></div><div style="text-align: justify;">&nbsp;<font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">پس از رحلت حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام واکنش های متفاوتی در سطح مردم و نخبگان جامعه ایجاد شد برخی با قضاوتهایی احساسی در سوگ او مدیحه سرایی کردند و عده ای مغرضانه و ناجوانمردانه به شخصیت و جایگاه او حمله کردند برخی او را سفید و عده ای سیاه دیدند . البته این راز شخصیت آیت الله است که هم دوستان و هم دشمنان برای او احترام و جایگاه خاصی قائل هستند اکنون و پس از فروکش کردن برخی احساسات زودگذر در این یاداشت نگاهی اجمالی به شخصیت و جایگاه آیت الله هاشمی رفسنجانی خواهیم داشت نگاهی که نه سفید و سیاه بلکه خاکستری است شخصیت و عملکرد آیت الله هاشمی رفسنجانی را باید از صفر تا صد با هم دید و قضاوت کرد در این نوشته به جهت رعایت اختصار در نوشتن از عبارت " آقای هاشمی رفسنجانی " بیشتر استفاده شده است .آیت الله هاشمی بهرمانی رفسنجانی را باید برگ قطوری از تاریخ معاصر ایران دانست . مردی که در طول زندگی هشتاد و دوساله خویش از کودکی بهرمانی به نوجوانی ایرانی و از طلبه ای مبارز به ریاست جمهوری یک کشور بزرگ و متمدن رسید . او هم زندگی در روستای محروم بهرمان را تجربه کرد و هم در کمیته مشترک ضد خرابکاری حکومت پهلوی بازداشت و روزگار سختی را گذراند . رد پای او را می توان از کف زندان اوین تا صندلی ریاست جمهوری در کاخ سعد آباد جستجو کرد . اکبر هاشمی بهرمانی رفسنجانی نامی طولانی با سایه ای دراز بر کشور پهناور ایران ، خاور میانه و دنیای معاصر است . او با زیرکی ، فراست و تیزهوشی تاثیرات مهمی در روند معادلات منطقه ای و جهانی ایجاد کرد چه به عنوان مبارزی انقلابی در سرنگونی حکومت پهلوی و چه به عنوان عنصری موثر در استقرار و تثبیت جمهوری اسلامی و چه به عنوان رئیس جمهوری قدرتمند در برقراری روابط دیپلماتیک با دنیای معاصر . هاشمی رفسنجانی مردی برای تمام فصول بود او ظرفیتی تمام ناشدنی داشت و شاید تا سالهای زیادی پس از وفاتش سایه ی او بر معادلات سیاسی این کشور پهناور سنگینی نماید . روزگاری در نقش یک مبارز جوان و پر احساس به مقابله با حکومت پهلوی پرداخت و مجاهدتهای فراوانی در این راه مقدس متحمل شد . نام هاشمی رفسنجانی در همان روزهای آغازین انقلاب به سرعت به نامی آشنا تبدیل شد . او در تمام معادلات و فعل و انفعالات جمهوری اسلامی از آغاز تا کنون نقشی موثر و بی بدیل داشته است . او در حزب جمهوری اسلامی برای تثبیت جمهوری اسلامی نقش پر رنگی ایفا نمود . در مجلس خبرگان قانون اساسی حضور پر رنگی داشت . در مجلس قانونگذاری شورای اسلامی مدت طولانی در نقش رئیس قوه ی مقننه در تصویب یا حذف بسیاری قوانین خوب یا بد کشورنقش موثری داشت . در دوران دفاع مقدس جانشین فرماندهی کل قوا شد و در اداره جنگ تحمیلی و پایان دادن به آن نقشی بی بدیل داشت . پس از ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره) وظیفه ی انقلابی و تاریخی خود را به عنوان عضوی موثر در مجلس خبرگان با انتخاب مقام معظم رهبری به خوبی ایفا کرد . پس از جنگ تحمیلی با جلوس بر کرسی ریاست جمهوری به عنوان سردار سازندگی در بازسازی خرابی های ۸ سال دفاع مقدس و رفع محرومیت ها تلاش بسیاری نمود .پس از آن با حضور در جایگاه رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنان به عنوان مردی قدرتمند در عرصه سیاست ورزی جمهوری اسلامی حضوری پر رنگ داشت . هاشمی رفسنجانی به مانند همه ی مبارزان انقلابی و سیاست مداران گذشته ، حال و حتی آینده ، معصوم و بری از اشتباه نبوده است .توجه عمیق او به بازسازی ویرانی های جنگ و عدم توجه به توسعه سیاسی در طول دوران ریاست جمهوری باعث شد تا برخی انتقادهای تند و تیزی را متوجه او نمایند و به او لقب عالیجناب سرخ پوش &nbsp;بدهند . با باز شدن فضای سیاسی کشور &nbsp;منتقدان هاشمی رفسنجانی بی محابا او را نقد کردند برخی او را مروج فرهنگ اشرافیت نامیدند و او ، فرزندان و اطرافیانش را متهم به فعالیتهای گسترده اقتصادی نمودند . هاشمی رفسنجانی برای اولین بار در دهه ی هفتاد مورد نقد و هجمه منتقدان قرار گرفت منتقدانی که هم در اردوگاه چپ بودند و هم درطیف راست قرار داشتند. منتقدانی که در میان آنها از اصلاح طلب تا اصولگرا و از لیبرال تا اپوزیسیون وجود داشتند . با روی کار آمدن دولت اصلاح طلبان در دوم خرداد ۱۳۷۶ هجمه و انتقاد به عملکرد هاشمی رفسنجانی آغاز شد &nbsp;و تقریبا با باز شدن فضای سیاسی کشور و رشد مطبوعات نوشته های زیادی در نقد عملکرد دولت سازندگی منتشر گردید . ۸ سال دولت اصلاح طلبان رویارویی نرم و آرامی با دولت هاشمی رفسنجانی بود . در این دوره اصولگرایان همچنان هاشمی رفسنجانی را عضوی از بدنه ی خویش می پنداشتند و او را به عنوان عضو اصلی جامعه روحانیت مبارز کنش گری اصولگرا به شمار می آوردند . با روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد تحولات زیادی در سپهر سیاسی ایران روی داد که عمده ترین آن چرخش اصلاح طلبان به سمت</font><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: large;">هاشمی رفسنجانی و رویگردانی بخشی از اصولگرایان از ایشان بود . هاشمی رفسنجانی در دوره ی ریاست جمهوری خود مقام مهم نخست وزیری را حذف و به سطح معاون اولی کاهش داد انتخاب او در این دوره &nbsp;میر حسین موسوی ، &nbsp;نخست وزیر چپ گرای دوره های گذشته نبود بلکه چهره ای راست گرا &nbsp;به نام حسن حبیبی شد. در دهه ی هشتاد جای بسیاری موافقان و مخالفان هاشمی رفسنجانی جابجا شد بخش زیادی از راست سنتی و اصولگرایان منتقد او شدند و متفکران و مروجان عالیجناب سرخ پوش به صف حامیان او پیوستند در واقع در یک محاسبه نادرست در دوره های مختلف هم اصولگرایان و هم اصلاح طلبان فکر مصادره کردن آیت الله هاشمی رفسنجانی را به عنوان یک راهبرد و تاکتیک سیاسی مد نظر داشتند و هر کدام در مقطع زمانی خاص معتقدند که او را مصادره به مطلوب نموده اند اما غافل از اینکه شخصیت ، جایگاه و پایگاه خاص اجتماعی آقای هاشمی قابل مصادره نیست بلکه این احزاب و مردان سیاست بودند که در میدان بازی آیت الله هاشمی به عنوان کنش گرانی گاه پیروز و گاه شکست خورده ، بازی خوردند . چون زیرکی و فراست خاص ایشان در طول دهه های مختلف با رویدادهای اجتماعی متفاوت نشان داده که او نه بازیگر ، که کارگردانی فعال و چیره دست است . بسیاری &nbsp;دیروز ، امروز و حتی آینده سعی کرده و خواهند نمود تا شخصیت ایشان را به نفع خود مصادره نمایند اما او در تراز هیچ حزب سیاسی قرار نخواهد گرفت .تاکتیکهای سیاسی خاص و واکنش های متفاوت و غیر قابل پیش بینی " آشیخ اکبر " برگ برنده او در میدان سیاست بود . در واقع هم اصولگرایان و هم اصلاح طلبان در برش های متفاوت زمانی ناگزیر به نزدیکی یا دوری از مواضع ایشان شدند اما این همان ظاهر قضیه است چرا که روش و &nbsp;منش آیت الله برای ارتقاء نظام جمهوری اسلامی و میزان پایبندی ایشان از آغاز تا پایان از دوران سخت مبارزه قبل از انقلاب &nbsp;تا دوران سازندگی و از آنجا تا به امروز در یک امتداد تعریف می شود هر چند ممکن است تراز این حرکت در برخی زمان ها به هم خورده و حباب تراز حرکت ایشان گاهی وزنه را به نفع اصولگرایان و گاهی به نفع اصلاح طلبان سنگین نموده باشد. &nbsp;اصولگرایان &nbsp;و اصلاح طلبان در تمام دوران حیات ایشان با نزدیکی یا دوری از &nbsp;مواضع ایشان خود را برنده انتخابات و فضای سیاسی کشور می کردند. گاهی با دفاع از او و &nbsp;گاهی با حمله به شخصیت و عملکرد او برنده یا بازنده انتخابات می شدند و هاشمی رفسنجانی به سان همان حباب تراز سیاست ورزی ایران نقش پاندول و وزنه سیاسی برای ایحاد تعادل در جامعه را بدرستی انجام می داد در اوج همراهی و حمایت اصلاح طلبان از مواضع ایشان که به زعم برخی بداندیشان &nbsp;او را از یار و رفیق دیرین خویش جدا کرده اند در مقابل دوربین های تلویزیونی با صداقتی مثال زدنی می گوید : " عشق من آقای خامنه ای است " و باز ادامه می دهد که " &nbsp;او در مقام رهبری و من در مقام رهروی هستم "و با این جمله در عین ابراز صمیمیت و دلدادگی به رهبر معظم انقلاب فاصله جایگاه خود با ولی فقیه و رهبری نظام جمهوری اسلامی را بدرستی حفظ می کند تا خناسان امکان سوء استفاده از رفتار سیاسی ایشان را نداشته باشند . نگارنده در طول حیات سیاسی آقای هاشمی سه بار فرصت نوشتن نام ایشان در برگه اخد رای را داشته است اما نگاه من به شخصیت سیاسی آقای هاشمی نگاهی سیاه یا سفید نیست چرا که هم رفتار کسانی که در طول حیات ایشان به شخصیت او حمله کرده و ایشان را تخریب نموده اند قابل دفاع نمی دانم و هم کسانی که از او یک قدیسه می سازند و او را بری از هر اشتباه می دانند برخی که امروز برای او رخت سیاه بر تن کرده و در شهرستانها در صف اول مراسم ترحیم او حاضر می شوند شاید هیچ گاه حاضر نشده اند نام او را بر برگه ی اخذ رای بنویسند اما امروز به جهت نزدیکی منافع آنها به مواضع سیاسی آقای هاشمی برای او دایه ی مهربان تر از مادر شده اند . آنچه مسلم است مقام معظم رهبری در پیام پر محتوای خویش به درستی به همرزم و همراه ۵۹ ساله ی خویش اشاره فرموده اند در مراسم تشییع پیکر او گروههای مختلفی حضور داشتند هم دوستان بودند و هم دشمنان هم موافقان بودند و هم منتقدان و مخالفان ، اما رفتار و واکنش آنها در قبال رحلت آیت الله هاشمی رفسنجانی و بدرقه ی ایشان قابل تامل است برخی منتقدان با الهام از آموزه های دینی و باورهای مذهبی برای او نماز میت خواندند و همصدا و همنوا با رهبری معظم انقلاب او را تا جایگاه ابدی خویش در جوار بنیانگذار انقلاب اسلامی بدرقه و تشییع کردند و برخی مدعیان دوستی با ایشان به جای تکبیر و سایر اذکار مراسم تشییع ، &nbsp;شعارهای سیاسی و... سر دادند تاریخ گواهی خواهد داد که دوستان راستین و حقیقی آیت الله هاشمی رفسنجانی چه کسانی خواهند بود ؟ برخی او را عالیجناب سرخ پوش و برخی مرد شماره دو نظام می نامیدند . عده ای او را عامل اشرافیت و عده ای سردار سازندگی خواندند</span><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: large;">. زمانی به علت برخی رویدادهای خارجی به برخی کشورها ممنوع الورود شد و گاهی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ممنوع التصویر شد . اما شاید صمیمی ترین و بی تکلف ترین تعبیر را خانم مرعشی همسر مکرم ایشان داشتند که او را " آشیخ اکبر "صدا می زد . &nbsp;به هر حال شاید در تاریخ معاصر ایران افرادی به اندازه ی انگشتان دست وجود داشته باشند که تاثیرات مهم و ماندگاری در عرصه سیاسی این کشور داشته باشند و بی تردید &nbsp;آقای هاشمی رفسنجانی با مجموع عملکردهای مثبت و منفی یکی از برجسته ترین آنها خواهد بود . آیا در سال های آینده باز شاهد چرخش ناگهانی &nbsp;اصولگرایان یا اصلاح طلبان نسبت به مواضع هاشمی رفسنجانی خواهیم بود ؟ آیا چنانچه در آینده فیلم هایی از سخنان و مواضع سیاسی ایشان منتشر شود جای موافقان و مخالفان " &nbsp;آشیخ اکبر " باز هم جابجا خواهد شد ؟ باید منتظر ماند تا حوادث و رویدادهای آینده پرده از بسیاری واقعیت ها بردارد . &nbsp;(محمد نعمتی - آبدانان)</span></div></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp;</font></div> text/html 2017-01-14T12:41:04+01:00 mohammad-namati.mihanblog.com محمد نعمتی آتش در نَیِستان ! http://mohammad-namati.mihanblog.com/post/118 <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: center;"><span lang="FA"><font face="arial, helvetica, sans-serif"><b><font size="5" color="#cc0000">آتش در نَیِستان&nbsp;</font></b></font></span></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: center;"><b style="text-align: justify; font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"><span lang="FA">متاسفانه دیرهنگامی است که اعتقادات دینی مردم هدف شبیخون فرهنگی دشمن قرار گرفته است&nbsp;&nbsp;و به هزار دلیل غیر موجه مسئولان فرهنگی و عالمان دینی از تاثیرات مخرب آنها غافل مانده اند یکی از این نقاط هدف که شوربختانه خیلی آرام و بی سر و صدا در میان لایه های مختلفی از جامعه ی انسانی ما شیوع پیدا کرده و مثل خوره به جان عده ای از هموطنان ما افتاده است بحث نزول و ربا خواری است . سالهاست که توجیهات غلط و نادرستی در باور مردم شکل گرفته است که چون بانک ها به سپرده های مردم سود می دهند یا با پرداخت تسهیلات بانکی از مردم سود می گیرند بنابراین ما هم می توانیم بدون انجام تشریفات بانکی پول های خودمان را به عنوان وام به مردم پرداخت کرده و از آنان بهره و سود بگیریم . بدعتی که خیلی سریع برای آن کلاه شرعی هم درست شد و با فریب افکار عمومی نزول و<font color="#cc0000"> ربا خواری که در قرآن کریم گناهی بزرگ و جنگ با خدا و رسولش معرفی شده</font> <font color="#cc0000">به کار روز مره ی عده ی سود جو و منفعت طلب از خدا بی خبر تبدیل گردید</font> تا آنجا که حتی عده ای در پوشش مغازه دار و کاسب عملاً به مردم پول می دهند و نزول آنرا با بهره های فراوان از آنان می گیرند. خداوند&nbsp;&nbsp;ربا خواری را حرام دانسته و در آیات متعددی از قرآن کریم مردم را از ربا خواری نهی فرموده و آنان را بر حذر داشته است . از جمله در سوره بقره آیه 279 (( فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ فَأْذَنُواْ بِحَرْبٍ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَإِن تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُؤُوسُ أَمْوَالِكُمْ لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ )) "<font color="#cc0000"> پس اگر نمی کنید این کار را و دست از ربا نمی کشید اعلام کنید به جنگ با خدا و رسول خدا و اگر توبه کنید از ربا پس از برای شماست مایه و اصل اموال شما نه سود آن که ربا است ، ظلم نکنید و مظلوم هم نشوید</font></span><font color="#cc0000"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>.</span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span>&nbsp;<span lang="FA">"</span></font></b></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3"><b><span lang="FA">قرآن کریم در این آیه ی شریفه ، ربا خواری را اعلام جنگ با خدا و رسول خدا دانسته است . اگر همین یک آیه هم در باب ربا خواری نازل شده باشد کافی است تا آدمی به این کار متوسل نشود چرا که اعلام جنگ با خدا و رسول خدا یعنی&nbsp;&nbsp;کفر ، طغیان و سرکشی در برابر خداوند متعال و کسی که در برابر&nbsp;&nbsp;فرمان الهی طغیان کند کافر و محکوم به عذاب و آتش دوزخ است&nbsp;&nbsp;. یا در سوره روم آیه 39 (( وَ ما آتَیْتُمْ مِنْ رِباً لِیَرْبُوَا فی‏ أَمْوالِ النَّاسِ فَلا یَرْبُوا عِنْدَ اللَّهِ وَ ما آتَیْتُمْ مِنْ زَكاةٍ تُریدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُون‏ ))&nbsp;&nbsp;"و آنچه می دهید از ربا تا اینکه بیفزاید در مالهای مردم ، بدانید که زیاد نمیشود آن مال نزد خدا و برکت در آن مال نیابد و آنچه میدهید از زکات که میخواهید ثواب خدا و رضای او را آن گروه زیاد کننده اند مال خود را</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>.</span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span>&nbsp;<span lang="FA">"<o:p></o:p></span></b></font></p><p class="MsoNormal" dir="RTL"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3"><b><span lang="FA">رسول اكرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله می فرمایند</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>:&nbsp;<br></span><span lang="FA">اِنَّ اللّه عَزَّوَجَلَّ لَعَنَ آكِلَ الرِّبا وَمُؤكِلَهُ وَكاتِبَهُ وَشاهِدَیْهِ؛</span><span dir="LTR"><br></span><font color="#cc0000"><span lang="FA">خداى عزوجل رباخوار و ربا دهنده و نویسنده و شاهد بر آن را لعنت كرده است</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>.</span></font><span lang="FA"><o:p></o:p></span></b></font></p><p class="MsoNormal" dir="RTL"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3"><b><span lang="FA">یا در حدیثی دیگر رسول اكرم صلى الله علیه و آله می فرمایند :&nbsp;</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>&nbsp;<br></span><span lang="FA">أتَیْتُ لَیْلَةً اُسْرِىَ بى عَلى قَوْمٍ بُطونُهُم كَالْبُیوتِ فیهَا الْحَیّاتُ تُرى مِنْ خارِجِ بُطونِهِمْ فَقُلْتُ: مَنْ هؤُلاءِ یا جَبْرَئیلُ؟ قالَ: هؤُلاءِ أَكَلَةُ الرِّبا؛</span><span dir="LTR"><br></span><font color="#000099"><span lang="FA">شبى كه به معراج رفتم برمردمى گذشتم كه شكم هایشان چون خانه اى بود و در آنها مارهایى وجود داشت كه از بیرون شكمهایشان دیده مى شد. پرسیدم: اى جبرئیل اینها كیستند؟ گفت: اینان رباخوارانند</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>.</span></font></b></font></p><p class="MsoNormal" dir="RTL"><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"><span lang="FA">باز حدیث دیگری از رسول اكرم صلى الله علیه و آله</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span lang="FA" dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>&nbsp;</span><span lang="FA">نقل است که می فرمایند :</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>&nbsp;</span></b></p><p class="MsoNormal" dir="RTL"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3"><b><span lang="FA">مَن باعَ وَ اشتَرَی فَلیَحفَظ خَمسَ خِصال وَ إلّا فَلا یَشتَرینَّ وَ لَا یَبیعَنَّ: ألرِّبا وَ الحَلفَ وَ کِتمانَ العَیبِ وَ الحَمدَ إذا باع وَ الذَّمَّ إذا اشتَرَی</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>.<br></span><span lang="FA">هر که تجارت می کند باید از پنج چیز دوری گزیند و گرنه اصلا خرید و فروش نکند: ربا، قسم خوردن، کتمان عیب، تعریف از کالایی که می فروشد و بدگویی از کالایی که می خرد<o:p></o:p></span></b></font></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify;"><span lang="FA"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3"><b>با این اوصاف و حکم صریح قرآن کریم ،&nbsp;&nbsp;متاسفانه برخی مثل آب خوردن ربا می خورند وجامعه ی انسانی و اسلامی ما را به ننگ ربا خواری آغشته می کنند . &nbsp;در کمال تاسف ربا خوار و ربا دهنده و بنویس و شاهد بر آن فراوانند در گوشه و کنار ما کسانی هستند که حتی دم از دیانت می زنند اما به ربا خواری مشغولند شاید شما نیز در اطراف و اکناف خود کسانی را سراغ داشته باشید که پول ربا می خورند آنچه که مایه ی تاسف شدید است اینکه هیچ کار فرهنگی در این رابطه و برای جلوگیری از این کار صورت نمی گیرد شاید تنها کاری که سالی یک بار انجام می پذیرد در فصل برداشت محصول گندم است که عده ای با نصب بنر به سنت نیکوی جمع آوری زکات آگاهی می دهند &nbsp;شورای فرهنگ عمومی این شهرستان باید در این زمینه کاری انجام دهد &nbsp;متاسفانه چالش های ضد فرهنگی فراوانی همچون ربا خواری ، دروغ گوئی ، ریا ، طلاق، زیر آب زنی ، تهمت و اتهام ، ظاهر سازی ، غیبت و... به کار روزمره ی عده ای تبدیل شده و حسناتی مانند احسان ، نیکی کردن ، صله رحم ، قرض الحسنه ، خمس و زکات و.... آنچنان که شایسته است انجام نمی گیرد .&nbsp;&nbsp;زندگی انسان همچون نیستانی است که هر لحظه با شعله ای می تواند آتش گرفته و از بین رود . ربا خواری همچون آتشی در نیستان زندگی است که نه تنها ربا خوار و ربا دهنده که سایر هموطنان ما را نیز طعمه ی شعله های خود خواهد نمود&nbsp;&nbsp;ما امیدواریم که سنت نیکوی قرض الحسنه جای خود را به جنگ و دشمنی با خدا و رسولش یعنی ربا خواری بدهد در نوشته های بعدی بیشتر در این خصوص خواهم نوشت .(محمد نعمتی - وبلاگ نقاطع)</b></font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify"><br></p> text/html 2016-12-12T20:17:57+01:00 mohammad-namati.mihanblog.com محمد نعمتی نامه ای برای فردا ! http://mohammad-namati.mihanblog.com/post/45 <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: center;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" color="#cc0000" size="5"><span style="line-height: 12px;"><b><br></b></span></font></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: center;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" color="#cc0000" size="5"><span style="line-height: 12px;"><b>نامه 31 نهج البلاغه&nbsp;</b></span></font></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: center;"><font size="3" color="#009900"><b><span lang="FA" style="font-family:&quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin;mso-hansi-font-family:Calibri;mso-hansi-theme-font: minor-latin;mso-bidi-font-family:Arial;mso-bidi-theme-font:minor-bidi">فرازی از وصایای حضرت &nbsp;امام علی(ع) &nbsp;به امام حسن مجتبی (ع)</span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify"><font size="3"><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span><b><span lang="FA" style="font-family:&quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-ascii-font-family:Calibri;mso-ascii-theme-font:minor-latin;mso-hansi-font-family: Calibri;mso-hansi-theme-font:minor-latin;mso-bidi-font-family:Arial;mso-bidi-theme-font: minor-bidi"><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span>&nbsp;این نامه را امام ازسرزمین حاضرین هنگام بازگشت از صفین به او نوشته است .</span></b><span lang="FA" style="font-family:&quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin;mso-hansi-font-family:Calibri;mso-hansi-theme-font: minor-latin;mso-bidi-font-family:Arial;mso-bidi-theme-font:minor-bidi"><o:p></o:p></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family:&quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin;mso-hansi-font-family:Calibri;mso-hansi-theme-font: minor-latin;mso-bidi-font-family:Arial;mso-bidi-theme-font:minor-bidi">این نامه ای است &nbsp;از پدری فانی که آفتاب عمرش رو به غروب است و خواه ناخواه تسلیم گذشت دنیاست هم او که در منزلگاه پیشینیان سکنی گرفته و فردا از آن کوچ خواهد کرد . به فرزندی آرزومند ،آرزومند چیزی که هرگز به دست نمی آید &nbsp;و در راهی گام می نهد که دیگران در آن گام نهادند و هلاک شدند به کسی که هدف بیماری ها است &nbsp;گروگان روزگار، در تیررس مصائب ، بنده دنیا &nbsp;، بازرگان غرور بدهکار و اسیر مرگ ، هم پیمان اندوهها، قرین غمها، &nbsp;آماج آفات و بلاها ، مغلوب&nbsp;شهوات و جانشین مردگان . اما بعد آگاهی من از پشت کردن دنیا و چیرگی روزگار &nbsp;و روی آوردن آخرت به سویم مرا از یاد غیر خودم بازداشته و تمام اهتمامم را&nbsp;به&nbsp;سوی آخرت جلب کرده است و از آنجا که به خویشتن مشغولم &nbsp;از غیر خودم روی برتافته ام .این وضع هوا و هوسم را کنار زده و نظر خالص و نهائی را برای من آشکار ساخته لذا مرا به مرحله ای رسانده که سراسر جدی است و شوخی در آن راه ندارد و به راستی و صداقتی کشانده که در آن دروغ نیست . و چون&nbsp;تو را جزئی از خود بلکه همه خودم یافتم آ ن چنانکه اگر ناراحتی به تو رسد به من رسیده و اگر مرگ دامنت را بگیرد گویا دامن مرا گرفته به این جهت اهتمام کار تو را اهتمام کار خود یافتم &nbsp;لذا این نامه را برای تو نوشتم تا تکیه گاه تو باشد خواه من زنده باشم یا نباشم . &nbsp;پسرم تو را به تقوا و التزام به فرمان خدا ، آبادکردن قلب و روح با ذکر او و چنگ زدن به ریسمان الهی توصیه می کنم &nbsp;و چه وسیله ای می تواند مطمئن تر از رابطه ای که بین تو و خدا است اگر به آن چنگ زنی باشد ؟ <font color="#ff0000">قلبت را با موعظه&nbsp;و اندرز زنده کن و هوای نفست را &nbsp;با زهد و بی اعتنائی بمیران دل را با یقین نیرومند ساز و با حکمت و دانش نورانی نما &nbsp;و با یاد مرگ رام کن و&nbsp;آن&nbsp;را به اقرار به فناء دنیا وادار و با نشان دادن فجایع دنیا او را بصیر گردان &nbsp;و از حملات روزگار و زشتیهای گردش شب و روز برحذرش دار</font> &nbsp;اخبار گذشتگان&nbsp;را بر او عرضه نما و آنچه را که به پیشینیان رسیده است یادآوریش کن &nbsp;در دیار و آثار مخروبه آنها گردش نما و درست بنگر آنها چه کرده اند ببین از کجا منتقل&nbsp;شده اند &nbsp;و در کجا فرود آمده اند خواهی دید از میان دوستان منتقل شده &nbsp;و به دیار غربت بار انداخته اند گویا طولی نکشد که تو هم یکی از آنها خواهی بود&nbsp;. بنابراین &nbsp;<font color="#3333ff">منزلگاه آینده خود را اصلاح کن آخرتت را به دنیایت مفروش و در موردآنچه نمی دانی سخن مگو در آنچه موظف نیستی کسی را مخاطب&nbsp;نساز و در راهی که ترس گمراهی در آن داری قدم مگذار</font> چه اینکه خودداری به هنگام بیم از گمراهی بهتر از آن است که انسان خود را در مسیرهای خطرناک بیفکند . <font color="#ff0000">&nbsp;امر به معروف کن تا خود اهل معروف باشی با دست و زبانت منکرات را انکار نما و از کسیکه عمل بد انجام می دهد به سختی دوری &nbsp;گزین &nbsp;و&nbsp;در راه خدا تا سرحد توان تلاش کن و هرگز سرزنش سرزنش گران ، تو را از تلاش در راه خدا باز ندارد . &nbsp;در دریای سختی ها و مشکلات در راه حق هر جا&nbsp;که باشد&nbsp;فرو رو در دین تفقه کن &nbsp;خویشتن را بر استقامت در برابر مشکلات عادت ده که شکیبائی در راه حق از اخلاق نیک به شمار می رود</font> ......</span></b><span lang="FA" style="font-family:&quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin;mso-hansi-font-family:Calibri;mso-hansi-theme-font: minor-latin;mso-bidi-font-family:Arial;mso-bidi-theme-font:minor-bidi"><o:p></o:p></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span dir="LTR"><o:p><font size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p> text/html 2016-12-01T21:44:18+01:00 mohammad-namati.mihanblog.com محمد نعمتی لحظه انتظار http://mohammad-namati.mihanblog.com/post/192 <div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">به یاد همکار خوبمان زنده یاد مرحوم رحم خدا ناصری و همسرشان که ناباورانه از جمع ما رفتند .</font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><br></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">از فراسوی زمان گذشتیم&nbsp;</font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">ثانیه به ثانیه و لحظه به لحظه&nbsp;</font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">امتداد آسمان را گرفتیم</font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">تا نگاهمان به سرخی افق &nbsp;جمعه برسد&nbsp;</font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">می خواهیم به لحظه ی ناب با تو بودن برسیم&nbsp;</font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">ما میراث دار رنجی هزار ساله ایم</font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">رنجی پر از انتظار&nbsp;</font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">و انتظاری پر از رنجوری&nbsp;</font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">نگاهی ، پر از ، چشم به راه بودن، داریم</font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">و چشمانی پر از ستاره بودن</font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp;باز جمعه است&nbsp;</font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">نفسم بوی آمدن باران گرفته&nbsp;</font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">و دلم بهانه ی آمدن تو دارد&nbsp;</font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp;تو گویی&nbsp;</font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">لحظه ی دیدار نزدیک است.</font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><br></font></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;( محمد نعمتی ۱۳۹۵/۹/۱۱)</font></div> text/html 2016-11-28T05:35:10+01:00 mohammad-namati.mihanblog.com محمد نعمتی السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع) http://mohammad-namati.mihanblog.com/post/172 تقدیم به ساحت ملکوتی حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام <br> <br> اومدم&nbsp; امام رضا ،&nbsp; طلب شفا کنم <br> توی ایوون طلا ،&nbsp; با دلم دعا کنم <br> <br> اومدم امام رضا ،&nbsp; زیر طاق&nbsp; حرمت <br> بشینم کنار حوض ، دردمو دوا کنم <br> <br> اومدم از راه دور&nbsp; ، از دل بیابونا<br> بشینم کنار تو&nbsp; ، آقامو صدا کنم <br> <br> هی بگم امام رضا ، قربون مرامتم <br> زیر گنبد طلا ،&nbsp; سهممو سوا کنم <br> <br> کفترای حرمت ، یهو&nbsp; هم صدا شدن <br> انگاری به من میگن هی رضا رضا کنم <br> <br> آهو ها به من میگن ضامن اونا شدی <br> &nbsp;اومدم امام رضا ، نذرمو&nbsp; ادا کنم <br> <br> دل من&nbsp; امام رضا ، هنوز هم تو کربلاس<br> اومدم با چشم تر&nbsp; پیش تو صفا کنم <br> <br> سی ام صفر شده ، اومدم با گریه هام <br> توی مشهد رضا&nbsp; ، عاشورا به پا کنم <br> <br> (محمد نعمتی آذر 94 - آبدانان ) text/html 2016-11-23T17:51:53+01:00 mohammad-namati.mihanblog.com محمد نعمتی نامه ای به باران http://mohammad-namati.mihanblog.com/post/191 <div style="text-align: center;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4" color="#ff0000"><b>" نامه ای به باران "</b></font></div><div><br></div><div style="text-align: justify;">&nbsp;<font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>همنشین پاییز و زمستانم ، رنگین کمان بهارهای کودکی ام سلام ، باران جان، سلام بر تو و نَم نَم باریدن هایت ، سلام بر شُر شُر ناودانی ، آنگاه که دریچه آسمان باز می شود و مروارید های غلطان تو بر سقف خانه هایمان می نشیند و آرام آرام جاری می شود. سلام بر ابرهای باران زا که این روزها دلمان در غیابشان تنگ شده است. &nbsp;سلام بر گرفتگی و غرش سینه ی آسمان که &nbsp;در این حوالی صدایش شنیده نمی شود . باران جان اگر جویای حال ما هستی مَلالی نیست جز نباریدن تو ، باران مهربان این روزها دلمان سخت گرفته است هر روز صبح به امید آنکه تو می آیی از خواب برمی خیزیم &nbsp;نفس از لابه لای شُش های خاک خورده و ریه های خُشکمان به سختی بر می آید چشم &nbsp;به آبی آسمان که می گشاییم نفس هایمان به شماره می افتد و آهی سرد خبر از نیامدن تو می دهد . می دانیم که از ما رنجیده ای ، ما ارزش قطره های با برکت تو را ندانستیم . امروز چشمانمان از ندیدن مُرواریدهای زیبای تو خشک شده و طراوت از سرزمین مان رخت بر بسته . باران جان قبول داریم که دل هامان همچون صَخره های سنگ ، سخت شده است اما مگر تو بر صَخره های سنگ نباریدی و آنها را نرم و خاکستر نکردی ؟ گرچه دل ما چرکین است اما هنوز ته مانده ای از مهربانی در اعماق سیاه دل هایمان یافت می شود . می دانیم و می دانی که خیلی بَد کرده ایم اما تو بارانی ، تو آفریده شده ای برای باریدن ، ما بندگان گناهکار ، &nbsp;این روزها تو را نیز رنجانده ایم . باران مهربان ، تو دلی به وسعت آسمان داری و قلبی سرشار از مهربانی ، ما پشیمان و خِجِل و درمانده ایم و تو بخشاینده و مهربان ، باران &nbsp;عزیز ، بادِ سرد و سوز سرما صورتمان را بد جوری نوازش داده است سیلی سردِ سرما ، گونه هایمان را سُرخ نموده است . دستهای لرزانمان در مقابل گونه های سَرد و سُرخ فام &nbsp;به هوا برخواسته تا از درگاه خالق هستی بخش ، طلب بخشش و باران نماید ما از چشمهِ زُلال الهی ‌، تو را می طلبیم تا با آمدنت طراوت و شادابی به زندگی سرمازده و سَردمان بر گردد . باران جان پاییزِ سَرد و بی روحمان را با اشکهای غلطان خود طراوتی دوباره ببخش و ما را از این سَردی و نِخوت برهان ، زمین های کشاورزی و دانه های گندم چشم انتظار آمدن تو خشکیده اند .سیلی سردِ سرما ما را بس است ، ببار باران که زمینِ جانِ ما نیز تشنه ی باریدن توست .&nbsp;</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>ببار باران ببار ای یار دیرین</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>ببار از آسمان باز ، آبِ شیرین&nbsp;</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>ببار بر ما ، که جمله تِشنه گانیم</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>ببار کز تَلخی هم ، تَلخ کامیم&nbsp;</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>بیا با هم &nbsp;بخوانیم "باز باران "</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>به پاییز و زمستان و بهاران</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>بیا با هم بخوانیم بی بهانه</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>سرود " بازباران " با ترانه</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>ببار شُر شُر ببار نَم نَم&nbsp;</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>ببار از آسمان کَم کَم</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>ببار بر کوه ، ببار بر دشت و بر صحرا</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>ببار بر ساحل و بر موج و بر دریا&nbsp;</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>ببار باران ، ببار بر صورت سَردم&nbsp;</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>ببار از آسمان بر زخم و بر دَردم</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>بشو &nbsp;آب روان بر ناودانی&nbsp;</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>بشو روح روان بر زندگانی&nbsp;</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>به قطره قطره ات ما را نیاز است</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>ببار باران که هنگام نماز است .</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br></b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>" نماز باران و درخواست رحمت الهی را فراموش نکنیم "&nbsp;</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b>&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;( محمد نعمتی - آبدانان</b></font> )</div> text/html 2016-11-23T01:01:18+01:00 mohammad-namati.mihanblog.com محمد نعمتی بسیج http://mohammad-namati.mihanblog.com/post/169 <div style="text-align: justify;"><b style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><font size="4">( به مناسبت پنجم آذر ماه ، روز بسیج مستضعفان&nbsp; شعر زیر تقدیم می شود&nbsp;به همه ی آنانکه بسیجی هستند و خواهند ماند )</font></b></div> <font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><div style="text-align: justify;"><b>ای بسیجی نام نیکت ماندگار</b></div><b> جا نماز و آن پلاکت یادگار<br> چونکه ایمانت خروشان می شود <br> دشمن از نامت پریشان می شود <br> با خدایت عهد و پیمان&nbsp; بسته ای <br> ریسمانت را به قرآن بسته ای <br> در نبرد ، پیل افکنی ای شهسوار<br> دشمنت گوید هوار و الفرار<br> رستم دستان چو در عصر تو بود<br> بی گمان سرباز&nbsp; آن قصر تو بود <br> تو بر آن شیران دوران&nbsp; مهتری<br> هم بر آن اسفندیاران سروری <br> آن حکیم طوس گر بودش کنون <br> رستمش را از کتاب می کرد برون <br> او به جای آن یل&nbsp; اژدر فکن <br> یا به جای نامدار پیلتن <br> می نوشت نام تو را ای پهلوان <br> زآنکه پیل افکن تویی ای قهرمان<br> شاخ دشمن را شکستی بی امان <br> هم به خشکی هم به دریای عمان <br> ناو اهریمن هراسان کرده ای <br> ناخدایش را پریشان کرده ای <br> آنکه می گفت گر پرنده پر زند <br> از زمین و آسمان اژدر زند <br> چون تو را در موج آن دریا بدید <br> عکس&nbsp; ، ناوش هر کجا فردا بدید <br> ناو جنگی را ز دریا دور کرد <br> اژدرش را موج هایت کور کرد <br> آرکیوهایش زمین گیر کرده ای <br> هیبتش را پوچ و تحقیر کرده ای <br> همچنان نامت بلند ، آوازه ات فریاد باد <br> این وطن از نام نیکت تا ابد آباد باد&nbsp;</b></font><div><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="4"><b><br> (محمد نعمتی 5 آذر 94-آبدانان)<br> <br> <br> <br> <br> <br></b></font> <br> </div>